دلنوشتهشوق زیارت

دلنوشته ای برای سرور و سالار شهیدان

دلنوشته ای برای سرور و سالار شهیدان

مولا جان…..ای ثارالله(ع)

دردی دارم که دوای آن شما هستید……

 ورودم به کربلا…سرآغاز یک نگرانی است….

نگرانی ام  آن لحظه خداحافظیست….

آن لحظه وداع….

با خود می گویم بدون شما چه طور بر این نفس پیروز شوم……

مانده ام که چه طور پاسخ بی قراری این دل را بدهم…..

بی قراری دوری از پدری مهربان…..

بی قراری مهری که یک فرزند به پدرش دارد…………

چه کنم……..

ماندن در کربلا آرزوی واقعی و قلبی من است……….ذکر من پیوسته این است که جز کربلا معراجی تر ندیدم…..

به مردم می گویم:

ای مردم…گشتم….جز کربلا را بهتر ندیدم……

مولا جان….ای ثارالله(ع)…..عاشقم که بمانم….اما چه کنم….باید بروم…..وداع می کنم….وداعی که برگشت به کربلا را داشته باشد…….

با این درد …درد دوری و فراق از شما چه کنم؟

فراق ازپدری مهربان که پیوسته ناظر است تا خطائی نکنم….

پدری که خون خداست…..

پدری که احیاء گر دین جدش رسول خداست(ص)….

پدری که پاکمان می کند…….

دوری از شما…. 

دوری از علمدار(ع)……….

ماه بنی هاشم(ع)….

قمر عشیره(ع)……

آرامشش….مهربانیش……….سخاوتش……عشقش…..ولایت پذیری اش….

دوری از علی اکبر(ع) ..آری علی اکبر(ع)….آن شیر مرد بنی هاشم….آن یل نامدار…….آن شبه پیغمبر(ص)………

دوری ازحجتی اکبر ….علی اصغر(ع) ……..که قربانی کج فهمی عده ای اراذل و اوباش شد…..دوری از سند مظلومیت….

دوری از حبیب(ع)….

حبیب رسول خدا(ص)…

حبیب امیرالمومنین(ع) ……

محرم تنهایی و غربت برادرتان …..

حبیبی که فدائی شما بود…..

دروی از ۷۲ تن…..

آن دلیر مردانی که خوشا به حالشان….

بندگی کردند…..

خوشابه حالشان که از زبان نور خدا….خون خدا…..بهترین یاران نامیده شدند….

۷۲پروانه ای که عاشقانه و ولایت پذیر به گرد قرآن ناطق پیچیدند……فداشدند….بال و پر سوزاندند و به معشوق رسیدند.

آقا جان….مولاجان….ای ثارالله(ع)…..با دوری از شما چه کنم…..دوری از شما اهل بیت(ع) برایم سنگین است…..خودتان می دانید…..چه می گویم….دوری از شما اهل بیت(ع)….یعنی تنهایی…..یعنی غربت….یعنی سردی………..

اما……یک جمله دارم…..

در این دوران تنهائی و غربت….

دراین دنیای بی وفا….

در این دنیای بی مهر….

در این دنیایی که مرا از شما جد بزرگوارم جدا کرده است… 

جدم …..علی بن موسی الرضا علیه السلام…..جای خالی شما را پر کرده است….

نگاهم می کند….

تنهایم نمی گذارد…..

به حرف هایم گوش می دهد…..

خطائم را می بخشد….

مرا به خود وابسته ساخته است……… 

ای حسین جان(ع)….درست است که امروز به تقدیر زمانه از شما و کربلایت دور مانده ام…..

اما فرزند غریبتان….کریم اهل بیت(ع)…..اجازه احساس غربت در این دوری به من نمی دهد……. .

آری……اهل بیت(ع) …همگی یک گوهرند……همگی اولیاء خدا هستند….نور واحد

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا(ع)

خداوند لعنت کند کسانی که شما اهل بیت(ع) را به شهادت رساندند و به شما ظلم کرده و حق تان را غصب کردند…… 

زائر

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن