دانستنی هازیارت و فلسفه زیارت

زمانی که امام حسین(ع) به فرزندش مژده بهشت داد

امام حسین(ع) در یکی از منزلگاه‌های مسیر کربلا سر بر بالین نهاد و به خوابى سبک رفت و بیدار شد و فرمود: «در رؤیا دیدم که هاتفى مى‏‌گفت: شما در مسیر شهادت هستید...».

زمانی که امام حسین(ع) به فرزندش مژده بهشت داد

امام حسین(ع) در یکی از منزلگاه‌های مسیر کربلا سر بر بالین نهاد و به خوابى سبک رفت و بیدار شد و فرمود: «در رؤیا دیدم که هاتفى مى‏‌گفت: شما در مسیر شهادت هستید…».

چند روزی بیش نیست که امام حسین(ع) کاروان خویش را از مکه به‌سوی کربلا حرکت داد؛ کاروانی که بناست تحت ولایت امام عالم و معلمی الهی از ظلمات نفس به‌سوی آسمانی از نور سیر داده شود و آشیانه خویش را در اعلی علیین بنا کند و در نهایت به لقای خداوند دست یابد. اما امام حسین(ع) در آغازین لحظات حرکت کاروان شرطی را برای این سلوک نورانی تعیین کرد و فرمود «هرکس قصد دارد نفس خویش را در راه ما قربانی کند و آماده ملاقات با خداست، با ما حرکت کند؛ مَنْ‏ کَانَ‏ فِینَا بَاذِلًا مُهْجَتَهُ مُوَطِّناً عَلَى لِقَاءِ اللَّهِ نَفْسَهُ فَلْیَرْحَلْ مَعَنَا».

لذا هر اندازه کاروانیان به کربلا یعنی مکان عروج‌شان نزدیک‌تر می‌شدند، این دو ویژگی در کلام و رفتارشان نمایان‌تر از گذشته می‌شد؛ یعنی شوق ایثار و جانبازی در راه امام و نیز شوق رسیدن به لقای خداوند.

این کاروان آسمانی در ادامه حرکت خود به منزلگاه “ثعلبیه”‏ رسید. وقت ظهر بود، امام سر بر بالین گذاشت و به خوابى سبک رفت و بیدار شد و فرمود: «در رؤیا دیدم که هاتفى مى‏‌گفت: شما در مسیر شهادت هستید و مرگ شما را به جنّت مى‏‌برد؛ قَدْ رَأَیْتُ هَاتِفاً یَقُولُ أَنْتُمْ تُسْرِعُونَ وَ الْمَنَایَا تُسْرِعُ بِکُمْ إِلَى الْجَنَّهِ».
فرزندش على عرض کرد: پدرجان، مگر ما به‌حقّ نیستیم؟ یَا أَبَهْ أَ فَلَسْنَا عَلَى الْحَقِّ،

فرمود: «چرا پسرم، سوگند به او که بازگشت بندگان به‌سوى اوست». بَلَى یَا بُنَیَّ وَاللَّهِ الَّذِی إِلَیْهِ مَرْجِعُ الْعِبَادِ
عرض کرد: بنا بر این پدرم! ما از مرگ ترسی نداریم. یَا أَبَهْ إِذَنْ لَانُبَالِی بِالْمَوْتِ
حسین علیه السّلام فرمود: «خدا تو را بهترین پاداشی که هر فرزندى را در برابر پدر مى‏‌دهد بدهد». جَزَاکَ اللَّهُ یَا بُنَیَّ خَیْرَ مَا جَزَى وَلَداً عَنْ وَالِد.
متن روایت: قَالَ الرَّاوِی ثُمَّ سَارَ حَتَّى نَزَلَ الثَّعْلَبِیَّهَ وَقْتَ الظَّهِیرَهِ فَوَضَعَ رَأْسَهُ فَرَقَدَ ثُمَّ اسْتَیْقَظَ فَقَالَ قَدْ رَأَیْتُ هَاتِفاً یَقُولُ أَنْتُمْ تُسْرِعُونَ وَ الْمَنَایَا تُسْرِعُ بِکُمْ إِلَى الْجَنَّهِ فَقَالَ لَهُ ابْنُهُ عَلِیٌّ یَا أَبَهْ أَفَلَسْنَا عَلَى الْحَقِّ فَقَالَ بَلَى یَا بُنَیَّ وَاللَّهِ الَّذِی إِلَیْهِ مَرْجِعُ الْعِبَادِ فَقَالَ یَا أَبَهْ إِذَنْ لَانُبَالِی بِالْمَوْتِ فَقَالَ الْحُسَیْنُ(ع) جَزَاکَ اللَّهُ یَا بُنَیَّ خَیْرَ مَا جَزَى وَلَداً عَنْ وَالِد.

منابع:
اللهوف على قتلى الطفوف / ترجمه فهرى، ص۷۰٫
مثیر الأحزان،کلامه(ع) فی الثعلبیه، ص۴۴٫

پی‌نوشت:
ثعلبیّه، به‌فتح اوّل از منازل راه مکه به کوفه بعد از شقوق و پیش از خزیمیه است و آنجا دوسوم راه بود و پایین‏‌تر از آن آبى به‌نام ضویجعه با فاصله یک میل، ثعلبیه خوانده مى‌‏شد که دلیل آن اقامت ثعلبهبن عمرو در آن نقطه بوده و گفته شده: ثعلبهبن دودان‌بن اسد، نخستین کسى بود که در آن نزول کرده است. (معجم البلدان ۲/ ۷۸)

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید

بستن
بستن