دلنوشتهشوق زیارت

منت خیلی‌ها را کشیدم که خادم الحسین شوم

ظرف های یک بار مصرف را با جارو از لای قدم های زائران بیرون می کشد و به تک تک دست های خدا قوتی که روی شانه اش می نشیند لبخند می زند.
می گوید من مالک اشترم. فرقم با مالک اشتر بزرگ این است که او یاری گر امام علی بود و من خادم زائران امام حسین.

سالخوردگی روی تک تک واژه هایش نشسته است؛ ۷۴ سال دارد؛ می گوید: سومین بار است که کربلا می آیم. امسال دیگر نمی خواستند مرا بیاورند؛ می گفتند پیر شده ای.

بعد ادامه می دهد: با خودم قسم خوردم اگر قسمت شد که بروم کربلا، طوری کار کنم که کسی اثری از پیری در من نبیند.

مسن ترین خادم الحسین اعزامی به کربلا خم می شود و زباله ها را یک جا می ریزد توی سطل زباله؛ می گوید: واقعا معلوم نیست سال بعد زنده بمانم یا نه. یا حتی اینکه مرا باز هم بیاورند یا نیاورند. به خاطر همین احساس می کنم امسال آخرین باری است که خادمی امام را توی کربلا می کنم. همین امسال هم برای اینکه بیایم منت خیلی ها را کشیدم؛ الان افتخار می کنم زیرپای زوار را جارو می کشم.

منبع: مهر

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن