احکام

احکام بلوغ و سن تکلیف در پسرها و دخترها + نظر مراجع تقلید

«بلوغ» به معناى رسيدن به سنّ خاصّى است كه انسان در آن سن، آمادگى انجام كار مورد نظر را دارد. البتّه «بلوغ» در همه مسايل يكسان نيست; زيرا آمادگى براى هر كارى در سنّ و سال خاصّى حاصل مى شود. بنابراين، سنّ بلوغ در مسائل شرعى، با سنّ بلوغ در مسائل اجتماعى، سياسى يكسان نيست، همانگونه كه بلوغ جنسى با بلوغ اقتصادى (رسيدن به سنى كه توانايى انجام امور اقتصادى و مالى را بطور مستقل داشته باشد) تفاوت دارد.

به سن تکلیف رسیدن نونهالان چالش هایی را در پیش رو دارد که بایستی اطلاعات مان را در خصوص احکام بلوغ در پسران و دختران را برای پاسخگویی به این چالش ها افزایش دهیم.

شرایط تکلیف

از میان موجودات، انسان ویژگى تکلیف را داراست و این از امتیازات و افتخارات اوست که از سوى خداى هستى، فرمان مى‏یابد و عهده دار انجام کارها و وظایفى مى‏شود که خواسته پروردگار جهان است.

یکى از علما، همیشه سالگرد بلوغ خود را که مرحله رسیدن به «تکلیف» است جشن مى‏گرفت و مى‏گفت: در چنین روزى، لیاقت مسئولیت پذیرى و انجام تکالیف الهى را یافته‏ام. روز رسیدن به تکلیف، روز مبارکى است و شایسته است که براى آن «جشن تکلیف» گرفت.

 

به هر حال، آنچه که شرط تکلیف انسان است به صورت فشرده از این قرار است:

بلوغ‏

بلوغ سنّى آن است که پسران، پانزده سال را تمام کرده، به سن ۱۶ سالگى وارد شوند (البتّه ممکن است کسى قبل از این سن به تکلیف برسد که موارد آن در رساله‏هاى مراجع تقلید آمده است) و دختران ۹ سال را به پایان رسانده، ده ساله شوند.

با این بلوغ تکلیفى، انجام همه واجبات دینى و پرهیز از محرّمات، بر انسان لازم مى‏شود و در صورت تخلّف، گناه کرده و مورد مؤاخذه الهى قرار مى‏گیرد.

عقل، وجه برترى انسان بر حیوان و شرط تکلیف و پشتوانه معرفت و عمل اوست. کیفر و پاداش انسان نیز بستگى به آن دارد. کسى که دیوانه و سفیه باشد، از محدوده تکالیف بیرون است. بنا به اهمّیت این گوهر پربها در وجود انسان و زندگى او، خداوند هر چه را که به عقل و کارآیى آن لطمه بزند حرام ساخته، مانند شراب، و به آنچه موجب کمال و شکوفایى آن شود، دستور داده است، همچون دانش آموختن، مشورت کردن، مسافرت و کسب تجربه و …

 غیر از این بلوغ، بلوغ‏هاى دیگرى هم هست. همچون:

الف) بلوغ سیاسى در مسائل اجتماعى و آگاهى‏هاى سیاسى و شناخت جامعه و روابط حکومتى و …

ب) بلوغ اقتصادى که رسیدن به مرحله‏اى از رشد است که انسان بتواند در اموال خود، عاقلانه و بر اساس مصلحت، دخل و تصرّف کند و قادر بر حفظ اموال خود باشد.

ج) بلوغ ازدواج، که دختر و پسر، غیر از سنّ و سال، توانایى اداره زندگى و پذیرش مسئولیت ازدواج و تشکیل خانواده را داشته باشند.

گرچه بلوغ، شرط تکلیف است، ولى پیش از رسیدن به سنّ تکلیف، هم نوجوانان وظیفه دارند با عادت دادن خود به انجام وظایف و دورى از گناهان، آماده ورود به مرحله تکلیف شوند، و هم اولیاى آنان موظّف‏اند به نحوى آنان را تربیت کنند و به نماز و عبادت و پرهیز از معاصى عادت دهند که هنگام تکلیف، مشکلى از نظر شناخت وظیفه و آگاهى به مسائل و مبانى دینى و اجراى دستورات الهى نداشته باشند.

قدرت‏

تکلیف، تابع توان است. خداى دادگر، از هیچ کس عملى فوق طاقت او نخواسته است و اگر کسى نسبت به انجام کارى ناتوان باشد، تکلیفى هم ندارد. خداوند در قرآن مى‏فرماید:

 «لَا یُکَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلّا وُسْعَهَا»(بقره، آیه ۲۸۶)

 خداوند هیچ کس را جز در حدّ توان او تکلیف نمى‏کند.

اختیار

شرط دیگر تکلیف، اختیار است. اگر فشار و اجبار، مانع انجام وظیفه شد، در شرایط اضطرار و ناچارى، انسان مکلّف نیست و ترک تکلیف هم کیفر ندارد، مثل آنکه حکومتى طاغوتى مانع رفتن انسان به حج شود، یا ظالمى انسان را به زور، وادار به خوردن روزه کند.

عقل‏

عقل، وجه برترى انسان بر حیوان و شرط تکلیف و پشتوانه معرفت و عمل اوست. کیفر و پاداش انسان نیز بستگى به آن دارد. کسى که دیوانه و سفیه باشد، از محدوده تکالیف بیرون است. بنا به اهمّیت این گوهر پربها در وجود انسان و زندگى او، خداوند هر چه را که به عقل و کارآیى آن لطمه بزند حرام ساخته، مانند شراب، و به آنچه موجب کمال و شکوفایى آن شود، دستور داده است، همچون دانش آموختن، مشورت کردن، مسافرت و کسب تجربه و …

 

«بلوغ» به معناى رسیدن به سنّ خاصّى است که انسان در آن سن، آمادگى انجام کار مورد نظر را دارد. البتّه «بلوغ» در همه مسایل یکسان نیست; زیرا آمادگى براى هر کارى در سنّ و سال خاصّى حاصل مى شود.

بنابراین، سنّ بلوغ در مسائل شرعى، با سنّ بلوغ در مسائل اجتماعى، سیاسى یکسان نیست، همانگونه که بلوغ جنسى با بلوغ اقتصادى (رسیدن به سنى که توانایى انجام امور اقتصادى و مالى را بطور مستقل داشته باشد) تفاوت دارد.

 

احکام بلوغ از نظر آیت الله سیستانی

الف. عقل 

شرط اولِ تکلیف، عقل و توان فکری مکلّف است و فردی که مجنون و دیوانه است و از نظر فکری دارای توان لازم نیست، از نظر اسلام تکلیفی ندارد و تا چراغ عقل در درون انسان روشن نشده و قدرت تشخیص ایمان و کفر، حق و باطل، واجب و حرام را ندارد، تکلیفی به عهده او نیست. عقل و توان فکری انسان مبنای تکلیف و معیار محاسبه و مؤاخذه الهی است.

و روایت شده که امام باقر(علیه‌السلام) می‌‌فرمایند: در روز قیامت خداوند به اندازه عقلی که در دنیا به بندگان داده است، در رسیدگی به حساب آنان دقّت به خرج می‌‌دهد

ب. قدرت

دوّمین شرط تکلیف، قدرت یعنی توانایی برای انجام کاری است که خداوند آن را از انسان خواسته است. قرآن کریم در این‌‌باره می‌‌فرماید:

«لایکلّف الله نفساً إلّا وسعها» خداوند هیچ کس را جز به اندازه توانش تکلیف نمی‌‌کند و در حدیث نقل شده است که امام حسین(علیه‌السلام) درباره این شرط می‌‌فرمایند: خداوند طاقت کسی را نگرفت مگر آنکه طاعت خود را از او برداشت و قدرت کسی را سلب نکرد مگر اینکه تکلیف خود را از او برداشت.

ج. بلوغ

سوّمین شرط تکلیف بلوغ مى‌باشد. بلوغ پدیده مبارکی است که انسان در سایه آن این شایستگی را پیدا می‌‌کند که مورد توجّه خطاب الهی قرار گیرد و رعایت دستورات و فرمان‌های الهی بر او واجب شود و ارتکاب اموری که از آن نهی شده بر او حرام گردد و با انجام وظایف دینی به خداوند متعال تقرّب جوید و در امتحان بندگی و تسلیم، سرافراز و سربلند گردد. دین مبین اسلام نشانه‌‌هایی را برای بلوغ بیان نموده است که توضیح آن در ادامه ذکر می‌شود:

نشانه‌های بلوغ

 

مسأله ۱. نشانه بلوغ در دختر، تمام شدن نُه سال قمری است و نشانه بلوغ در پسر یکی از چهار مورد زیر است:

  • اول:روییدن موی درشت در زیر شکم، بالای عورت.
  • دوم:روییدن موی درشت در صورت و پشت لب.
  • سوم:بیرون آمدن منی، چه در خواب و چه در بیداری.
  • چهارم:تمام شدن پانزده سال قمری.

هر یک از علامت‌‌های بالا، نشان بالغ شدن انسان و رسیدن او به حدّ تکلیف است و از آن لحظه در صورتی که سایر شرایط تکلیف نیز فراهم باشد، انجام همه دستورهای الهی بر انسان واجب است، از آنجا که دختر چند سال زودتر از پسر به تکلیف می‌‌رسد، تقدّم زن در تشرّف به تکلیف، نشانه آمادگی سریع‌تر او برای ارتباط با خدا و حرکت به سوی کمال است.

مسأله ۲. روییدن مو در سینه و زیر بغل و درشت شدن صدا و مانند اینها در پسران، نشانه بالغ شدن، نیست.

احکام بلوغ از نظر آیت الله بهجت

سوال: به نظر حضرتعالى سن بلوغ پسران و دختران داخل شدن در پانزده سال و نه سال قمرى است یا تمام کردن پانزده سال و نه سال قمرى؟

جواب. تمام کردن آن سال ها، میزان بلوغ دختر و پسر است.

سوال:. آیا کسى که بالغ شد، رشید هم هست؟

جواب. غالبا بلوغ و رشد با هم ملازمت دارند، مگر در بچّه هایى که به نوعى عقب افتادگى داشته باشند.

سوال: برخى از افراد به علت آن که تاریخ موجود در شناسنامه، تاریخ واقعى تولد آن ها نیست؛ تاریخ تولد و در نتیجه تاریخ بلوغ خود را نمى دانند، وظیفه چنین کسانى در محاسبه ى سن بلوغ چیست؟

جواب. تا یقین ندارند، تکلیف ندارند؛ اگرچه احتیاط خوب است.

سوال:. آیا به نظر حضرتعالى زمان مکلف شدن به اصول دین همان زمان مکلف شدن به احکام شرعى است؟ یا تفاوتى بین این دو وجود دارد؟

جواب. تفاوتى وجود ندارد.

سوال:. آیا براى دختر از حیث بلوغ مى توان بین عبادات و عقود و ایقاعات تفاوتى قایل شد؟ براى اجراى حدود و قصاص چه طور؟

جواب. خیر، تفاوتى نیست؛ مگر در موردى خاص که بنابر یک جهتى تفاوت وجود داشته باشد.

سوال:. آیا دیدن خونى که داراى صفات حیض است، قبل از نه سالگى علامت بلوغ دختر است؟

جواب. اگر علم به تاریخ تولّد خود دارد، خیر علامت بلوغ او نیست و اگر علم ندارد، پس اماره بودن صفات حیض بر حیضیّت و بلوغ محلّ تأمّل است، بلى اگر علم به حیض بودن پیدا کرد، این اماره است بر بلوغ مجهول که محتمل است.

سوال:. آیا تغییر جنسیّت، که موجب تغییر در تکالیف شرعى مى شود جایز است؟

جواب. خیر، حرام است.

احکام بلوغ از نظر امام خمینی

 

مسأله  – یعرف البلوغ فی الذکر و الأنثى بأحد أمور ثلاثه: الأول نبات الشعر الخشن على العانه، و لا اعتبار بالزغب و الشعر الضعیف، الثانی خروج المنی یقظه أو نوما بجماع أو احتلام أو غیرهما، الثالث السنّ، و هو فی الذکر إکمال خمس عشره سنه، و فی الأنثى إکمال تسع سنین‌»

یعنی: بالغ شدن پسر و دختر به یکى از سه چیز شناخته مى‌شود:

اول: روئیدن موى خشن در عانه (زیر شکم بالاى عورت)؛ و موهاى ریز و ضعیف اعتبارى ندارد.

دوم: بیرون آمدن منى خواه در بیدارى باشد یا خواب، به همخوابی باشد یا محتلم شدن یا غیر این دو.

سوم: سن است و آن در پسر کامل شدن پانزده سال قمری و در دختر تمام شدن نه سال قمری است.

مخفی نماند که از جمله چیزهایی که محل بحث است روییدن موى درشت است در صورت و پشت لب و در سینه و زیر بغل و درشت شدن صدا و مانند این‌ها؛ و همان‌طور که در مسأله ۲۲۵۳ توضیح المسایل امام خمینی س آمده است به نظر ایشان این‌ها نشانه بالغ شدن نیست، مگر انسان به واسطۀ این‌ها به بالغ شدن یقین کند.

آن‌چه از نظر فقهی امام امت س به عرض رسید راجع به شرایط عادی، وضعیت فعلی و حالت طبیعی حیات بشری است؛ لکن افق نگاه ایشان محدود به همین حد نبوده و در مباحث مستحدثه تحریرالوسیله با ژرف اندیشی و نگاهی نافذ و دوراندیش و ارایه نظرات محقّقانه‌ افق‌های بلند پیش روی حیات بشری را واقع بینانه ترسیم نموده و مباحث مترقی و ماندگاری در این باره پایه‌گذاری کرده‌اند.

امام امت س در ص ۵۷۴ از جلد ۲ تحریرالوسیله با طرح امکان توفیق بشر در سفر به سیّارات و کرّات دیگر، موضوعیّت مسایل بسیاری در صورت تحقق آن، را یادآور شده و فرموده‌اند:

«خاتمه: لو وفق البشر للسفر إلى بعض السیارات و الکرات تحدث عند ذلک مسائل شرعیه کثیره سیأتی الفقهاء أعلى اللّٰه کلمتهم بکشف معضلاتها، و لا بأس بإشاره إجمالیه إلى بعض منها.»

تصور چنین موضوعاتی در زمان حاضر و از سوی یک فقیه و بررسی فقهی آن‌ها شاید امر غریب و دشواری به نظر نیاید اما در نیم قرن قبل که حضرت امام س در شهر بورسا ترکیه و در حال تبعید به تدوین و نگارش کتاب تحریرالوسیله مشغول بودند، قطعا پرداختن به چنین موضوعاتی در آن زمان و شرایط که بشر تا این حد در تحقیقات علمی پیشرفت نداشت، فقط از شخصیتی مانند امام امت س ساخته بود.

از جمله مسایلی که از این دست بیان کرده‌اند، و ذکر آن خالی از فایده برای اهل تحقیق نیست، مسأله معیار و چگونگی بلوغ انسان است در صورت اقامت وی در سیّارات و کرّات دیگر، که در صفحه ۵۷۶ و به شرح ذیل بیان شده است.

«مسأله ۶ – لو بلغ الأطفال هناک حد الرجال فی سنه مثلا فان بلغوا بالاحتلام أو إنبات الشعر الخشن على العانه‌ فلا إشکال فی الحکم بالبلوغ و ترتیب آثاره، و أما سقوط اعتبار السن فمشکل و إن لا یبعد إن علم أنه بحد الرجال، و لو لم یبلغوا حدّ الرجال إلا بعد ثلاثین سنه بحیث علم أنه طفل غیر بالغ حد الرجال، فالظاهر عدم الحکم بالبلوغ، و هکذا لو فرض أن الأطفال المصنوعیه کذلک فی طرفی القله و الکثره، و کذا لو أتى زمان أبطأ السیر الطبیعی و الرشد و البلوغ بجهات طبیعیه کضعف حراره الشمس و أشعتها أو أسرع بجهات طبیعیه أو صناعیه إلى غیر ذلک من الأحکام الکثیره التی لیست الآن محل ابتلائنا، و لو أتى زمان انهدم القمر قبل الأرض تحدث مسائل أخر، و کذا لو أبطأت حرکه الأرض فتغیر النهار و اللیل و الفصول تحدث مسائل فی کثیر من أبواب الفقه، و لو صح ما قیل من إمکان مخابره الأجسام تحدث لأجلها أحکام أخر أیضا.»

یعنی: اگر بچه‌ها آنجا در یک‌ سال مثلا به حدّ مردان برسند، پس اگر به جهت احتلام یا روییدن موى زبر و خشن بر عانه، بالغ شوند در حکم به بلوغ و ترتیب آثار آن، اشکالى نیست، و اما سقوط اعتبار سن، پس مشکل است؛ گر چه بعید نیست اگر علم پیدا شود به این‌که او به حدّ مردان رسیده است. و اگر به حدّ مردان نرسند مگر بعد از سى سال، به طورى که معلوم باشد او بچه‌اى است که به حد مردان نرسیده است، پس ظاهر آن است که حکم به بلوغ او نمى‌شود. و همچنین است اگر فرض شود که بچه‌هاى مصنوعى چنین هستند چه از طرف قلت ( در زمانی کمتر از ۱۵ یا ۹ سال به حد مردان و زنان رسیدن) و چه از طرف کثرت ( در زمانی بیشتر از ۹ یا ۱۵ سال به حد زنان و مردان رسیدن). و همچنین اگر زمانى بیاید که سیر طبیعى و رشد و بلوغ به جهات طبیعى، کند شود مانند ضعف حرارت خورشید و اشعه آن، یا به جهات طبیعى یا مصنوعی سریع شود؛ و غیر این‌ها از احکام‌ زیادى که الآن محل ابتلاى ما نمى‌باشد. و اگر زمانى بیاید که کره ماه قبل از زمین منهدم شود مسائل دیگرى پیدا مى‌شود. و همچنین اگر حرکت زمین کند گردد پس روز و شب و فصل‌ها تغییر پیدا کند در بسیاری از ابواب فقه مسایل جدیدی پیدا مى‌شود. و اگر آنچه که از امکان مخابره جسم‌ها گفته شده است صحیح باشد به جهت آن‌ها احکام دیگرى هم پدید می‌آید.

احکام بلوغ از نظر آیت الله خامنه ای

سوال: پدری یک دختر و یک پسر بالغ سفیه دارد که تحت سرپرستی او است، آیا بعد از مرگ پدر جایز است خواهر به عنوان ولایت بر برادر سفیه در اموالش تصرّف کند؟

جواب: خواهر و برادر نسبت به برادر سفیه خود ولایتی ندارند، بلکه ولایت بر برادر سفیه و اموالش در صورتی که جد پدری نداشته باشد و پدر هم به کسی برای ولایت بر او وصیّت نکرده باشد، با حاکم شرع است.

سوال: آیا معیار در سن بلوغ پسران و دختران سال شمسی است یا قمری؟

جواب: معیار، سال قمری است.

سوال: برای تشخیص اینکه فردی به سن بلوغ رسیده یا نه، چگونه می‏توان بر اساس سال قمری، تاریخ ولادت او را از نظر سال و ماه بدست آورد؟

جواب: در صورتی که تاریخ تولد بر اساس سال شمسی معلوم باشد، می‏توان آن را از طریق محاسبه اختلاف بین سال قمری و سال شمسی بدست آورد.

سوال : آیا پسری که قبل از پانزده سالگی محتلم شده، حکم به بلوغ او می‏شود؟

جواب: با احتلام، حکم به بلوغ او میشود زیرا احتلام شرعاً از نشانه‏ های بلوغ است.

سوال: اگر به مقدار ده درصد احتمال بدهیم که دو علامت دیگر بلوغ (غیر از سن تکلیف) زودتر ظاهر شده‏اند، حکم چیست؟

جواب: مجرّد احتمال اینکه آن دو نشانه زودتر ظاهر شده‏اند، برای حکم به بلوغ کافی نیست.

سوال: آیا جماع از نشانه‏های بلوغ محسوب می‏شود و با انجام آن، تکالیف شرعی واجب می‏گردند؟ و اگر فردی از آن آگاهی نداشته باشد و چندین سال بگذرد، آیا غسل جنابت بر او واجب می‏شود؟ و آیا اگر اعمال مشروط به طهارت مانند نماز و روزه را قبل از غسل جنابت انجام بدهد، آن اعمال باطل هستند و قضای آنها واجب است؟

جواب: مجرّد جماع بدون انزال و خروج منی از نشانه‏های بلوغ نیست، ولی باعث جنابت می‏شود و واجب است هنگام رسیدن به سن بلوغ غسل کند و تا زمانی که یکی از نشانه‏های بلوغ در فردی تحقق پیدا نکرده، شرعاً حکم به بلوغ او نمی‏شود و مکلف به احکام شرعی نیست و کسی که در کودکی بر اثر جماع جنب شده و سپس بعد از رسیدن به سن بلوغ، بدون انجام غسل جنابت نماز خوانده و روزه گرفته، واجب است نمازهای خود را اعاده کند، ولی در صورتی که جهل به جنابت داشته، قضای روزه‏هایش واجب نیست.

 

برچسب ها

نوشته های مشابه

یک نظر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن