اهل‌بیت (ع)شناخت اهل بیت و اصحاب (ع)

کدام یک از اصحاب اهل بیت در نجف و کوفه شهید و دفن هستند؟

بزرگانی همچون جناب کمیل نخعی و میثم تمار و مسلم ابن عقیل و مختار ثقفی و هانی ابن عروه در نجف اشرف مدفون هستند

جناب کمیل ابن زیاد نخعی

جناب کمیل از بزرگان تابعین و از یاران و اصحاب حضرت امیرالمومنین بود وی یکی از بزرگان و عباد معروف شهر کوفه بود.

امیرالمومنین دعای حضرت خضر را به جناب کمیل آموخت همان دعایی که امروزه به (دعای کمیل ) معروف است و در شب های جمعه و یا در شب نیمه شعبان خوانده می شود.

پس از شهادت جانسوز امیرالمومنین علیه السلام جناب کمیل بر سر حقانیت اهل بیت ایستادگی ورزید و از یاران و اصحاب حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام شد.

جناب کمیل به طور کامل مطیع و گوش به فرمان حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام بود مخصوصا در زمان صلح امام حسن علیه السلام با معاویه لعنت الله علیه.

جناب کمیل زمانی که امام حسن مجتبی علیه السلام در مدینه توسط همسرش غریبانه مسموم و به شهادت رسید در کنار حضرت حضور نداشت و در مدینه نبود .

در زمان امام حسین علیه السلام هم جناب کمیل از اصحاب ایشان بود و به سبب پافشاری بر حقانیت حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام عبیدالله ابن زیاد ایشان را دستگیر کرد و تا مدتی پس از واقعه ی عاشورا در زندان عبیدالله ابن زیاد اسیر بود.

پس از آزادی نیز شروع به تبلیغ و فعالیت علیه عبیدالله ابن زیاد و یزید کرد و با شرکت و همراهی در قیام جناب مختار ثقفی به خونخواهی امام حسین علیه السلام پرداخت و کنار ایشان جنگید پس از آن کمیل از نظر مردم پنهان شد و فقط حضرت زین العابدین امام سجاد علیه السلام از ایشان خبر داشت .

شهادت جناب کمیل نخعی

زمانی که حجاج ابن یوسف ثقفی فرماندار کوفه شد به دنبال جناب کمیل می گشت تا ایشان را شهید کند و از میان بردارد .

جناب کمیل همانطور که پنهان شده بود تا دست افراد تحت امر حجاج ثقفی به ایشان نرسد متوجه شد که حجاج جیره و سهم طایفه ی کمیل نخعی را قطع کرده است و قوم ایشان در تنگنا و سختی قرار گرفته اند .

تحمل فشار و سختی بر طایفه بر ایشان قابل تحمل نبود و جناب کمیل راضی به اذیت شدن دیگران نبود برای همین خود را تسلیم حجاج ثقفی نمود .

پس از تسلیم شدن جناب کمیل نخعی  حجاج ثقفی ایشان را در سن ۹۰ سالگی یعنی در سال ۸۳ هجری قمری همانگونه که حضرت به ایشان اطلاع داده بود به شهادت رساند.

مرقد جناب کمیل ابن زیاد نخعی

مزار و مضجع شریف جناب کمیل در منطقه ی ثویه ( حی الحنانه) نزدیک مسجد حنانه و در مسیر نجف به کوفه قرار دارد

جناب میثم تمار

میثم فرزند غلامی از قبیله بنی اسد و سرزمین نهروان بود که امیرالمومنین او را خرید و در راه خدا آزاد کرد.

شغل جناب میثم خرید و فروش خرما بود برای همین به او لقب (تمار) دادند.

امیرالمومنین روزی از جناب میثم پرسید نام تو چیست؟

ایشان در جواب گفتند : نام من (سالم) است امیرالمومنین خدمت ایشان عرض نمودند نه این نام نام تو نیست من از رسول خدا شنیده ام که نام تو (میثم) است یعنی همان نامی که پدر و مادرت بر تو نهادند .

جناب میثم تائید کرد و عرضه داشت درست است نام اصلی من میثم است پس امیرالمومنین فرمودند همان نام میثم بیشتر برازنده ی توست و بهتر است.

جناب میثم از یاران و اصحاب و داننده ی اسرار امیرالمومنین بود و حضرت امیر جناب میثم را از اسرار و غیب با خبر میکردند و ایشان در محضر حضرت امیرالمومنین علیه السلام علم اموخت تا جایی که ابن عباس شاگرد درس جناب میثم بود و از ایشان کسب علم میکرد.

صاحب الغارات می نویسد: ابوخالد نقل می کند که روزی در یک کشتی با جناب میثم همسفر بودم ناگهان جناب میثم عرض کردند که در همین لحظه معاویه فوت شد پس از چند روز یعنی در روز جمعه خبر مرگ معاویه به ما رسید من تحقیق کردم و متوجه شدم که معاویه در همان روز و ساعتی به هلاکت رسید که جناب میثم به ما خبرش را داده بود.

یکی دیگر از اخبار غیبی که جناب میثم نقل کردند زمانی بود که ایشان به همراه جناب مختار ثقفی در زندان عبیدالله ابن زیاد به سر میبردند .

زمانی که جناب مختار در زندان ابن زیاد به سر میبردند و آماده بودن تا عبیدالله ایشان را به شهادت برساند جناب میثم به ایشان عرض نمود :

مختار تو زنده خواهی ماند و به خونخواهی امام حسین علیه السلام قیام خواهی کرد و قاتلین حضرت و کسی که در زندانش گرفتار هستی را به کام مرگ و هلاکت میرسانی و همین اتفاق هم رخ داد بعد از این اتفاق عبیدالله ابن زیاد مختار را به قصر برد تا او را به شهادت برساند اما نامه ای از جانب یزید ابن معاویه لعنت الله علیه به دست ابن زیاد رسید که وی را آزاد کن و پس از آن مختار قیام کرد و قاتلین حضرت سید الشهدا علیه السلام را به هلاکت رساند.

روزی حضرت امیرالمومنین علیه السلام خطاب به جناب میثم عرض کردند ای میثم اگر روزی عبیدالله ابن زیاد تو را فرا بخواند و از تو بخواهد تا از من برائت بجویی تو چه میکنی؟

ایشان عرضه داشت یا امیر من هرگز از شما برائت نخواهم جست .

آنگاه حضرت فرمودند : اگر اینکار را نکنی تو را خواهند کشت و به دار خواند آویخت میثم عرضه داشت من هم صبر خواهم کرد

و حضرت امیرالمومنین علیه السلام فرمودند: در این صورت تو در آخرت همراه من خواهی بود.

امیرالمومنین چگونگی قتل جناب میثم را به وی خبر داد

شیخ مفید نقل کرده است که روزی امیرالمومنین به جناب میثم عرض نمودند ای میثم پس از شهادت من تو را دستگیر می کنند و بخاطر حمایت از من تو را بر دار می اویزند پس از سه روز زبان و بینی تو را لجام میزنند و خون آن بر محاسنت جاری و آن ها را رنگین می کند .

ای میثم تو جزو آن ده نفری هستی که تورا بر درخت نخلی که از بقیه کوتاه تر است نزدیک خانه ی عمرو ابن حریث به دار می کشند .

سپس امیرالمومنین آن نخل را به میثم نشان داد و پس از آن جناب میثم هر روز به آن درخت سر میزد به آن آب میداد و کنارش نماز میخواند و مناجات میکرد و با ان درخت سخن می گفت و هر از چندگاهی به عمرو ابن حریث میگفت من و تو روزی همسایه خواهیم شد پس همسایه ی خوبی برای من باش عمرو به او گفت آیا میخواهی خانه های کناری را خریداری کنی و او نمیدانست که منظور جناب میثم چیست.

در روز های اخر عمر جناب میثم به مکه و مدینه سفر کرد و در مکه به سراغ ام المومنین ام سلمه رفت و سراغ اباعبدالله الحسین را از ایشان گرفت ام المومنین فرمودند رسول خدا خیلی سفارش تورا نزد امیرالمومنین می کرد و امام حسین علیه السلام هم خیلی به یادت بود.

میثم از مدینه به کوفه بازگشت که اورا ۱۰ روز قبل از رسیدن امام حسین به کربلا دستگیر کردند .

پس از شهادت امام حسین علیه السلام روزی عبیدالله جناب میثم را به قصر اورد و از او پرسید خدایت کجاست که به دادت برسد؟

میثم پاسخ داد: در کمین ستمگران و ظالمان است و تو یکی از ستمگران و ظالمان هستی

عبیدالله از این حرف جناب میثم عصبانی شد و دستور داد تا بر لب و دهان جناب میثم لگام بزنند و از همان درختی که امیرالمومنین به میثم گفته بود اورا به دار اویختند.

مزار جناب میثم تمار

جناب میثم تمار در مکانی به نزدیکی مسجد کوفه و روبروی خانه ی امیرالمومنین دفن هستند

مسلم ابن عقیل

جناب مسلم ابن عقیل از کودکی نزد پسر عمو هایش امام حسن علیه السلام و امام حسین علیه السلام بزرگ شد و در خانه ی امیرالمومنین پرورش یافت و تحت تعلیم این بزرگواران درس شجاعت و ایثار گرفت .و به دامادی حضرت امیرالمومنین مزین شد و با دختر امیرالمومنین(رقیه) ازدواج کرد.

جناب مسلم در زمان حکومت امیرالمومنین جوان تنومند و رشیدی بود و یکی از صاحب منصبان لشکر حضرت بود.

جناب مسلم از همراهان پسر عمویش امام حسین علیه السلام در طول دوران زندگی بود و زمانی که کوفیان نامه های خود را به سمت امام حسین علیه السلام روانه کردند که ای امام نزد ما بیا که ما به تو نیازداریم و میخواهیم با تو بیعت کنیم امام حسین علیه السلام جناب مسلم ابن عقیل را به عنوان نماینده نزد مردم کوفه فرستاد هجده هزار نفر از مردم کوفه با مسلم بیعت کردند اما ابن زیاد با استفاده از ایجاد رعب و وحشت و کشاندن پای زنان به این معرکه باعث شد از آن هجده هزار نفر کسی باقی نماند و همه فرار کنند تا جایی که هنگام مغرب فقط سی نفر با او بودند و شب هنگام یک نفر هم باقی نمانده بود.

شهادت جناب مسلم ابن عقیل

شب هنگام به  منزل طوعه پناه برد و در آنجا مخفی شد ناگهان پسر طوعه بخاطر جایزه گرفتن از ابن زیاد به قصر رفت و محل اختفای اورا گزارش داد.

ماموران ابن زیاد به خانه ی طوعه هجوم بردند و بر مسلم حمله کردند مسلم جانانه جنگید ولی در اخر در دستان آن ماموران سیاه دل اسیر شد.

اورا به دار الاماره بردند و عبیدالله دستور داد تا سر از بدن او جدا کنند و پیکر اورا از بالای دارالاماره به پائین پرت کردند و بدن مطهر ایشان را تا چندین روز بر ورودی شهر آویزان کردند.

مسلم ابن عقیل روز ۹ ذی الحجه یعین مصادف با روز عرفه به شهادت رسید

مزار جناب مسلم ابن عقیل

جناب مسلم ابن عقیل در گوشه ای از مسجد معظم کوفه کنار مختار ابن ابی عبیده ثقفی مدفون است

جناب مختار ابن ابی عبیده ثقفی

مختار ابن ابو عبیده ثقفی در سال اول هجرت به دنیا امد .

روزی امیرالمومنین مختار را در دوران کودکی بر روی زانوان خود نشاند و به ایشان فرمود (یا کیس) از همان روز لقب مختار کیسان قرار گرفت .

برخی مختار را جزو فرقه ی کیسانیه میدانند چرا که او از محمد ابن حنفیه حمایت میکرد اما آنها نمیدانند که فرقه ی کیسانیه بعد از رحلت محمد ابن حنفیه تشکیل شد ولی مختار در زمان حیات ایشان شهید شد.

مختار ابو عبیده ثقفی کسی بود که توانست با قیام به خونخواهی امام حسین علیه السلام بپا خیزد و قاتلین امام حسین علیه السلام را به هلاکت برساند.

مختار ابو عبیده ثقفی دو بار در زندان عبیدالله ابن زیاد گیر افتاد یکبار همزمان با واقعه ی عاشورا  و بار دیگر همزمان با قیام توابین.

شهادت جناب مختار ابن ابی عبیده ثقفی

مختار ابو عبیده ثقفی پس از به هلاکت رساندن قاتلان امام حسین علیه السلام در حکومت داری دچار بحران شد و احتکار و بحران های اقتصادی مردم را به تنگنا کشاند همزمان او در حال جنگ با مصعب ابن زبیر بود که در انتها مصعب به کوفه حمله می کند و دارالاماره را محاصره میکند پس از چند روز یاران مختار به او خیانت میکنند و او را تنها می گذارند مختار یک تنه وارد میدان جنگ با زبیریان می شود که اخر سر به شهادت میرسد

مزار جناب مختار ابن ابی عبیده ثقفی

سالیان سال قبر جناب مختار مخفی بود پس از سال ها علامه عبدالحسین تهرانی دستور داد مکانی را که مشهور به قبر مختار است را نبش کنند پس از تفحص در زاویه شرقی جنب مسجد کوفه لوحی پیدا کردند که روی آن نوشته شده بود (هذا قبر المختار ابی عبیده الثقفی) از آن روز قبر جناب مختار هم مشخص شد.

مزار ایشان در گوشه ای از مسجد کوفه کنار مزار مسلم ابن عقیل قرار دارد

جناب هانی ابن عروه مرادی

هانی ابن عروه مرادی بزرگ قبیله بنی مراد و از بزرگان و یاران نزدیک امیرالمومنین بود.

زمانی که امام حسین علیه السلام مسلم ابن عقیل را به نماینگی به کوفه فرستاد منزل هانی مقر و پایگاه تشکیل سپاه و پناهگاه مسلم بود تا زمانی که عبیدالله ابن زیاد از این موضوع خبر دار شد و هانی را احضار کرد هانی اول سر باز زد اما بعد اعتراف کرد ولی گفت مسلم را تحویل نمی دهد .

شهادت هانی ابن عروه

عبیدالله با عصا چنان بر سر و صورت هانی کوبید که غرق خون شد بعد وی را کشان کشان بر زمین کشاند و روز نهم ذی الحجه همزمان با مسلم گردنش را زد و از بالای دارالاماره پیکرش را به پائین پرت کرد

مزار جناب هانی ابن عروه

جناب هانی ابن عروه در گوشه ای از مسجد کوفه پائین تر از مزار مسلم و مختار قرار دارد

زائر

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن