دانستنی هازیارت و فلسفه زیارت

تغییر رفتار حضرت امام حسین(ع) در برابر معاویه در خطبه منی حج سال ۵۸

این نوشتار در صدد تبیین زمان و نحوه بیان تغییر رفتار حضرت امام حسین (علیه السلام) در برابر اعمال معاویه در طی حکومت او است.

داروخانه آنلاین داروپلاس

تغییر رفتار حضرت امام حسین(ع) در برابر معاویه در خطبه منی حج سال ۵۸

این نوشتار در صدد تبیین زمان و نحوه بیان تغییر رفتار حضرت امام حسین (علیه السلام) در برابر اعمال معاویه در طی حکومت او است.

  ۱٫ مقدمه

این نوشتار در صدد تبیین زمان و نحوه بیان تغییر رفتار حضرت امام حسین (علیه السلام) در برابر اعمال معاویه در طی حکومت او است.

تغییر رفتار حضرت ابا عبدالله الحسین (علیه السلام) از چند منظر مورد توجه است از جمله این که تحول رفتار ایشان در دو سال مانده به مرگ معاویه صورت گرفته است با توجه به علم امامت، حضرت سعی دارند با آگاه بخشی به مردم، آنان را از گردن نهادن به حکومت فرد فاسقی چون یزید بازدارند. این زمان دو سال قبل از واقعه عاشورا است. حضرت امام حسین (علیه السلام) خطبه ­ای احتجاج گونه در ذکر امامت حضرت امیرالمومنین (علیه السلام) ایراد می فرمایند. حضرت حاضران را که به نقلی بیش از هفتصد نفر و به نقلی هزار نفر هستند قبل از احتجاجات خود درباره امامت حضرت امیرالمومنین (علیه السلام) به خدا سوگند می­ دهند که اگر سخنانم مطابق با واقعیت بود شما تایید کنید و حاضران یک به یک سخنان حضرت را تایید می نمایند. حضرت آنان را مسئول می کند این سخنان را به گوش کسانی که مورد اطمینان هستند؛ برسانند. در واقع حاجیان سال ۵۸ هجری دو سال تا واقعه عاشورا وقت داشتند که پیام حضرت امام حسین (علیه السلام) را نشر دهند تا مسلمانان به سوی خاندان عصمت (علیهم السلام) روی آورند و هم خود را از انحرافات وارد شده در دین نجات دهند و غربت خاندان عصمت نیز کمتر گردد.

۲٫ فضای حاکم بر جامعه پس از شهادت حضرت امام حسن مجتبی (علیه السّلام)

دو سال قبل از مرگ معاویه و در واقع دو سال قبل از واقعه عاشورا در حالی که ظلم و ستم بر بلاد اسلامی گسترش یافته و تثبیت شده و حق اهل بیت عصمت (علیهم السلام) تضییع گشته بود و پیروان حضرت امیرالمومنین (علیه السلام) در تنگنا قرار داشتند، در برابر هر فضیلتی که پیامبر (صلی الله علیه و آله) برای حضرت علی (علیه السلام) ذکر نموده بودند احادیث مشابهی برای صحابه ساخته می شد؛ تغییر رفتار حضرت امام حسین (علیه السلام) با خطبه ای که در منی ایراد فرمودند؛ نمایان گردید.

سلیم بن قیس در توصیف فضای آن روزگار می نویسد: « وقتی امام حسن (علیه السلام) از دنیا رفت، روز به روز فتنه و بلا بالا گرفت و شدیدتر شد. هیچ ولی خدا باقی نماند مگر آنکه بر خون خود می ترسید یا کشته شده بود یا آواره و فراری بود و هیچ دشمن خدایی نماند مگر آنکه سخن خود را می گفت و بدعت و ضلالت خود را کتمان نمی کرد.» (۱)

حضرت امام حسین (علیه السلام) تا مدتها در برابر اعمال معاویه سکوت کردند. زیرا معاویه به اسلام تظاهر می کرد و انگیزه ­های رفتاری مسلمین برای گرایش به اهل بیت عصمت (علیهم السلام) را با حربه­ هایی چون تطمیع خواه با پول خواه با مقام، فریب، رعب و وحشت افکنی، کشتار شیعیان حقیقی از بین می برد. اما حضرت اباعبدالله (علیه السلام) به واسطه علم امامت آگاه بودند که حکومت این فرد از شجره ملعونه رو به انتها است، بهترین زمان و بهترین مکان برای تغییر رفتار در برابر فاصله گرفتن از اسلام حقیقی، فریبکاریها و رعب افکنیهای معاویه را در موسم حج و سرزمین منی انتخاب کردند.

در حالی که تعداد بسیاری از مسلمانان نزد ایشان گرد آمده اند خطبه ای با ویژگیهای خاص می خوانند تا سبب تغییر رفتار مسلمانان گردد.

 ۳٫ ویژگیهای خطبه امام حسین (علیه السلام) در سرزمین منی

۱٫ ساختار و چارچوب خطبه احتجاج گونه است و با دلیل و سند مخاطب را متوجه جایگاه فراموش شده امامت می­ کند. امامتی که با گردن ننهادن به آن بعد از وفات پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) انحرافات و دشواریهای زیادی برای مسلمانان پدیدار گردید.

۲٫اگرچه در ظاهر فضایل حضرت امیرالمومنین (علیه السلام) ذکر می شود اما در برگیرنده استدلالات کلامی شیعه و شرایط حائز اهمیت برای مقام امامت می باشد.

۳٫حضرت امام حسین (علیه السلام) از ابتدا تا انتهای خطبه پس از احتجاج به هر یک از فضایل حضرت امیرالمومنین (علیه السلام) حاضران را سوگند می دهد و از آنان تایید می گیرد و تمام حاضران اقرار می کنند که بله چنین فضایل یا اتفاقی در باب شخصیت بی همتای حضرت علی بن ابیطالب (علیه السلام) حقیقت دارد.

۴٫حضرت اباعبدالله الحسین (علیه السلام) تک تک مخاطبان را موظف می کند که پس از حج این مطالب را برای افرادی که به آنان اعتماد دارند؛ بیان کنند.

۵٫حضرت امام حسین (علیه السلام) بعضی از ویژگیهای امام معصوم را به طور ضمنی در خطبه برمی شمارد.

۶٫حضرت ابا عبدالله الحسین (علیه السلام) با اشاره به سیادت اهل بیت اشاره ضمنی به مقام و جایگاه خویشتن را یادآوری می نمایند.

 آیا اگر واقعا سخنان حضرت امام حسین (علیه السلام) در سال ۵۸ هجری توسط مسلمانان درک می شد و به درخواست حضرت امام حسین (علیه السلام) نشر داده می شد، در سال ۶۱ هجری شاهد چنین فجایعی نسبت به خاندان عصمت و طهارت بودیم؟

۴٫ خطبه حضرت امام حسین (علیه السلام) در سرزمین منی

سلیم بن قیس می نویسد: «حضرت امام حسین بن على (علیه السلام) و عبد اللَّه ‏بن عباس و عبد اللَّه بن جعفر با حضرتش به حج شدند، امام حسین (علیه السلام) مردان و زنان و طرفداران و شیعیان بنى هاشم که به حج آمده بودند و کسانى از انصار که به حضرتش و اهل بیت او ارادت داشتند، همه را گرد آورد. آنگاه افرادى را فرستاد و فرمودند: «همه کسانى که از اصحاب رسول خدا به حج آمده ‏اند و افراد صالح و پرهیزکارى هستند، برایم گرد آورید.» بیش از هفتصد نفر در منى در چادر حضرت گرد آمدند که بیشتر آنان از تابعین و حدود دویست نفر از اصحاب رسول خدا (صلّى اللَّه علیه و اله و سلم) بودند.»(۲)

حضرت ابا عبدالله حسین (علیه السلام) در میان‏ آنان ایستادند و چنین خطبه خواندند:

« وَ أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ هَذَا الطَّاغِیَهَ قَدْ فَعَلَ‏ بِنَا وَ بِشِیعَتِنَا مَا قَدْ رَأَیْتُمْ وَ عَلِمْتُمْ وَ شَهِدْتُمْ وَ إِنِّی أُرِیدُ أَنْ أَسْأَلَکُمْ عَنْ شَیْ‏ءٍ فَإِنْ صَدَقْتُ فَصَدِّقُونِی وَ إِنْ کَذَبْتُ فَکَذِّبُونِی أَسْأَلُکُمْ بِحَقِّ اللَّهِ عَلَیْکُمْ وَ حَقِّ رَسُولِ اللَّهِ وَ حَقِّ قَرَابَتِی مِنْ نَبِیِّکُمْ لَمَّا سیرتم [سَتَرْتُمْ‏] مَقَامِی هَذَا وَ وَصَفْتُمْ مَقَالَتِی وَ دَعَوْتُمْ أَجْمَعِینَ فِی أَنْصَارِکُمْ مِنْ قَبَائِلِکُمْ مَنْ أَمِنْتُمْ مِنَ النَّاسِ‏ وَ وَثِقْتُمْ بِهِ فَادْعُوهُمْ‏ إِلَى مَا تَعْلَمُونَ مِنْ حَقِّنَا فَإِنِّی أَتَخَوَّفُ‏ أَنْ یَدْرُسَ هَذَا الْأَمْرُ وَ یَذْهَبَ الْحَقُّ وَ یُغْلَبَ‏ وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْکافِرُونَ‏.

وَ مَا تَرَکَ شَیْئاً مِمَّا أَنْزَلَ اللَّهُ فِیهِمْ مِنَ الْقُرْآنِ إِلَّا تَلَاهُ وَ فَسَّرَهُ وَ لَا شَیْئاً مِمَّا قَالَه‏ رَسُولُ اللَّهِ ص فِی أَبِیهِ‏ وَ أَخِیهِ وَ أُمِّهِ وَ فِی نَفْسِهِ وَ أَهْلِ بَیْتِهِ إِلَّا رَوَاهُ وَ کُلَّ ذَلِکَ یَقُولُ الصَّحَابَهُ اللَّهُمَّ نَعَمْ قَدْ سَمِعْنَا وَ شَهِدْنَا وَ یَقُولُ التَّابِعِیُّ اللَّهُمَّ قَدْ حَدَّثَنِی بِهِ مَنْ أُصَدِّقُهُ وَ أَئْتَمِنُهُ مِنَ الصَّحَابَهِ فَقَالَ أَنْشُدُکُمُ اللَّهَ إِلَّا حَدَّثْتُمْ بِهِ مَنْ تَثِقُونَ بِهِ وَ بِدِینِهِ‏.» (۳)

حمد و ثناى خدا به جاى آوردند و فرمودند: «اما بعد، شما دیدید و شاهد بودید و مى ‏دانید که این ستمگر (معاویه) با ما و شیعیان ما چه کرد، من مى‏ خواهم از شما چیزى بپرسم اگر راست گفتم مرا تصدیق کنید و اگر دروغ گفتم مرا تکذیب نمایید و شما را به حقى که خدا بر شما دارد و به حق رسول خدا و به حق خویشاوندى خود با پیامبرتان، سوگند مى ‏دهم از اینجا که رفتید و خواستید سخنانم را نقل کنید، همه یاران خود را در قبائلتان و کسانى از مردم را که به آنان اطمینان دارید؛ گرد آورید و آنان را به آنچه از حق و حقیقت ما مى‏ دانید، فرا خوانید زیرا که نگرانم اسلام امامت از یادها برود و حق و حقیقت از میان رود و مغلوب باطل شود. اگر چه خداوند نورش را به پایان خواهد رساند هر چند که کافران آن را ناخوش دارند.»

حضرتش مطلبى را از آنچه خداوند در قرآن در باره آنان نازل کرده فروگذار نکرد و همه آیات مربوطه را خواند و تفسیر نمود و همه آنچه را که رسول خدا (صلّى اللَّه علیه و اله و سلم) درباره پدر، برادر، مادر ایشان خود او و اهل بیتش گفته بود؛ روایت نمود و اصحاب در پى شنیدن آنها مى‏ گفتند: «آرى، شنیدیم و حاضر بودیم.» و تابعین مى ‏گفتند: «گواهى دهیم که فردى از اصحاب که مورد اعتماد ما بود این سخنان را به ما گفت.» حضرت امام حسین (علیه السّلام) فرمودند: «شما را به خدا سوگند مى ‏دهم که سخنانم را تنها براى فردى که‏ به او و دیانتش اطمینان دارید نقل کنید.» (۴)

۱  ۴ برشمردن فضایل حضرت امیرالمومنین (ع) و گرفتن تایید از مردم در صحت آن مطالب

حضرت سید الشهدا (علیه السّلام) برای یادآوری جایگاه امامت و ولایت بلافصل حضرت امیرالمومنین (علیه السّلام) به ذکر برخی از فضایل والا و منزلت بی همتای پدر گرامیش می پردازد که در اینجا فرمایشات حضرت را نقل می نماییم:

۱- ۱ -۴ حدیث مواخات

قَالَ: أَنْشُدُکُمُ اللَّهَ أَتَعْلَمُونَ أَنَّ عَلِیَّ بْنَ أَبِی طَالِبِ کَانَ أَخَا رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) حِینَ آخَى بَیْنَ أَصْحَابِهِ فَآخَى بَیْنَهُ وَ بَیْنَ نَفْسِهِ وَ قَالَ أَنْتَ أَخِی وَ أَنَا أَخُوکَ فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَهِ قَالُوا: اللَّهُمَّ نَعَمْ.

* حضرت ابا عبدالله الحسین (علیه السّلام) فرمودند: «شما را به خدا سوگند، آیا مى‏ دانید که على بن ابى طالب برادر رسول خدا (صلّى اللَّه علیه و اله و سلم) است آنکه رسول خدا میان اصحابش پیمان برادرى بست، میان خود و على پیمان برادرى برقرار نمود و فرمود: تو برادر منى و من برادرت در دنیا و آخرت؟ گفتند: آرى.»

۲- ۱ -۴  حدیث سد ابواب

قَالَ: أَنْشُدُکُمُ اللَّهَ هَلْ تَعْلَمُونَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) اشْتَرَى مَوْضِعَ مَسْجِدِهِ وَ مَنَازِلِهِ فَابْتَنَاهُ ثُمَّ ابْتَنَى فِیهِ عَشَرَهَ مَنَازِلَ تِسْعَهً لَهُ وَ جَعَلَ عَاشِرَهَا فِی وَسَطِهَا لِأَبِی ثُمَّ سَدَّ کُلَّ بَابٍ شَارِعٍ إِلَى الْمَسْجِدِ غَیْرَ بَابِهِ فَتَکَلَّمَ فِی ذَلِکَ مَنْ تَکَلَّمَ فَقَالَ (صلی الله علیه و آله) مَا أَنَا سَدَدْتُ أَبْوَابَکُمْ وَ فَتَحْتُ بَابَهُ وَ لَکِنَّ اللَّهَ أَمَرَنِی بِسَدِّ أَبْوَابِکُمْ وَ فَتْحِ بَابِهِ ثُمَّ نَهَى النَّاسَ أَنْ یَنَامُوا فِی الْمَسْجِدِ غَیْرَهُ… قَالُوا اللَّهُمَّ نَعَمْ قَالَ أَفَتَعْلَمُونَ أَنَّ عُمَرَ بْنَ الْخَطَّابِ حَرَصَ عَلَى کُوَّهٍ قَدْرَ عَیْنِهِ یَدَعُهَا مِنْ مَنْزِلِهِ إِلَى الْمَسْجِدِ فَأَبَى عَلَیْهِ ثُمَّ خَطَبَ صلی الله علیه و آله فَقَالَ [إِنَّ اللَّهَ أَمَرَ مُوسَى أَنْ یَبْنِیَ مَسْجِداً طَاهِراً لَا یَسْکُنُهُ غَیْرُهُ وَ غَیْرُ هَارُونَ وَ ابْنَیْهِ وَ] إِنَّ اللَّهَ أَمَرَنِی أَنْ أَبْنِیَ مَسْجِداً طَاهِراً لَا یَسْکُنُهُ غَیْرِی وَ غَیْرُ أَخِی وَ ابْنَیْهِ قَالُوا: اللَّهُمَّ نَعَم.‏

 * حضرت امام حسین (علیه السّلام) فرمودند: «شما را به خدا سوگند، آیا مى ‏دانید که رسول خدا (صلّى اللَّه علیه و اله و سلم) زمین مسجد و خانه‏ هایش را خرید، مسجد را ساخت و سپس در آن ده خانه بنا کرد؛ نه خانه براى خودش و خانه دهم را که در میان آنها قرار داشت به پدرم داد، سپس راه خانه ‏هاى دیگران را به مسجد بست جز در خانه پدرم را، یک نفر در این باره اعتراض کرد، پیامبر فرمود: «من در خانه‏ هایتان را نبستم و در خانه على را من باز نگذاشتم، خداوند مرا به بستن در خانه‏ هایتان و گشودن در خانه على فرمان داد.» آنگاه به جز على، مردم را از خوابیدن در مسجد بازداشت… گفتند: آرى. حضرت فرمودند: آیا مى‏ دانید که عمر بن خطّاب کوشید تا خانه‏ اش به اندازه روزنه دیدى به مسجد راه داشته باشد، پیامبر نپذیرفت. سپس فرمودند: خداوند به موسى فرمان داد تا مسجد پاکى بنا نهد که جز خودش و هارون و دو پسرش هیچ فردی در آن ساکن نشود و خداوند مرا فرمان داد که مسجد پاکى بنا نهم که جز من و برادرم و فرزندانش کسى در آن ساکن نشود؟ گفتند: آرى.»

۳- ۱ -۴ حدیث غدیر

قَالَ: أَنْشُدُکُمُ اللَّهَ أَ تَعْلَمُونَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) نَصَبَهُ یَوْمَ غَدِیرِ خُمٍ‏ فَنَادَى لَهُ بِالْوَلَایَهِ وَ قَالَ لِیُبَلِّغِ الشَّاهِدُ الْغَائِبَ قَالُوا: اللَّهُمَّ نَعَمْ.

* حضرت امام حسین (علیه السّلام) فرمودند: «شما را به خدا سوگند، آیا مى‏ دانید که رسول خدا (صلّى اللَّه علیه و اله و سلم) در روز غدیر خم پدرم را به امامت امّت منصوب داشت و ولایت او را اعلام کرد و فرمود: باید که حاضران به غایبان برسانند؟ گفتند: آرى.»

درباره واقعه غدیر خم می توان به حدیث ذیل اشاره نمود:

رَوَى الْخَطِیبُ فَخْرُ خُوارِزْمَ‏ حَدِیثَ‏ غَدِیرِ خُمٍ‏ وَ أَنَّ النَّبِیَّ (ص) أَخَذَ بِضَبْعِ عَلِیٍّ فَرَفَعَهَا حَتَّى نَظَرَ النَّاسُ إِلَى بَیَاضِ‏ إِبْطِهِ‏ ثُمَّ لَمْ یَفْتَرِقَا حَتَّى نَزَلَ‏ «الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی» فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) اللَّهُ أَکْبَرُ عَلَى إِکْمَالِ الدِّینِ وَ إِتْمَامِ النِّعْمَهِ وَ رِضَا الرَّبِّ بِرِسَالَتِی وَ الْوَلَایَهِ لِعَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ ثُمَّ قَالَ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَه‏.(۵)

خطیب خوارزمى، حدیث‏ غدیر خم را روایت می کند: حضرت رسول خدا (صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم) بازوى على را گرفته آن جناب را چنان بر سر دست بالا برد که سپیدى زیر بغل وى نمایان گردید، در همان حال آیه شریفه: «الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی‏»(۶) امروز دین شما را برایتان کامل و نعمت خود را بر شما تمام گردانیدم؛ نازل گردید. رسول خدا (صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم) از شادمانى تکبیر گفت که دین در امروز به کمال و نعمت ولایت به اتمام رسید و خداوند از ابلاغ رسالت به وسیله من راضى و خوشنود گردید و ولایت على بن ابى طالب را بر کائنات انعام نمود. سپس دست بر دعا برداشت و عرض کرد: پروردگارا، دوست على را دوست بدار و با دشمنان او دشمن باش و یارى‏کننده او را یارى نما و آن کس که او را تنها گذارد و خوار نماید؛ خوار گردان.

۴- ۱ -۴ حدیث منزلت

قَالَ: أَنْشُدُکُمُ اللَّهَ أَتَعْلَمُونَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) قَالَ لَهُ فِی غَزْوَهِ تَبُوکَ أَنْتَ مِنِّی بِمَنْزِلَهِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى وَ أَنْتَ وَلِیُّ کُلِّ مُؤْمِنٍ بَعْدِی قَالُوا: اللَّهُمَّ نَعَمْ.

* حضرت سید الشهدا (علیه السّلام) فرمودند: «شما را به خدا سوگند، آیا مى‏ دانید که رسول خدا (صلّى اللَّه علیه و اله و سلم) در غزوه تبوک به پدرم فرمود: تو نسبت به من مانند نسبت هارون به موسى است، تو پس از من ولىّ هر مؤمنى هستى؟ گفتند: آرى.»

در این باره احادیث زیادی روایت شده است که در اینجا به ذکر یک حدیث بسنده می کنیم:

رَوَى أَحْمَدُ بْنُ حَنْبَلٍ أَیْضاً عَنْ زَیْدِ بْنِ أَبِی أَوْفَى مِنْ طَرِیقَیْنِ قَالَ‏: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) لِعَلِیٍّ (ع) وَ الَّذِی بَعَثَنِی بِالْحَقِّ نَبِیّاً مَا اخْتَرْتُکَ إِلَّا لِنَفْسِی وَ أَنْتَ مِنِّی بِمَنْزِلَهِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى إِلَّا أَنَّهُ لَا نَبِیَّ بَعْدِی وَ أَنْتَ أَخِی وَ وَارِثِی‏. (۷)

احمد بن حنبل از زید بن ابى اوفى از دو طریق روایت کرده که گفت پیامبر (صلى اللَّه علیه و آله و سلّم) به على (علیه السلام) فرمود: به خدایى که مرا به حق به پیامبرى فرستاد من ترا به برادرى خود اختیار کردم، نسبت تو به من مانند نسبت هارون به موسى است با این تفاوت که بعد از من پیغمبرى نخواهد بود و تو برادر من و وارث من هستی.

۵ – ۱ -۴ حدیث مباهله

قَالَ: أَنْشُدُکُمُ اللَّهَ أَتَعْلَمُونَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ(صلی الله علیه و آله) حِینَ دَعَا النَّصَارَى مِنْ أَهْلِ نَجْرَانَ إِلَى الْمُبَاهَلَهِ لَمْ یَأْتِ إِلَّا بِهِ وَ بِصَاحِبَتِهِ وَ ابْنَیْهِ قَالُوا: اللَّهُمَّ نَعَمْ.

* حضرت ابا عبدالله الحسین (علیه السّلام) فرمودند: «شما را به خدا سوگند، آیا مى ‏دانید که رسول خدا (صلّى اللَّه علیه و اله و سلم) هنگامى که مسیحیان نجران را به مباهله فرا خواند تنها با على و همسرش و دو پسرش به صحنه آمد؟ گفتند: آرى.»

در واقع حضرت سید الشهداء (علیه السّلام) در این فراز سخنرانی خود از حاضران برای بالاترین فضیلت حضرت امیرالمومنین (علیه السّلام) اقرار می گیرند که در جریان مباهله مطرح گردید و ایشان نفس پیامبر (صلّى اللَّه علیه و اله و سلم) معرفی شدند. در آیه ۶۱ سوره مبارکه آل عمران که درباره این واقعه نازل شده است: «فَمَنْ حَاجَّکَ فیهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَکُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَکُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْکاذِبینَ‏» منظور از «أَنْفُسَنا» وجود نازنین حضرت امیرالمومنین (علیه السّلام) است که به عنوان جان پیامبر (صلی الله علیه وآله) یاد شده است.

۶ – ۱ -۴ حدیث لوای خیبر

قَالَ: أَنْشُدُکُمُ اللَّهَ أ تَعْلَمُونَ أَنَّهُ دَفَعَ إِلَیْهِ اللِّوَاءَ یَوْمَ خَیْبَرَ ثُمَّ قَالَ لَأَدْفَعُهُ‏ إِلَى رَجُلٍ یُحِبُّهُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ یُحِبُّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ کَرَّارٌ غَیْرُ فَرَّارٍ یَفْتَحُهَا اللَّهُ عَلَى یَدَیْهِ قَالُوا: اللَّهُمَّ نَعَمْ.

* حضرت امام حسین (علیه السّلام) فرمودند: «شما را به خدا سوگند، آیا مى ‏دانید که پیامبر (صلّى اللَّه علیه و اله و سلم) در نبرد خیبر پرچم را به على داد و فرمود: پرچم را به مردى دهم که خدا و رسولش او را دوست دارند و خدا و رسولش را دوست دارد، جنگاورى که فرار نکند و خداوند به دست او بگشاید؟ گفتند: آرى.»

احادیث طولانی درباره شرح جنگ خیبر و درماندگی سران عرب از فتح و پیروزی در این نبرد یاد شده است که در نهایت پیامبر (صلی الله علیه و آله) خبر از پیروزی این جنگ به دستان فردی که خدا و پیامبر (صلی الله علیه و آله) او را دوست دارد و او نیز ایشان را دوست دارد می دهد تا شخصیت ممتاز حضرت امیرالمومنین (علیه السّلام) در بحبوحه جنگ بهتر شناخته شود.

و قال الجزری فی النهایه فی حدیث‏ خیبر: لَأُعْطِیَنَّ الرَّایَهَ غَداً رَجُلًا یُحِبُّهُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ یُحِبُّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ یَفْتَحُ اللَّهُ عَلَى یَدَیْهِ. (۸)

جزری در کتاب النهایه در حدیث خیبر [از جانب پیامبر (صلی الله علیه و آله)] نقل می کند: فردا رایت را دست مردی می دهم که او را خدا و پیامبرش دوست دارند و او خدا و پیامبرش را دوست دارد و خداوند با دستان او فتح را حاصل فرماید.

۷ – ۱ -۴ ابلاغ سوره برائت توسط حضرت علی بن ابیطالب (ع)

قَالَ: أَ تَعْلَمُونَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) بَعَثَهُ بِبَرَاءَهَ وَ قَالَ لَا یُبَلِّغْ عَنِّی إِلَّا أَنَا أَوْ رَجُلٌ مِنِّی قَالُوا: اللَّهُمَّ نَعَمْ.

* حضرت سید الشهدا (علیه السّلام) فرمودند: «آیا مى ‏دانید که رسول خدا (صلّى اللَّه علیه و اله و سلم) على را براى خواندن آیات برائت از مشرکان فرستاد و فرمودند: این مهم را کسى جز من و یا مردى از من نرساند؟ گفتند: آرى.»

به حدیثی درباره این واقعه تاریخی بسنده می نماییم:

حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ إِبْرَاهِیمَ بْنِ إِسْحَاقَ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ یَحْیَى بْنِ زُهَیْرٍ قَالَ حَدَّثَنَا یُوسُفُ بْنُ مُوسَى قَالَ حَدَّثَنَا مَالِکُ بْنُ إِسْمَاعِیلَ قَالَ حَدَّثَنَا مَنْصُورُ بْنُ أَبِی الْأَسْوَدِ قَالَ حَدَّثَنَا کَثِیرٌ أَبُو إِسْمَاعِیلَ عَنْ جُمَیْعِ بْنِ عُمَیْرٍ قَالَ‏ صَلَّیْتُ فِی الْمَسْجِدِ الْجَامِعِ فَرَأَیْتُ ابْنَ عُمَرَ جَالِساً فَجَلَسْتُ إِلَیْهِ فَقُلْتُ حَدِّثْنِی عَنْ عَلِیٍّ فَقَالَ بَعَثَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) أَبَا بَکْرٍ بِبَرَاءَهَ فَلَمَّا أَتَى ذَا الْحُلَیْفَهِ أَتْبَعَهُ عَلِیّاً (ع) فَأَخَذَهَا مِنْهُ قَالَ أَبُو بَکْرٍ یَا عَلِیُّ مَا لِی أَ نَزَلَ فِیَّ شَیْ‏ءٌ قَالَ لَا وَ لَکِنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) قَالَ لَا یُؤَدِّی عَنِّی إِلَّا أَنَا أَوْ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ بَیْتِی قَالَ فَرَجَعَ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ (ص) فَقَالَ یَا رَسُولَ اللَّهِ أَ نَزَلَ فِیَّ شَیْ‏ءٌ قَالَ لَا وَ لَکِنْ لَا یُؤَدِّی عَنِّی إِلَّا أَنَا أَوْ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ بَیْتِی قَالَ کَثِیرٌ قُلْتُ لِجُمَیْعٍ أَ تَشْهَدُ عَلَى ابْنِ عُمَرَ بِهَذَا قَالَ نَعَمْ ثَلَاثا. (۹)

محمّد بن ابراهیم بن اسحاق از احمد بن یحیى بن زهیر از یوسف بن موسى از مالک بن اسماعیل از منصور بن ابى الاسود از کثیر ابو اسماعیل، از جمیع بن عمیر، وى مى ‏گوید: در مسجد جامع نماز مى گذاردم، ابن عمر را دیدم که در آنجا نشسته نزدش رفتم و پیش او نشستم و گفتم: حدیثى از على (علیه السّلام) برایم نقل کن. ابن عمر گفت: رسول خدا (صلّى اللَّه علیه و آله) ابوبکر را مأمور ساخت که سوره برائت را بر مشرکان مکّه ببرد و بخواند وى وقتى به وادى ذو الحلیفه رسید، حضرت على (علیه السّلام) به او رسید و سوره را از وى گرفت، ابو بکر گفت: یا على آیا درباره من چیزى نازل شده است؟ حضرت فرمودند: خیر ولى رسول خدا (صلّى اللَّه علیه و آله) فرمودند: تکلیف و رسالت مرا از طرف من کسى اداء نمى ‏کند مگر خود یا مردى از اهل بیت من.

راوى مى‏ گوید: ابو بکر به سوى رسول خدا (صلّى اللَّه علیه و آله) برگشت و عرض کرد: اى رسول خدا آیا درباره من چیزى نازل شده است؟ حضرت فرمودند: خیر ولى تکلیف و رسالت مرا از طرف من کسى اداء نمى ‏کند مگر خودم یا مردى از اهل بیت من. کثیر مى ‏گوید: به جمیع گفتم: آیا این واقعه را بر ابن عمر شهادت مى ‏دهى؟ جمیع گفت: آرى و این کلمه (آرى) را سه مرتبه تکرار نمود.

۸ – ۱ -۴  فداکاری و از جان گذشتگی حضرت امیرالمومنین(ع) در راه نشر اسلام

قَالَ: أَ تَعْلَمُونَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) لَمْ تَنْزِلْ بِهِ شِدَّهٌ قَطُّ إِلَّا قَدَّمَهُ لَهَا ثِقَهً بِهِ وَ أَنَّهُ لَمْ یَدْعُهُ‏ بِاسْمِهِ قَطُّ إِلَّا أَنْ یَقُولَ یَا أَخِی وَ ادْعُوا لِی أَخِی قَالُوا: اللَّهُمَّ نَعَمْ.

* حضرت ابا عبدالله الحسین (علیه السّلام) فرمودند: «آیا مى‏ دانید که پیامبر (صلّى اللَّه علیه و اله و سلم) با هر سختى و مشکلى که روبرو مى‏ شد على را به خاطر اطمینانى که به او داشت جلو مى‏ انداخت و هر گاه او را صدا مى‏ زد نامش را نمى ‏برد و مى‏ فرمود: اى برادرم و یا برادرم را برایم صدا زنید؟ گفتند: آرى.»

۹ – ۱ -۴ ولایت حضرت امیرالمومنین (علیه السلام)

 قَالَ: أَ تَعْلَمُونَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) قَضَى بَیْنَهُ وَ بَیْنَ جَعْفَرٍ وَ زَیْدٍ فَقَالَ لَهُ یَا عَلِیُّ أَنْتَ مِنِّی وَ أَنَا مِنْکَ وَ أَنْتَ وَلِیُّ کُلِّ مُؤْمِنٍ [وَ مُؤْمِنَهٍ] بَعْدِی قَالُوا: اللَّهُمَّ نَعَمْ.

* حضرت سید الشهدا (علیه السّلام) فرمودند: «آیا مى ‏دانید که رسول خدا (صلّى اللَّه علیه و اله و سلم) میان پدرم و جعفر و زید قضاوت نمود و فرمودند: اى على، تو از منى و من از تو و پس از من تو ولىّ هر زن و مرد مؤمنى هستى؟ گفتند: آرى.»

حدیث ذیل یکی از طرقی است که این حدیث از پیامبر (صلّى اللَّه علیه و اله و سلم) به ما رسیده است:

عِمْرَانُ بْنُ الْحُصَیْنِ وَ بُرَیْدَهُ وَ ابْنُ عَبَّاسٍ وَ جَابِرٌ الْأَنْصَارِیُّ وَ عُمَرُ بْنُ عَلِیٍّ قَالَ النَّبِیُّ (ص):‏ عَلِیٌ‏ مِنِّی‏ وَ أَنَا مِنْهُ وَ هُوَ وَلِیُّ کُلِّ مُؤْمِنٍ بَعْدِی‏. (۱۰)

عمران بن حصین و بریده و ابن عباس و جابر انصاری و عمر بن علی از حضرت نبی اکرم (صلی الله علیه و آله) نقل می کنند که فرمودند: علی از من است و من از علی هستم و او ولیّ هر مومنی بعد از من است.

۱۰ – ۱ -۴ سوال و خلوت پیامبر (ص) و حضرت امیرالمومنین (ع)

قَالَ: أَ تَعْلَمُونَ أَنَّهُ کَانَتْ لَهُ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) کُلَّ یَوْمٍ خَلْوَه وَ کُلَّ لَیْلَهٍ دَخْلَهٌ إِذَا سَأَلَهُ أَعْطَاهُ وَ إِذَا سَکَتَ أَبْدَاهُ قَالُوا: اللَّهُمَّ نَعَمْ.

* حضرت امام حسین (علیه السّلام) فرمودند: «آیا مى ‏دانید که على هر روز و هر شب با رسول خدا (صلّى اللَّه علیه و اله و سلم) خلوت مى‏ کرد، هر گاه چیزى مى‏ پرسید پاسخش مى ‏داد و هر گاه على ساکت مى ‏شد، حضرتش شروع مى ‏کرد؟ گفتند: آرى.»

۱۱ – ۱ -۴ حضرت علی (ع) افضل بر همگان برای دامادی پیامبر (ص)

قَالَ: أَ تَعْلَمُونَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فَضَّلَهُ عَلَى جَعْفَرٍ وَ حَمْزَهَ حِینَ قَالَ لِفَاطِمَهَ (علیها السلام) زَوَّجْتُکِ خَیْرَ أَهْلِ بَیْتِی‏ أَقْدَمَهُمْ سِلْماً وَ أَعْظَمَهُمْ حِلْماً وَ أَکْثَرَهُمْ عِلْماً. قَالُوا: اللَّهُمَّ نَعَمْ.

* حضرت سید الشهدا (علیه السّلام) فرمودند: «آیا مى ‏دانید که رسول خدا (صلّى اللَّه علیه و اله و سلم) على را بر جعفر و حمزه برترى داد، آنگاه که به فاطمه (علیها السلام) فرمود: تو را به ازدواج بهترین فرد خاندانم، که اسلامش بر همه پیشى دارد و شکیبایی و صبر او از همه بیشتر است و دانش او از همه بیشتر است؛ درآوردم؟ گفتند: آرى.»

۱۲ – ۱ -۴ حضرت امیرالمومنین (ع) مسئول تدفین پیامبر (ص)

قَالَ: أَ تَعْلَمُونَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) أَمَرَهُ بِغُسْلِهِ وَ أَخْبَرَهُ أَنَّ جَبْرَئِیلَ یُعِینُهُ عَلَیْهِ. قَالُوا: اللَّهُمَّ نَعَمْ.

* حضرت ابا عبدالله الحسین (علیه السّلام) فرمودند: «آیا مى ‏دانید که رسول خدا (صلّى اللَّه علیه وآله و سلم) به على فرمود که غسلش دهد و به او گفت که جبریل در این کار کمکش خواهد کرد؟ گفتند: آرى.»

۲  ۴ برشمردن فضایل اهل بیت (علیهم السّلام) و گرفتن تایید از مردم در صحت آن مطالب

حضرت ابا عبدالله الحسین (علیه السّلام) در بخشی از خطبه خود در سرزمین منی به ذکر فضایل و اشاره به مقام والای اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السّلام) می پردازند و به یادآوری مهمترین احادیث پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) درباره خاندان وحی بسنده می نمایند.

۱- ۲ -۴ سیادت اهل بیت (علیهم السلام) بر همگان

قَالَ: أَ تَعْلَمُونَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) قَالَ أَنَا سَیِّدُ وُلْدِ آدَمَ‏ وَ أَخِی عَلِیٌّ سَیِّدُ الْعَرَبِ وَ فَاطِمَهُ سَیِّدَهُ نِسَاءِ أَهْلِ الْجَنَّهِ وَ ابْنَایَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ سَیِّدَا شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّهِ. قَالُوا: اللَّهُمَّ نَعَمْ.

* حضرت سید الشهدا (علیه السّلام) فرمودند: آیا مى ‏دانید که رسول خدا (صلّى اللَّه علیه و اله و سلم) فرمود: «من سرور فرزندان آدم هستم و على سرور عرب و فاطمه سرور زنان بهشت و فرزندانم حسن و حسین سرور جوانان بهشت؟ گفتند: آرى.»

احادیث زیادی از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) درباره منزلت والای اهل بیت (علیهم السّلام) روایت شده است. در قسمت پایانی حدیثی طولانی از ابا مفضل با اسنادی از سلمان فارسی نقل شده است که حضرت رسول الله (صلی الله علیه و آله) در واپسین لحظات زندگی خویش فرمودند:

ثُمَّ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى اخْتَارَنِی مِنْ أَهْلِ بَیْتِی وَ اخْتَارَ عَلِیّاً وَ الْحَسَنَ وَ الْحُسَیْنَ وَ اخْتَارَکِ فَأَنَا سَیِّدُ وُلْدِ آدَمَ وَ عَلِیٌّ سَیِّدُ الْعَرَبِ‏ وَ أَنْتِ سَیِّدَهُ النِّسَاءِ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ سَیِّدَا شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّهِ وَ مِنْ ذُرِّیَّتِکِ الْمَهْدِیُّ یَمْلَأُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ الْأَرْضَ عَدْلًا کَمَا مُلِئَتْ بِمَنْ قَبْلَهُ جَوْراً. (۱۱)

سپس خدای تعالی مرا و خاندان مرا برگزید و علی و حسن و حسین را برگزید و ترا (ای فاطمه) برگزید. همانا من سرور فرزندان آدم هستم و علی سرور عرب و تو ای فاطمه سرور زنان و حسن و حسین سرور جوانان اهل بهشت هستید و از ذرّیه تو مهدی است که خداوند به وسیله او زمین را از عدل و داد پر می نماید همان گونه که از ظلم و جور پر شده است.

در حدیثی دیگر با همین مضمون که از بکر بن عبد الله بن حبیب با اسنادی از ابی طفیل از حضرت امام حسن (علیه السّلام) نقل شده است که فرمودند از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) شنیدم که فرمودند: أَنَا سَیِّدُ النَّبِیِّینَ وَ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ سَیِّدُ الْوَصِیِّینَ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ سَیِّدَا شَبَابِ‏ أَهْلِ‏ الْجَنَّهِ وَ الْأَئِمَّهُ بَعْدَهُمَا سَادَاتُ الْمُتَّقِینَ وَلِیُّنَا وَلِیُّ اللَّهِ وَ عَدُوُّنَا عَدُوُّ اللَّهِ وَ طَاعَتُنَا طَاعَهُ اللَّهِ وَ مَعْصِیَتُنَا مَعْصِیَهُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکِیل‏.(۱۲)

من سرور پیامبران و علی سرور اوصیای دین و حسن و حسین سرور جوانان اهل بهشت هستند و امامان پس از آن دو سروران با تقوا هستند. دوست ما دوست خداوند و دشمن ما دشمن خداوند است و طاعت ما طاعت خداوند و سرپیچی از ما سرپیچی از خدای عزّ و جلّ است و خداوند برای ما کافی است و او نیکو وکیلی است.

۲- ۲ -۴ حدیث ثقلین

قَالَ: أَ تَعْلَمُونَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) قَالَ فِی آخِرِ خُطْبَهٍ خَطَبَهَا [أَیُّهَا النَّاسُ‏] إِنِّی تَرَکْتُ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ کِتَابَ اللَّهِ وَ أَهْلَ بَیْتِی فَتَمَسَّکُوا بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا. قَالُوا: اللَّهُمَّ نَعَمْ.

* حضرت امام حسین (علیه السّلام) فرمودند: آیا مى ‏دانید رسول خدا (صلّى اللَّه علیه و آله) در آخرین خطبه ‏اى که ایراد کرد، فرمود: «اى مردم، من در میان شما دو چیز نفیس مى ‏گذارم؛ کتاب خدا و خاندانم، به آن دو چنگ آویزید که هرگز گمراه نشوید؟ گفتند: آرى.»

حدیث ثقلین که به عنوان حدیث صحیح و متواتر از درجه اعتبار آن یاد می شود یکی از مهمترین احادیث پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) درباره سفارش مسلمانان به قرآن و عترت (علیهم السّلام) است:

عَنْ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) قَال: «إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمْ ثَقَلَیْنِ مَا إِنْ تَمَسَّکْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا بَعْدِی أَحَدُهُمَا أَعْظَمُ مِنَ الْآخَرِ وَ هُوَ کِتَابُ اللَّهِ حَبْلٌ مَمْدُودٌ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْضِ وَ عِتْرَتِی أَهْلُ بَیْتِی لَنْ یَفْتَرِقَا حَتَّى یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ فَانْظُرُوا کَیْفَ تَخْلُفُونِّی فِی عِتْرَتِی.» (۱۳)

پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمودند: من در میان شما ثقلین را قرار دادم یکی بزرگتر از دیگری است؛ کتاب خدا که ریسمانی ممتد است آسمان به سوی زمین و عترت خویش که خاندان من هستند این دو را جدایی نبود تا آنگاه که گرد کوثر بر من وارد شوند . پس بنگرید که چگونه سفارش مرا در مورد آنها رعایت می ‌کنید.

۳- ۲ -۴ ملازمت قرآن و اهل بیت با یکدیگر

فَلَمْ یَدَعْ شَیْئاً أَنْزَلَهُ اللَّهُ فِی عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ (علیه السلام) خَاصَّهً وَ فِی أَهْلِ بَیْتِهِ مِنَ الْقُرْآنِ وَ لَا عَلَى لِسَانِ نَبِیِّهِ (صلی الله علیه و آله) إِلَّا نَاشَدَهُمْ فِیهِ فَیَقُولُ الصَّحَابَهُ اللَّهُمَّ نَعَمْ قَدْ سَمِعْنَا وَ یَقُولُ التَّابِعِیُّ اللَّهُمَّ قَدْ حَدَّثَنِیهِ مَنْ أَثِقُ بِهِ فُلَانٌ وَ فُلَان‏.

* «حضرت ابا عبدالله (علیه السّلام) از آنچه خداوند به خصوص درباره على بن ابى طالب و خاندانش (علیهم السّلام) در قرآن نازل شده بود و از آنچه بر زبان پیامبر خدا (صلّى اللَّه علیه و اله و سلم) جارى شده بود، چیزى فروگذار نکرد و اصحاب مى‏ گفتند: آرى شنیدیم و تابعى مى ‏گفت: آرى، فلانى و فلانى که مورد اعتماد ما بودند این سخن را برایم گفتند.»

۴- ۲ -۴  بغض و کینه نسبت به حضرت امیرالمومنین و اهل بیت (علیهم السّلام) به منزله دشمنی با رسول الله (صلی الله علیه و آله)

[ثُمَّ نَاشَدَهُمْ‏] أَنَّهُمْ قَدْ سَمِعُوهُ صلی الله علیه و آله یَقُولُ مَنْ زَعَمَ أَنَّهُ یُحِبُّنِی وَ یُبْغِضُ عَلِیّاً فَقَدْ کَذَبَ لَیْسَ یُحِبُّنِی وَ هُوَ یُبْغِضُ عَلِیّاً فَقَالَ لَهُ قَائِلٌ یَا رَسُولَ اللَّهِ وَ کَیْفَ ذَلِکَ قَالَ لِأَنَّهُ مِنِّی وَ أَنَا مِنْهُ [مَنْ أَحَبَّهُ فَقَدْ أَحَبَّنِی‏] وَ مَنْ أَحَبَّنِی فَقَدْ أَحَبَّ اللَّهَ [وَ مَنْ أَبْغَضَهُ فَقَدْ أَبْغَضَنِی‏] وَ مَنْ أَبْغَضَنِی فَقَدْ أَبْغَضَ اللَّهَ فَقَالُوا اللَّهُمَّ نَعَمْ قَدْ سَمِعْنَا وَ تَفَرَّقُوا عَلَى ذَلِکَ‏.

* سپس حضرت سید الشهدا (علیه السّلام) آنان را سوگند داد که آیا شنیده‏ اید رسول خدا (صلّى اللَّه علیه و اله و سلم) فرموده است: «کسى که مى ‏پندارد مرا دوست دارد در حالى که على را دشمن مى‏ دارد، دروغ مى ‏گوید، این طور نیست که مرا دوست داشته باشد و على را دشمن دارد. فردى به حضرتش گفت: اى رسول خدا، چگونه چنین چیزى ممکن است؟ فرمود: زیرا على از من است و من از على، هر کس او را دوست داشته باشد مرا دوست دارد و هر کس مرا دوست داشته باشد خدا را دوست دارد و هر کس او را دشمن دارد مرا دشمن داشته و هر کس مرا دشمن دارد با خداوند دشمنى کرده است؟ گفتند: آرى، شنیده‏ ایم و بعد پراکنده شدند و رفتند.»

برخی از پژوهشگران در شرح این خطبه گفته­ اند که حضرت امام حسین (علیه السّلام) فضایل حضرت امیرالمومنین (علیه السّلام) را بیان فرمودند. در صورتی که همانطور که طبرسی نیز خلاصه ای از این خطبه را در کتاب احتجاجات خود آورده است؛ در واقع حضرت سیدالشهداء (علیه السّلام) با احتجاج و دلیل آوردن برای حاجیان گرد آمده در سرزمین منی آنان را به ایمان دوباره و اعتقاد به امامت حضرت امیرالمومنین (علیه السّلام) فراخوانده است. این در حالی است که مسلمانان پس از گذشت چهل و هفت سال از عمل نکردن به مهمترین وصیت پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) به گونه ­ای محسوس سلطه حکومت جور را دیده اند.

به تحقیق یکی از مهمترین وقایع تاریخ اسلام، واقعه غدیر خم است. اما حضرت سید الشهداء (علیه السّلام) این فضیلت خاص حضرت امیرالمومنین (علیه السّلام) را به عنوان سومین فضیلت پس از اشاره به احادیث مواخات و سد ابواب مطرح می فرمایند تا با تاکید بر جایگاه و منزلت حضرت مولی الموحدین (علیه السّلام) و شخصیت والای ایشان در نزد خداوند متعال و پیامبر اسلام (صلّى اللَّه علیه و اله و سلم) امامت و ولایت امت و جانشینی بلافصل حضرت امیرالمومنین (علیه السّلام) را اثبات و یادآوری نمایندکه اغلب مسلمین از آن سر باز زده اند.

حضرت امام حسین (علیه السّلام) در سخنان خود مسلمانان به اصل مغفول مانده امامت فراخواندند و احقاق حق قرآن و اهل بیت (علیهم السّلام) را درخواست نمودند که طبق فرمایشات پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) این حقی بر گردن هر مسلمانانی است.

اگر مطالب این خطبه طبق درخواست حضرت سید الشهدا (علیه السّلام) در آن زمان فهم و نشر می شد، سبب آگاهی امت اسلام و جلوگیری از فجایع بی حد روز عاشورا می گردید. همانا سپاهی که در روز عاشورا با حضرت امام حسین (علیه السلام) جنگید بخشی از امت حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) محسوب می شد.

پانوشتها

(۱) أسرار آل محمد علیهم السلام، صفحه ۴۹۱- ۴۹۰

(۲) تاریخ سیاسى صدر اسلام (ترجمه کتاب سلیم)، صفحه ۳۹۷

(۳کتاب سلیم بن قیس الهلالی‏‏، ۷۹۳- ۷۸۹ – خطبه عربی موجود در مقاله از این منبع نقل شده است.

(۴) تاریخ سیاسى صدر اسلام (ترجمه کتاب سلیم)، ۴۰۰ – ۳۹۷ – معنای فارسی خطبه حضرت سیدالشهداء (علیه السلام)

‏(۵)کشف الیقین فی فضائل أمیر المؤمنین علیه السلام، صفحه ۲۵۴ – ۲۵۲ و مناقب الخوارزمی، صفحه ۸۰

(۶) سوره مبارکه مائده، آیه ۳

(۷)الطرائف فی معرفه مذاهب الطوائف، جلد‏۱، صفحه ۶۳

(۸) بحار الأنوار، جلد ‏۲۱، صفحه ۷

(۹) علل الشرائع، جلد‏۱، صفحه ۱۸۹

(۱۰) مناقب آل أبی طالب علیهم السّلام، جلد‏۳، صفحه ۵۱

(۱۱) بحار الأنوار، جلد ‏۲۲ ، صفحه ۵۰۲

(۱۲) الأمالی (للصدوق)، صفحه ۵۵۸

(۱۳) بحارالانوار، جلد ۲۳ ، صفحه ۱۰۸

 

منابع

– قرآن

– أسرار آل محمد علیهم السلام (ترجمه کتاب سلیم بن قیس هلالی)، سلیم بن قیس هلالى، مترجم اسماعیل انصاری زنجانی خوئی، قم، الهادی، ۱۴۱۶ ق.

– أسرار آل محمد علیهم السلام (ترجمه کتاب سلیم بن قیس هلالی)، سلیم بن قیس هلالى، مترجم اسماعیل انصاری زنجانی خوئی، قم، دلیل ما، ۱۳۸۹ش.

– الأمالی، محمد بن على ابن بابویه، ۱جلد، تهران، کتابچى، چاپ ششم، ۱۳۷۶ش.

– بحار الأنوارالجامعه لدرر أخبار الأئمه الأطهار، محمد باقر بن محمد تقى مجلسى، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ دوم، ۱۴۰۳ ق.

– تاریخ سیاسى صدر اسلام (ترجمه کتاب سلیم)، سلیم بن قیس هلالى، مترجم محمود رضا افتخارزاده، تهران، رسالت قلم، ۱۳۷۷ش.

– خطبه حسین بن علی علیه السلام در منا، محمد صادق نجمی، مشهد، بنیاد پژوهشهای اسلامی، ۱۳۸۴ش.

– الطرائف فی معرفه مذاهب الطوائف، على بن موسى ابن طاووس، ۲جلد، قم ، خیام ، چاپ اول، ۱۴۰۰ق.

– علل الشرائع، محمد بن على ابن بابویه، ۲جلد، قم ، داورى، چاپ اول، ۱۳۸۵ش / ۱۹۶۶م.

– علل الشرائع، محمد بن على ابن بابویه، ترجمه ذهنى تهرانى، ۲جلد، قم، مؤمنین، چاپ اول، ۱۳۸۰ش.

– عیون أخبار الرضا علیه السلام، محمد بن على ابن بابویه، ۲جلد، تهران، نشر جهان، ۱۳۷۸ق.

– کتاب سلیم بن قیس الهلالی‏‏، سلیم بن قیس هلالى، مترجم محمد انصارى زنجانى خوئینى، قم، الهادى،  ۱۴۰۵ق‏.

– کشف الغمه فی معرفه الأئمه، على بن عیسى اربلى،  ۲جلد، تبریز، بنى هاشمى، چاپ اول، ۱۳۸۱ق.

– کشف الغمه فی معرفه الأئمه، على بن عیسى اربلى، ترجمه و شرح زواره‏اى، ۳جلد، تهران، إسلامیه، چاپ سوم، ۱۳۸۲ ش.

– مناقب آل أبی طالب علیهم السلام، محمد بن على ابن شهر آشوب مازندرانى، ۴جلد، قم، علامه، چاپ اول، ۱۳۷۹ ق.

زائر

این نوشتار در صدد تبیین زمان و نحوه بیان تغییر رفتار حضرت امام حسین (علیه السلام) در برابر اعمال معاویه در طی حکومت او است. 
این نوشتار در صدد تبیین زمان و نحوه بیان تغییر رفتار حضرت امام حسین (علیه السلام) در برابر اعمال معاویه در طی حکومت او است. 
برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن