دلنوشتهشوق زیارت

خداوندا زیارت حجتت را روزی ام کن…

خداوندا زیارت حجتت را روزی ام کن…

خداوند بزرگ! تو را به یگانگی می ستایم. پروردگارا! زیارت حجتت را روزی ‌ام کردی و آن را توفیقی می‌ دانم که برای شکر آن، نیازمند یاری و توفیق تو هستم…

خداوند بزرگ! تو را به یگانگی می ستایم.

پروردگارا! زیارت حجتت را روزی ‌ام کردی و آن را توفیقی می‌ دانم که برای شکر آن، نیازمند یاری و توفیق تو هستم
ای مهربان ‌ترین مهربانان! به ‌لطف تو بود که در این سفر زیارتی، بیش از گذشته با سخنان و سیرۀ حکمت ‌آموز امام خود آشنا شدم.
ای امام رئوف! اکنون که پس از زیارتی جان ‌افزا، خود را ناگزیر از بازگشت می‌ بینم، دل در گروِ محبت شما دارم و خود را نیازمند دعای خیرتان در دنیا و شفاعتتان در سرای جاودانگی می ‌دانم و به ‌پاس این عنایت، وظیفۀ خود می ‌بینم تا با شما پیمان ببندم. پیمانی که تا جان در بدن دارم بدان متعهد باشم و خوب می ‌دانم: «وَ ما تَوْفِیقِی إِلّا بِاللهِ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَ إِلَیْهِ أُنیبُ»[۱] و توفیق من تنها از جانب خداست: به او توکل می ‌کنم و به ‌سوی او باز می‌ گردم.
ای امام رئوف! با تو میثاق می ‌بندم؛ میثاقی نا گسستنی و فراموش ‌نشدنی و ماندگار. ای مهربان! ای پیشوا و ای گنجینۀ همۀ فضیلت‌ ها و کمالات! می ‌کوشم زینت شما باشم و کاری نکنم که شما را در نزد بد خواهان و دشمنانتان شرمسار کنم. می کوشم کاری کنم که مردم شما را دوست بدارند. خوب می ‌دانم که فرموده ‌اید: «وَ کُونُوا زَیْناً وَ لا تَکُونُوا شَیْنًا حَبِّبُونا إلَى النّاسِ.»[۲] زینت باشید و مایۀ عار [ما] نباشید. ما را نزد مردم محبوب کنید.

 

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن