شوق زیارت

دلنوشته ای برای امیرالمومنین علیه السلام

 

یا امیرالمومنین شاید بیش از یک ماه نیست که در ایام اربعین به زیارت شما مشرف شدم اما نمیدانم چرا دلم تنگ است….

دلم برای ایوان و حرم باصفایت خیلی تنگ شده است ….

بیخود نیست که میگویند هرکس که بیشتر به زیارت رفته باشد بیشتر مشتاق تر و دلتنگ تر میشود.

اقاجان چند وقتیست که راه برای زیارت بسته است ….

من دلم خیلی گرفته غصه دارم میترسم از اینکه راه دیدارت به رویم بسته بماند….

الحق که قدر زیارت هایی را که میرفتم نمیدانستم الان که تمام راه ها به سویت بسته شده دلم گرفته ….

احساس میکنم بغضی گلویم را گرفته که فقط دیدار حرمت ارامم میکند

 

دلم یک بغل ضریح میخواهد …..

ارامش و امنیت خاطری که در حرمت دارم قابل توصیف نیست انگار که جایی مثلش راهم ندیده ام

ارامشی از جنس بهشت انگار خودت مرا نگاهم میکنی …..

انگار کنارم نشسته ای و با دستانت اشک هایم را پاک میکنی.

اقای من من هروقت به قصد زیارت کربلا امده ام قبل از رهسپار شدن به سمت کربلا به زیارت شما امدم

انگار که مقدمات زیارت کربلا دست شماست

به قول معروف پاس و ویزا و گذر بازی بین المللی است کربلای همگان دست شماست اقاجان

مولای من دلم سقف اسمان حرمت را میخواهد سقفی از اسمان که بر سر تا سر حرمت کشیده شده انگار هرکه زائر توست زیر سایه ی خداست

مولای مهربانم شاید خیلی های دیگر مثل من دلشان برای شما تنگ شده باشد از سر مهر پدری مارا دعوت کن

فراق پدر و پسر بسیار سخت است هم برای پدر هم برای پسر …..

پس نگذار این فراق طول بکشد این فرزند دلش برای پدر تنگ شده است ……

فراق امانش را بریده است نمیداند در اخر چه میشود ……

فقط امیدوار است امید دارد که باز هم چشمانش به ایوان طلای تو بیافتد و تورا در آغوش بگیرد

السلام علیک یا امیرالمومنین علی علیه السلام

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن