دلنوشتهشوق زیارت

دلنوشته ی دلتنگی امام رضا علیه السلام

سلام امام مهربانی ها سلام امام الرئوف سلام امام رحمت

امام رضا جانم در این زمانه که غم هایم بسیار است نه آغوشی برای آرامش دارم و نه شانه ای برای سرگذاشتن و گریستن و نه گوشی که شنوای درد دل های دل پر من باشد

اما خدارا شکر میکنم که شما را دارم

امیدی دارم برای زندگی

میدانم نگاهم میکنی میدانم حواست به من هست

چرا که دیگر جز تو کسی را ندارم که برایم سرمنشا ارامش و سرمشق زندگی ام باشد

امام رضا جانم دلم خیلی برایت تنگ شده …..

برای گوشه نشینی های صحن گوهرشاد ..

برای زرق و برق صحن انقلاب

برای حس رهایی میان صحن آزادی

برای صدای مناجات سحر گاهانه  برای صدای نقاره

امام رضا جانم چند وقتیست که زائرتان نیستم دلم شکسته گدا نمیخواهی

راستی یادم رفت احوال خادمانت چگونه است؟

خادمانی که لطف و محبتشان را از تو یاد گرفته اند

مثل قبل مهمان نوازی شان به راه است؟

کبوتران حرمت در چه احوال اند….

هنوز زائرانت گندم برایشان می آورند؟

امام رضا جانم دلم باب الرضا میخواهد ……

دلم باب الجواد میخواهد که رمز ورودی به قلب توست

خاطراتی دارم از گوشه گوشه ی حرمت خاطراتی از شلوغی صحن هایت

دلم میخواهد بار دیگر از مسجد گوهرشاد کفش هایم را به کفشداری ۱۱ بسپارم

دلم را در دست بگیرم اگر چشمان اشکبارم اجازه دیدن ضریحت را داد قلبم را دودستی تقدیمت کنم

آرام آرام قدم بردارم به سوی جایی که تمام عالم آرزوی دیدنش را دارند

زیارت نامه ای بردارم و صلوات خاصه ات را زمزمه کنم

امام رضا جانم به راستی که حرمت در برف همان یخ در بهشت است

سنگ فرش های حرمت شاهدند که من هر قدم که به سوی تو امدم  گرمی آغوش تورا حس کردم آغوشی از جنس خدا گرمایی از محبت مادر گرم تر

موقع نماز شد میان حوض صحن جمهوری وضو گرفته ام دلم خوش است که وضوی نمازم با اشک زائران توست

امام رضا جانم زائرت دلش برای تو تنگ است مثل زمان کودکی که در حرم گم شده بود و دلش پدرش را میخواست

حال در این روزگار گم شده ام دلم تورا میخواهد ای مهربان تر از پدر…

امام رضا جانم این زائرت را ببخش کمی دلش تنگ است بغض راه گلویش را بسته نتوانست هر چه که میخواست بگوید……

 

 

 

 

 

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن