دلنوشتهشوق زیارت

روایتی زیبا از دانشجویی که خادم هم کاروانی اش شد…

دانشجوی کارشناسی ارشد رشته مهندسی برق از دانشگاه سمنان بود.حضورش در کربلا با شرایطی که داشت ما را بر آن داشت با او همکلام شویم. متوجه شدیم از زائران عمره دانشجویی هم بوده است.

روایتی زیبا از دانشجویی که خادم هم کاروانی اش شد…
 دانشجوی کارشناسی ارشد رشته مهندسی برق از دانشگاه سمنان بود.حضورش در کربلا با شرایطی که داشت ما را بر آن داشت با او همکلام شویم. متوجه شدیم از زائران عمره دانشجویی هم بوده است.

علی اکبر دائیان؛ دانشجوی کارشناسی ارشد رشته مهندسی برق از دانشگاه سمنان است.حضورش در کربلا با شرایطی که داشت ما را بر آن داشت با او همکلام شویم. متوجه شدیم از زائران عمره دانشجویی هم بوده است.سال ها آرزوی آمدن به کربلا را داشته و برای اولین بار است که قدم در این سرزمین می گذارد.در ادامه شما را به خواندن این گفتگوی خواندنی دعوت می کنیم.

سفر چندم است که به کربلای معلی مشرف می شوید؟

سالها پیش عمره دانشجویی مشرف شده بودم،دوست داشتم کربلا هم بیایم اما همیشه فکر می کردم هزینه سفر را به یک نیازمند بدهم بهتر است.چندسالی گذشت از عمره دانشجویی، با دوستانم مشورت کردم برای یکبار هم شده کربلا بیایم.دوسال در عتبات دانشگاهیان ثبت نام کردم و اسمم در نیامد، اما امسال و در این دوره در قرعه کشی انتخاب شدم. حالا که در کربلا هستم با خودم فکر می کنم چقدر دیر آمدم و بابت تاخیرم پشیمانم.

اولین دعایتان در کربلا چه بود؟

وقتی کربلا رسیدم تمام دعاهایی که داشتم را فراموش کردم. آن قدر بهت زده شدم که همه چیز از یادم رفت،فقط به حرم امام حسین(ع)نگاه می کردم و گریه می کردم .

چه توصیه ای به دانشجویانی که کربلا نیامده اند دارید؟

این توفیق دست داد و من به کربلا آمدم،حالا به دانشجویان توصیه می کنم حتی شده برای یکبار از این فرصت استفاده کنند و کربلا بیایند تا خودشان نیایند فضایی که بر این سرزمین حاکم است را درک نخواهند کرد. حداقل یک بار هم شده بیایند و این سفر را تجربه کنند، چون هیچ کجا کربلا نمی شود.

چرا تاکنون به عتبات مشرف نشده بودید؟

من عمره دانشجویی رفته ام و دوست داشتم کربلای دانشجویی هم بیایم. با اوضاع جسمانی که دارم فکر می کردم آمدنم سخت باشد و یکی از دلایلی که تا حالا به عتبات نیامدم اوضاع جسمانی ام هم بود و با شرایطی که دارم دوست نداشتم کسی را اذیت کنم.

ماجرای همراهی هم کاروانی تان در طول سفر با شما چیست؟

بنده بدون همراه به عتبات عالیات آمدم. در فرودگاه می خواستم نماز بخوانم، به یکی از دانشجوها گفتم می شود کمکم کنی تا وضو بگیرم و نماز بخوانم.از همان جا بود که با آقای رسول شاهسوند آشنا شدم. او صمیمانه از اول تا آخر سفر همراهم شد و در خدمت من بود.در تمام کارهای شخصی و زیارت رفتن به من کمک کرد.

ارتباط عاطفی این دو دانشجو با هم و زحماتی که آقای رسول شاهسوند می کشید طوری بود که در کاروان تاثیر گذاشته بود. جاهایی که امکان بردن ویلچر نبود،رسول،علی اکبر هم کاروانی اش را به دوش خود می گرفت، همه اعضای کاروان به حال او و خدمتگزاری اش غبطه می خوردند.در تمامی روزهای سفر،کارهای شخصی و بردن او را به زیارت، با کمال میل و با محبت تمام به عهده گرفت.همین موضوع باعث شد که با آقای رسول شاهسوند هم به گفتگو بنشینیم و انگیزه او را هم جویا شویم.

رسول شاهسوند به ما گفت:در فرودگاه بودیم که علی اکبر از من خواست که برای وضو گرفتن و نماز خواندن به او کمک کنم؛ برای اولین بار کمکش کردم و دیدم تنها به سفر آمده است، همان جا بود که تصمیم خودم را گرفتم و به مدیر کاروان آقای عربی گفتم ما را هم اتاقی کنید که هر کاری دارد کمک حالش باشم.

شما چندبار به عتبات عالیات سفر کرده اید؟

من قبلا دوبار به کربلا آمده ام؛ اما این سفر که به علی اکبر کمک کردم و خادم یک زائر شدم،حس و حال معنوی دیگری دارم و لذتی که در این سفر بردم با دو سفر قبلی ام قابل مقایسه نیست.

در مراسمی که با حضور زائرین کاروان در نماز خانه هتل برگزار شد ؛مهدی فیروز پور ؛نماینده ستاد عمره و عتبات دانشگاهیان در کربلا ضمن تقدیر و تشکر از این دانشجو،یک انگشتر که نگین آن مزین به سنگ حرم مطهر سیدالشهدا(ع) بود به او هدیه داد و برای وی آرزوی سلامتی و موفقیت نمود.

شاهسوند در آخر به ما گفت: امام حسین(ع) حواسش به زائرانش هست، از اینجا نرفته مزدم را به من داد.

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن