دانستنی هازیارت و فلسفه زیارت

زندگانی امام هادی علیه السلام

تیم اپلیکیشن زائر ولادت امام هادی علیه السلام را خدمت شما همراهان عزیز تبریک و تهنیت عرض می کند به همین مناسبت مروری کوتاه  به زندگانی ایشان خواهیم داشت

زندگانی امام هادی علیه السلام

تیم اپلیکیشن زائر ولادت امام هادی علیه السلام را خدمت شما همراهان عزیز تبریک و تهنیت عرض می کند به همین مناسبت مروری کوتاه  به زندگانی ایشان خواهیم داشت

هادی امت- امیرحسین فقیهی (مقاله امام هادی علیه السلام)

مروری بر زندگی امامی که در کودکی به امامت رسید

سامرا، سال ۲۵۴ هجری قمری. زهر، سرار بدن امام هادی(علیه السلام) را فرا گرفته و حضرت در بستر بیماری آخرین زمزمه های قدسی را با معبود خودش نجوا می کرد. غم و اندوهی گران بر قلوب مؤمنان سنگینی می کرد و چشم ها در فراق آن محبوب اشک می ریخت. امام هادی(علیه السلام) پس از ۴۲ سال زندگی سراسر رحمت و برکت و ۳۴ سال امامت و هدایت امت اسلام، توسط حاکمان ستمگر عباسی به شهادت رسید و در همان شهر به خاک سپرده شد. نگاهی می اندازیم به زندگی سراسر نور این امام همام. به امید نزدیک شدن سبک زندگی خودمان به این قهرمان وادی بندگی.

صریا؛ شهری در نزدیکی مدینه. ۲۱۲ سال از بعثت نبی مکرم اسلام(ص) می گذرد که هادی امت متولد می شود. نامش را علی می گذارند تا بلاغت و سخنوری را از امیر بیان، حضرت علی (علیه السلام) به ارث برد و تقوا و عبادت را از سیدالساجدین، امام سجاد(علیه السلام).
پدر به تأسی از جد خود، کنیه ابوالحسن را برای فرزند برمی گیزند تا تاریخ امام موسی بن جعفر(علیه السلام) را ابوالحسن الاول، امام رضا(علیه السلام) را ابوالحسن الثانی و امام هادی(علیه السلام) را ابوالحسن الثالث ثبت کند.
الامین، التقی، الناصح، المتوکل، المرتضی، الفقیه، الطیب، العسکری، الوضح، الرشید، الشهید، الوفی، الخالص، العالم، النقی، الفتاح، الهادی، النجیب و المؤتمن. اینها تعدادی از القاب امام هادی(علیه السلام) است و فقط بیانگر گوشه هایی از فضایل، مناقب و صفات والای ایشان.

خانواده حضرت

سمانه مغربیه یا ماریه قبطیه همسر بزرگوار امام جواد(علیه السلام) بود و مادر امام هادی (علیه السلام).
قدر و منزلت این بانوی گرامی بدان جا بود که امام هادی(علیه السلام) درباره مادرشان فرمود:« مادرم عارف به حق من و اهل بهشت است. شیطان سرکش به او نزدیک نمی شود، خداوند حافظ و نگهبان اوست و او در زمره مادران صدیقین و صالحان قرار دارد.» (۱)
امام هادی(علیه السلام) ۱۸ ساله بود که عقد او با بانویی به نام حدیث خوانده شد، مادر امام حسن عسگری(علیه السلام).

امامت حضرت

پس از شهادت حضرت امام جواد(علیه السلام) در سن ۲۵ سالگی، امام هادی(علیه السلام) هشت ساله به جای پدر را در زمامداری امور مسلمین گرفت. در زمان امام دهم، شش خلیفه عباسی روی کار آمدند و هر یک به نوبه خود سعی در بی اثر کردن سخنان امام(علیه السلام) در بین مردم و جلوگیری از انتشار معارف اسلامی داشتند. معتصم، واثق، متوکل، منتصر، مستعین و معتز، خلفایی بودند که آمدند و رفتند ولی هیچ یک نتوانستند جلوی این زبان گویای اسلام را بگیرند و مانع از گسترش معارف اسلام شوند.
تبعید امام(علیه السلام) به سامراء، یکی از فشارهایی بود که حکومت عباسی علیه امام اعمال کرد. به همین دلیل به امام هادی(علیه السلام) و امام حسن عسگری(علیه السلام)، «عسگریین» می گویند. چرا که حضور اجباری این دو بزرگوار در محله های نظامی و تحت مراقبت نیروهای امنیتی خلفای ملعون عباسی بوده است.
امام(علیه السلام) در سامرا دوران سختی را پشت سر گذاشتند و انواع مصائب و رنج ها را متحمل گشتند به طوری که هر چند وقت یک بار متوکل به نیروهای امنیتی فرمان می داد که به خانه حضرت وارد شده، آنجا را بازرسی کنند و حضرت را به کاخ بیاورند.

علم حضرت

علمای بسیاری در عصر امام هادی(علیه السلام) می زیسته اند که بعضی از آنها در دربار خلفای عباسی بودند. آنها سوالات متعددی را در زمینه های گوناگون از حضرت می پرسیدند و ایشان با وجود سن کم، بسیار کارشناسانه به تمامی آنها پاسخ می گفتند و این تبحر در پاسخ به سوالات، آنها را وادار به اعتراف می کرد. حقانیت امام و مذهب شیعه به اثبات می رسید و اعتقاد قلبی اطرافیان استوارتر می شد.
گذشته از پاسخ امام هادی(علیه السلام) به پرسش های گوناگون مردم و نیز احتیاجات آن حضرت در زمینه های مختلف زیارت معروف جامعه کبیره که به معرفی و تبیین مقام ائمه(علیه السلام) می پردازد نیز از سخنان ارزشمند آن امام بزرگوار است.
در زیارت جامعه کبیره، تعبیر ایشان درباره ائمه(علیه السلام) را این گونه می خوانیم: « معدن رحمت، گنجینه داران دانش، نهایت بردباری و حلم، بنیان های کرامت، خلاصه و برگزیده پیامبران، پیشوایان هدایت، چراغ های تاریکی، پرچم های پرهیزکاری، نمونه های برتر حجت های خدا بر جهانیان.»

شاگردان حضرت

با وجود مخالفت های شدید خلفای ملعون عباسی و جلوگیری از فعالیت های حضرت هادی(علیه السلام)، بنابر اظهار شیخ طوسی در همین زمان تعداد شاگردان امام بالغ بر ۱۸۵ نفر بود که در میان آنان چهره های برجسته علمی و فقهی فراوانی دیده می شد:
ایوب بن نوح؛ مردی امین و مورد وثوق بود و در عبادت و تقوا رتبه بالایی داشت. او وکیل امام هادی(علیه السلام) و امام عسگری(علیه السلام) بود.
حسن بن راشد؛ از اصحاب امام جواد(علیه السلام) و امام هادی که نزد آن دو بزرگوار از منزلت و مقام والایی برخودار بود.
حسن بن ناصر؛ او پدر جد سید مرتضی از سوی مادر است و اسلام را در دیلم نشر داد.
عبدالعظیم حسنی؛ نسب شریفش با چهار واسطه به امام حسن مجتبی(علیه السلام) می رسید و از یاران امام هادی(علیه السلام) و امام عسگری(علیه السلام) و مردی پارسا، وارسته، دانشمند، فقیه و مورد اعتماد امام دهم بود. ابوحماد رازی می گوید: در سامراء بر امام هادی(علیه السلام) وارد شدم و درباره مسائل فقهی سوال کردم. ایشان فرمود: ای حماد! هرگاه در ناحیه ای که زندگی می کنی، مشکلی در امر دین برایت پیش آمد از عبدالعظیم حسنی بپرس و سلام مرا به او برسان.
عثمان بن سعید؛ در سن جوانی و در حالی که یازده سال از عمرش می گذشت، افتخار شاگردی امام را پیدا نمود. امام هادی(علیه السلام) درباره او به احمد بن اسحاق قمی فرمود: عثمان بن سعید، ثقه و امین من است. هرچه به شما بگوید از سوی من گفته و هرچه به شما القا کند از ناحیه من القا کرده است. (۲)

حلم حضرت

امام هادی(علیه السلام) همچون نیاکان خود در برابر ناملایمات بردبار بود و تا جایی که مصلحت اسلام ایجاب می کرد با دشمنان و ناسزاگویان و اهانت کنندگان با بردباری برخورد می کردند.
در تاریخ نقل است بریحه عباسی که از سوی دستگاه خلافت، به سمت امام جماعت مکه و مدینه منصوب شده بود از امام هادی(علیه السلام) نزد متوکل شکایت کرد و برای او نوشت:« اگر خواهان حفظ مکه و مدینه هستی، علی بن محمد را از این دو شهر بیرون کن. زیرا او مردم را به سوی خود خوانده و گروه زیادی از او پیروی کرده اند.
به دنبال این شکایت، متوکل عباسی امام (ره) را از کنار حرم رسول خدا(ص) به سامرا تبعید کرد. هنگامی که امام (علیه السلام)از مدینه به سمت سامرا در حرکت بود، بریحه نیز همراه ایشان بود. دربین راه بریحه به امام (علیه السلام) گفت: « تو خود می دانی که عامل تبعید تو من بودم. سوگند می خورم که چنانچه شکایت مرا نزد خلیفه ببری، تمام درختانت را در مدینه آتش می زنم، خدمتکارانت را می کشم و چشمه های مزارعت را کور می کنم. بدان که این کارها را خواهم کرد.»
امام(علیه السلام) در جواب فرمود:« نزدیک ترین راه برای شکایت از تو این بود که دیشب شکایت تو را نزد خدا بردم و من این شکایت را که بر خدا عرضه کردم نزد غیر او، از بندگانش نخواهم برد.»
بریحه عباسی چون این سخن را از امام(علیه السلام) شنید، به دامن آن حضرت افتاد، تضرع کرد و از ایشان تقاضای بخشش کرد. امام(علیه السلام) فرمود: تو را بخشیدم. (۳)

جود حضرت

امام هادی(علیه السلام) همچون پدر بزرگوارش کانون سخاوت و کرم بود. به طوری که ابن شهر آشوب در مناقب می نویسد: « ابو عمر و عثمان بن سعید و احمد بن اسحاق اشعری و علی بن جعفر همدانی نزد علی بن حسن عسگری رفتند. احمد ابن اسحاق از وامی که بر گردنش بود، نزد حضرت شکایت کرد. آنگاه امام (علیه السلام) به عمرو که وکیلش بود فرمان داد تا به او ۳۰ هزار دینار و به علی بن جعفر نیز ۳۰ هزار دینار بپردازد و خود نیز ۳۰ هزار دینار برگیرد.» (۴) دانشمندی همچون ابن شهر آشوب پس از نقل این مطلب می افزاید:« این مقدار انفاق معجزه ای است که جز پادشاهان از عهده کسی ساخته نیست و تاکنون این مقدار انفاق را از کسی ندیده ام.»
در روایت دیگری نیز محمد بن طلحه نقل می کند: روزی امام هادی(علیه السلام) برای کار مهمی سامرا را به مقصد دهکده ای ترک کرد. در این فاصله عربی به محضر امام(علیه السلام) رسید و گفت: من اهل کوفه و از متمسکان به ولایت جدت امیرمومنان(علیه السلام) هستم ولی بدهی سنگینی مرا احاطه کرده است، چندان که قدرت تحمل آن را ندارم و کسی را جز شما نمی شناسم که حاجتم را برآورد. امام(علیه السلام) پرسید: بدهکاریت چقدر است؟ عرض کرد: حدود ده هزار درهم.
امام هادی(علیه السلام) او را دلداری داد و فرمودند: ناراحت نباش. مشکلت حل خواهد شد. به تو دستوری می دهم که باید به آن عمل کنی. این دستخط را بگیر و هنگامی که به سامرا آمدی مبلغ نوشته شده در این ورقه را از من مطالبه کن هرچند در حضور مردم باشد. مبادا در این باره کوتاهی کنی.
پس از بازگشت امام(علیه السلام) به سامرا مرد عرب در حالی که عده ای از اطرافیان خلیفه و مردم در محضر آن حضرت نشسته بودند وارد شد و ضمن ارائه آن نوشته به حضرت، با اصرار دین خود را مطالبه کرد.
امام(علیه السلام) با نرمی و ملایمت و عذرخواهی از تأخیر آن، از وی مهلت خواست تا در وقت مناسب آن را پرداخت کند. ولی مرد عرب همچنان اصرار می کرد.
اطرافیان جریان را به گوش متوکل رساندند. پس از آنکه متوکل متوجه قضیه شد دستور داد تا سی هزار دینار به امام (علیه السلام) بدهند. امام(علیه السلام) پول ها را گرفت و همه را به آن مرد عرب داد. او پول ها را گرفت و گفت: خدا بهتر می داند که رسالتش را در چه خاندانی قرار دهد. (۵)

مغفور لهم

بیشتر شیعیان در قرن نخست از شهر کوفه بودند. از دوران امام باقر(علیه السلام) و امام صادق(علیه السلام) به بعد، لقب قمی در آخر اسماء تعدادی از اصحاب ائمه به چشم می خورد. اینها اشعری های عرب تباری بودند که در قم می زیستند. در زمان امام هادی(علیه السلام)، مهم ترین مرکز تجمع شیعیان ایران، شهر مقدس قم بود و روابط محکمی میان شیعیان این شهر و ائمه طاهرین(علیه السلام) وجود داشت. در کنار قم، دو شهر آبه یا آوه و کاشان نیز تحت تاثیر تعلیمات شیعی قرار داشته و مردم این شهرها از بینش شیعی مردم قم پیروی می کردند.
مردم قم و آوه، همچنین برای زیارت مرقد مطهر امام رضا(علیه السلام) به مشهد مسافرت می کردند که امام هادی(علیه السلام) نیز آنها را در قبال این عمل «مغفور لهم» وصف کرده اند. (۶)

پی نوشت ها :

۱- دلایل الامامه، ص۲۱۶
۲- الغیبه، شیخ طوسی، ص۲۱۵
۳- اثبات الوصیه، مسعودی، صص۱۹۶-۱۹۷
۴- مناقب ج۴ ص۴۰۹
۵- بحارالانوار ج۵۰، ص،۱۷۵
الفصول المهمه ص۲۷۸
۶- عیون اخبار الرضا، ج۲، ص۲۶۰

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن