اهل‌بیت (ع)شناخت اهل بیت و اصحاب (ع)

عزاداری و سوگواری فرشتگان و انبیاء الهی برای شهادت حضرت امام حسین (ع)

عزاداری و برپایی مجالس عزا برای حضرت اباعبدالله (علیهم السّلام) از مظاهر بزرگداشت شعائر الهی است.

عزاداری و سوگواری فرشتگان و انبیاء الهی برای شهادت حضرت امام حسین (ع)

عزاداری و برپایی مجالس عزا برای حضرت اباعبدالله (علیهم السّلام) از مظاهر بزرگداشت شعائر الهی است.

بر مصیبت حضرت امام حسین (علیه السّلام) قبل از چشم گشودن حضرت به این دنیا برگزیدگان الهی و پیامبران گریستند. هنگامی که جبرائیل خبر شهادت حضرت اباعبدالله (علیه السّلام) را در دشت کربلا به پیامبر حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) دادند، ایشان بسیار گریستند و حضرت امیرالمومنین و حضرت فاطمه زهرا و حضرت امام حسن مجتبی (علیهم السّلام) نیز با اطلاع یافتن از این واقعه قبل از رخ دادن آن بیتابی و سوگواری بسیاری نمودند. حضرت امام سجاد و حضرت امام محمد باقر (علیهما السّلام) که در کربلا حضور داشتند نیز عمری به گریه و سوگواری برای مصایب آل الله در کربلا پرداختند. دیگر ائمه معصومین (علیهم السّلام) نیز با بزرگداشت شهادت حضرت امام حسین (علیه السّلام) به عزاداری و تعزیت شهادت حضرت سید الشهدا (علیه السّلام) پرداختند.

در این مقاله به سوگواری پیامبران الهی و فرشتگان در مصیبت حضرت اباعبدالله الحسین (علیه السّلام) می پردازیم:

تعزیت و سوگواری پیامبران الهی برای شهادت و مصایب حضرت امام حسین (علیه السّلام)

طبق احادیث رسیده از ائمه هدی (علیهم السّلام) خلقت نوری اهل بیت پیامبر (صلی الله علیه و آله) هفت هزار سال قبل از خلقت دنیا و دو هزار سال قبل از خلقت آدم بوده است.(۱)

خداوند پیامبر خاتم و خاندان عترت (صلوات الله علیهم) را به پیامبران الهی معرفی نمود و پیامبران الهی در مصیبت حضرت امام حسین (علیه السّلام) گریستند.

درباره گریستن و سوگواری حضرت آدم (علیه السّلام) برای شهادت و مصایب حضرت امام حسین (علیه السّلام) حدیثی را در کربلا ذکر می نماییم:

وَ رَوَى صَاحِبُ الدُّرِّ الثَّمِینِ‏ فِی تَفْسِیرِ قَوْلِهِ تَعَالَى «فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ کَلِماتٍ‏» أَنَّهُ رَأَى سَاقَ الْعَرْشِ وَ أَسْمَاءَ النَّبِیِّ وَ الْأَئِمَّهِ (ع) فَلَقَّنَهُ جَبْرَئِیلُ قُلْ یَا حَمِیدُ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ یَا عَالِی بِحَقِّ عَلِیٍّ یَا فَاطِرُ بِحَقِّ فَاطِمَهَ یَا مُحْسِنُ بِحَقِّ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ وَ مِنْکَ الْإِحْسَانُ فَلَمَّا ذَکَرَ الْحُسَیْنَ سَالَتْ دُمُوعُهُ وَ انْخَشَعَ قَلْبُهُ وَ قَالَ یَا أَخِی جَبْرَئِیلُ فِی ذِکْرِ الْخَامِسِ یَنْکَسِرُ قَلْبِی وَ تَسِیلُ عَبْرَتِی قَالَ جَبْرَئِیلُ وَلَدُکَ هَذَا یُصَابُ بِمُصِیبَهٍ تَصْغُرُ عِنْدَهَا الْمَصَائِبُ فَقَالَ یَا أَخِی وَ مَا هِیَ قَالَ یُقْتَلُ عَطْشَاناً غَرِیباً وَحِیداً فَرِیداً لَیْسَ لَهُ نَاصِرٌ وَ لَا مُعِینٌ وَ لَوْ تَرَاهُ یَا آدَمُ وَ هُوَ یَقُولُ وَا عَطَشَاهْ وَا قِلَّهَ نَاصِرَاهْ حَتَّى یَحُولَ الْعَطَشُ بَیْنَهُ وَ بَیْنَ السَّمَاءِ کَالدُّخَانِ فَلَمْ یُجِبْهُ أَحَدٌ إِلَّا بِالسُّیُوفِ وَ شُرْبِ الْحُتُوفِ فَیُذْبَحُ ذَبْحَ الشَّاهِ مِنْ قَفَاهُ وَ یَنْهَبُ رَحْلَهُ أَعْدَاؤُهُ وَ تُشْهَرُ رُءُوسُهُمْ هُوَ وَ أَنْصَارُهُ فِی الْبُلْدَانِ وَ مَعَهُمُ النِّسْوَانُ کَذَلِکَ سَبَقَ فِی عِلْمِ الْوَاحِدِ الْمَنَّانِ فَبَکَى آدَمُ وَ جَبْرَئِیلُ بُکَاءَ الثَّکْلَى.(۲)

صاحب کتاب درّ ثمین در تفسیر «فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ کَلِماتٍ: سپس آدم از پروردگارش کلماتى دریافت داشت (و با آنها توبه کرد.)‏ (سوره مبارکه بقره، آیه ۳۷)»  روایت می کند که حضرت آدم (علیه السّلام) نامهاى مبارک پیغمبر اسلام و امامان (علیهم السّلام) را در عرش دید. جبرئیل به آن حضرت تعلیم داد تا فرمود: «یا حمید بحق محمد، یا عالى بحق على، یا فاطر بحق فاطمه، یا محسن بحق الحسن و الحسین و منک الاحسان.» هنگامى که نام حسین را ذکر نمود اشکهایش جارى و قلب مبارکش شکست.

آنگاه به جبرئیل گفت: چرا وقتى نام پنجمى ایشان را ذکر می کنم قلبم می شکند و اشکم جارى مى‏شود؟ جبرئیل گفت: این پسر تو دچار مصیبتى خواهد شد که مصائب دیگر در مقابل آن کوچک خواهد بود. حضرت آدم فرمود: چه مصیبتى؟ جبرئیل گفت: حسین در حالى شهید مى ‏شود که عطشان، غریب، تنها، بدون یار و یاور خواهد بود. اى آدم، اگر تو او را می دیدى می شنیدى که می گفت: «وا عطشاه، وا قله ناصراه، حتى یحول العطش بینه و بین السماء کالدخان: آه از عطش، آه از بى ‏یاورى، کار تشنگى آن حضرت به جایى می رسد که آسمان به نظرش مثل دود خواهد آمد. کسى جوابش را نمی گوید مگر با شمشیر تا اینکه جرعه مرگ را بیاشامد. از قفا سر آن حضرت را مى ‏برند، خیمه ‏هایش را به یغما می برند، سر مبارک وى و یارانش را در شهرها می گردانند، بانوان و فرزندانش را به اسیرى خواهند برد. در علم خدا این طور سبقت یافته است. سپس حضرت آدم و جبرئیل نظیر زن جوان مرده گریان شدند.(۳)

مطلع نمودن حضرت نوح (علیه السّلام) از شهادت حضرت امام حسین (علیه السّلام) و لعن آن حضرت بر قاتلان آن حضرت:

وَ رُوِیَ‏ أَنَّ نُوحاً لَمَّا رَکِبَ فِی السَّفِینَهِ طَافَتْ بِهِ جَمِیعَ الدُّنْیَا فَلَمَّا مَرَّتْ بِکَرْبَلَاءَ أَخَذَتْهُ الْأَرْضُ وَ خَافَ نُوحٌ الْغَرَقَ فَدَعَا رَبَّهُ وَ قَالَ إِلَهِی طُفْتُ جَمِیعَ الدُّنْیَا وَ مَا أَصَابَنِی فَزَعٌ مِثْلُ مَا أَصَابَنِی فِی هَذِهِ الْأَرْضِ فَنَزَلَ جَبْرَئِیلُ وَ قَالَ یَا نُوحُ فِی هَذَا الْمَوْضِعِ یُقْتَلُ الْحُسَیْنُ سِبْطُ مُحَمَّدٍ خَاتَمِ الْأَنْبِیَاءِ وَ ابْنِ خَاتَمِ الْأَوْصِیَاءِ فَقَالَ وَ مَنِ الْقَاتِلُ لَهُ یَا جَبْرَئِیلُ قَالَ قَاتِلُهُ لَعِینُ أَهْلِ سَبْعِ سَمَاوَاتٍ وَ سَبْعِ أَرَضِینَ فَلَعَنَهُ نُوحٌ أَرْبَعَ مَرَّاتٍ فَسَارَتِ السَّفِینَهُ حَتَّى بَلَغَتِ الْجُودِیَّ وَ اسْتَقَرَّتْ عَلَیْهِ.(۴)

روایت شده است وقتى حضرت نوح (علیه السّلام) بر کشتى سوار شد و تمام دنیا را گردید و گذرش به کربلا افتاد زمین کشتى او را درگرفت. نوح از غرق شدن خائف شد، لذا دعا کرد و گفت: پروردگارا، من همه زمین را گردیدم و دچار یک چنین جزع و فزعى که در این زمین گردیدم نشدم. جبرئیل نازل شد و گفت: یا نوح، حسین که سبط خاتم الأنبیاء و پسر خاتم الاوصیاء است در این موضع شهید خواهد شد.

نوح گفت: قاتل حسین کیست؟ فرمود: همان کسى است که اهل آسمانها و زمین او را لعنت خواهند کرد.

حضرت نوح چهار مرتبه قاتل امام حسین را لعنت کرد، آنگاه کشتى حرکت نمود تا بر سر جودى استقرار یافت.(۵)

در حدیثی درباره گذر کردن حضرت ابراهیم (علیه السّلام) از کربلا و اطلاع یافتن آن حضرت از شهادت سبط خاتم الانبیا در دشت کربلا چنین آمده است:

وَ رُوِیَ‏ أَنَّ إِبْرَاهِیمَ (ع) مَرَّ فِی أَرْضِ کَرْبَلَاءَ وَ هُوَ رَاکِبٌ فَرَساً فَعَثَرَتْ بِهِ وَ سَقَطَ إِبْرَاهِیمُ وَ شُجَّ رَأْسُهُ وَ سَالَ دَمُهُ فَأَخَذَ فِی الِاسْتِغْفَارِ وَ قَالَ إِلَهِی أَیُّ شَیْ‏ءٍ حَدَثَ مِنِّی فَنَزَلَ إِلَیْهِ جَبْرَئِیلُ وَ قَالَ یَا إِبْرَاهِیمُ مَا حَدَثَ مِنْکَ ذَنْبٌ وَ لَکِنْ هُنَا یُقْتَلُ سِبْطُ خَاتَمِ الْأَنْبِیَاءِ وَ ابْنُ خَاتَمِ الْأَوْصِیَاءِ فَسَالَ دَمُکَ مُوَافَقَهً لِدَمِهِ قَالَ یَا جَبْرَئِیلُ وَ مَنْ یَکُونُ قَاتِلُهُ قَالَ لَعِینُ أَهْلِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرَضِینَ وَ الْقَلَمُ جَرَى عَلَى اللَّوْحِ بِلَعْنِهِ بِغَیْرِ إِذْنِ رَبِّهِ فَأَوْحَى اللَّهُ تَعَالَى إِلَى الْقَلَمِ أَنَّکَ اسْتَحْقَقْتَ الثَّنَاءَ بِهَذَا اللَّعْنِ فَرَفَعَ إِبْرَاهِیمُ (ع) یَدَیْهِ وَ لَعَنَ یَزِیدَ لَعْناً کَثِیراً….(۶)

روایت شده است حضرت ابراهیم (علیه السّلام) در حالی که سوار بر اسب بود از کربلا عبور نمودند. پاى آن اسب به زمین گرفت و حضرت ابراهیم (علیه السّلام) به نحوى سقوط کرد که سر مبارکش شکست و خون جارى شد. آن بزرگوار شروع کرد به استغفار و گفت: پروردگارا، چه گناهى از من سرزده است؟ جبرئیل نازل شد و گفت: گناهى از تو سر نزده است. ولى چون سبط خاتم الأنبیاء و پسر خاتم الاوصیاء در اینجا شهید خواهد شد لذا خون تو جارى شد تا با خون مقدس وى موافقت کرده باشد. حضرت ابراهیم گفت: اى جبرئیل قاتل حسین کیست؟ فرمود: همان شخصى است که اهل آسمانها و زمین او را لعنت کرده‏ اند و قلم بدون اجازه پروردگار بر لعن وى جریان یافت.

گریستن و سوگواری حضرت ابراهیم (علیه السّلام) به خاطر شهادت حضرت امام حسین (علیه السّلام) و مصیبتهای ایشان و خاندان عصمت (علیهم السّلام) سبب علو درجات برای این پیامبر مرسل الهی گردیده است:

حَدَّثَنَا عَبْدُ الْوَاحِدِ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عُبْدُوسٍ النَّیْسَابُورِیُّ الْعَطَّارُ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ قُتَیْبَهَ النَّیْسَابُورِیُّ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ قَالَ سَمِعْتُ الرِّضَا (ع) یَقُولُ‏: لَمَّا أَمَرَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِبْرَاهِیمَ (ع) أَنْ یَذْبَحَ مَکَانَ ابْنِهِ إِسْمَاعِیلَ الْکَبْشَ الَّذِی أَنْزَلَهُ عَلَیْهِ تَمَنَّى إِبْرَاهِیمُ (ع) أَنْ یَکُونَ قَدْ ذَبَحَ ابْنَهُ إِسْمَاعِیلَ بِیَدِهِ وَ أَنَّهُ لَمْ یُؤْمَرْ بِذَبْحِ الْکَبْشِ مَکَانَهُ لِیَرْجِعَ إِلَى قَلْبِهِ مَا یَرْجِعُ‏ إِلَى قَلْبِ الْوَالِدِ الَّذِی یَذْبَحُ أَعَزَّ وُلْدِهِ عَلَیْهِ بِیَدِهِ فَیَسْتَحِقَّ بِذَلِکَ أَرْفَعَ دَرَجَاتِ أَهْلِ الثَّوَابِ عَلَى الْمَصَائِبِ فَأَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَیْهِ یَا إِبْرَاهِیمُ مَنْ أَحَبُّ خَلْقِی إِلَیْکَ فَقَالَ یَا رَبِّ مَا خَلَقْتَ خَلْقاً هُوَ أَحَبُّ إِلَیَّ مِنْ حَبِیبِکَ مُحَمَّدٍ (ص) فَأَوْحَى اللَّهُ تَعَالَى إِلَیْهِ أَ فَهُوَ أَحَبُّ إِلَیْکَ أَمْ نَفْسُکَ قَالَ بَلْ هُوَ أَحَبُّ إِلَیَّ مِنْ نَفْسِی قَالَ فَوُلْدُهُ أَحَبُّ إِلَیْکَ أَمْ وُلْدُکَ قَالَ بَلْ وُلْدُهُ قَالَ فَذَبْحُ وُلْدِهِ ظُلْماً عَلَى أَیْدِی أَعْدَائِهِ أَوْجَعُ لِقَلْبِکَ أَوْ ذَبْحُ وُلْدِکَ بِیَدِکَ فِی طَاعَتِی قَالَ یَا رَبِّ بَلْ ذَبْحُ وُلْدِهِ ظُلْماً عَلَى أَیْدِی أَعْدَائِهِ أَوْجَعُ لِقَلْبِی قَالَ یَا إِبْرَاهِیمُ فَإِنَّ طَائِفَهً تَزْعُمُ أَنَّهَا مِنْ أُمَّهِ مُحَمَّدٍ سَتَقْتُلُ الْحُسَیْنَ ابْنَهُ مِنْ بَعْدِهِ ظُلْماً وَ عُدْوَاناً کَمَا یُذْبَحُ الْکَبْشُ وَ یَسْتَوْجِبُونَ بِذَلِکَ سَخَطِی فَجَزِعَ إِبْرَاهِیمُ (ع) لِذَلِکَ وَ تَوَجَّعَ قَلْبُهُ وَ أَقْبَلَ یَبْکِی فَأَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَیْهِ یَا إِبْرَاهِیمُ قَدْ فَدَیْتُ جَزَعَکَ عَلَى ابْنِکَ إِسْمَاعِیلَ لَوْ ذَبَحْتَهُ بِیَدِکَ بِجَزَعِکَ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ قَتْلِهِ وَ أَوْجَبْتُ لَکَ أَرْفَعَ دَرَجَاتِ أَهْلِ الثَّوَابِ عَلَى الْمَصَائِبِ وَ ذَلِکَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ‏ «وَ فَدَیْناهُ بِذِبْحٍ عَظِیمٍ‏»(۷)

از فضل بن شاذان روایت شده است که گفت از حضرت امام رضا (علیه السّلام) شنیدم که فرمودند: هنگامى که حق تعالى حضرت ابراهیم (علیه السّلام) را امر فرمود که جاى فرزندش اسماعیل بره که از براى او فرستاده بود قربانى کند ابراهیم (علیه السّلام) از خداوند آرزو کرد که کاش فرزندش اسماعیل را به دست خود در راه خدا قربانى می کردم و کاش مأمور نشده بودم به قربانى کردن بره جاى اسماعیل تا اینکه قلب من رجوع کند و قلب پدرى شود که عزیزترین فرزندان خود را به دست خود در راه دوست قربانى کند و به این سبب درجات او عالیتر شود از کسانى را که حق تعالى به جهت نزول مصائب به آنها ثواب عطا فرمودند. حق تعالى به سوى او وحى فرستاد که اى ابراهیم از مخلوقات من چه کسی را بیشتر دوست داری؟ عرض کرد: پروردگارا این همه مخلوق را که آفریدى احدى را بیش از حبیب تو محمد مصطفى (ص) بیشتر دوست‏ ندارم حق تعالى به او وحى فرستاد که آیا او را بیشتر دوست می دارى یا خود را؟ عرض کرد: بلکه او را. فرمود: فرزند او را بیشتر دوست می دارى یا فرزند خودت را؟ عرض کرد: بلکه فرزند او را. فرمود: قربانى شدن فرزند او بر دست دشمنان او از روى ظلم بیشتر دل ترا به درد مى ‏آورد یا قربانى کردن فرزند خود را به دست خود در اطاعت من؟ عرض کرد: بلکه قربانى شدن فرزند او بر دست دشمنان او بیشتر دلم را به درد مى آورد. فرمود: اى ابراهیم طائفه را گمان برسد که از امت محمد (ص) باشند و بکشند فرزند او حسین را بعد از او به جور و ستم مانند آنکه بره را ذبح کنند یعنى قتل آن حضرت نزد آنها عظمى ندارد و به این سبب سخط و غضب مرا مستوجب شوند پس فریاد و فغان ابراهیم (علیه السّلام) بلند شد و دل او به درد آمد و شروع به گریه کرد. پس خطاب از مصدر جلال الهى رسید که اى ابراهیم جزع و فغان تو را فداى فرزندت اسماعیل قرار دادم مثل آنکه اسماعیل را به دست خودت فدا کرده چون بر حسین (ع) و قتل‏ او گریه کردى و براى تو بلندترین درجات کسانى را که ثواب دادم به جهت مصائب واجب گردانیدم و این است تفسیر قول حق تعالى که می فرماید «وَ فَدَیْناهُ بِذِبْحٍ عَظِیمٍ‏» و لا حول و لا قوه الا بالله العلى العظیم‏.(۸)

در حدیث ذیل به گریستن حضرت موسی (علیه السّلام) برای مصائب آل محمد (صلوات الله علیهم) اشاره شده است. حضرت خضر برای حضرت موسی (علیهما السّلام) از مصایب و مناقب و امتحانات خاندان عصمت (علیهم السّلام) سخن می گوید تا جایی که حضرت موسی (علیه السّلام) آرزو می نماید که از امت محمد (صلی الله علیه و آله) باشد:

قصص الأنبیاء علیهم السلام الصَّدُوقُ عَنْ أَبِیهِ عَنْ سَعْدٍ عَنِ ابْنِ عِیسَى عَنِ الْبَزَنْطِیِّ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَحَدِهِمَا (ص) قَالَ: لَمَّا کَانَ مِنْ أَمْرِ مُوسَى الَّذِی کَانَ أُعْطِیَ مِکْتَلًا فِیهِ حُوتٌ مَالِحٌ فَقِیلَ لَهُ هَذَا یَدُلُّکَ عَلَى صَاحِبِکَ عِنْدَ عَیْنٍ لَا یُصِیبُ مِنْهَا شَیْ‏ءٌ إِلَّا حَیَّ فَانْطَلَقَا حَتَّى بَلَغَا الصَّخْرَهَ وَ جَاوَزَا ثُمَ‏ «قالَ لِفَتاهُ آتِنا غَداءَنا» فَقَالَ الْحُوتُ اتَّخَذَ فِی الْبَحْرِ سَرَباً فَاقْتَصَّا الْأَثَرَ حَتَّى أَتَیَا صَاحِبَهُمَا فِی جَزِیرَهٍ فِی کِسَاءٍ جَالِساً فَسَلَّمَ عَلَیْهِ وَ أَجَابَ وَ تَعَجَّبَ وَ هُوَ بِأَرْضٍ لَیْسَ بِهَا سَلَامٌ فَقَالَ مَنْ أَنْتَ قَالَ مُوسَى فَقَالَ ابْنُ عِمْرَانَ الَّذِی کَلَّمَهُ اللَّهُ قَالَ نَعَمْ قَالَ فَمَا جَاءَ بِکَ قَالَ أَتَیْتُکَ عَلَى أَنْ تُعَلِّمَنِی قَالَ إِنِّی وُکِّلْتُ بِأَمْرٍ لَا تُطِیقُهُ فَحَدَّثَهُ عَنْ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَنْ بَلَائِهِمْ وَ عَمَّا یُصِیبُهُمْ حَتَّى اشْتَدَّ بُکَاؤُهُمَا وَ ذَکَرَ لَهُ فَضْلَ مُحَمَّدٍ وَ عَلِیٍّ وَ فَاطِمَهَ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ وَ مَا أُعْطُوا وَ مَا ابْتُلُوا بِهِ فَجَعَلَ یَقُولُ یَا لَیْتَنِی مِنْ أُمَّهِ مُحَمَّدٍ وَ إِنَّ الْعَالِمَ لَمَّا تَبِعَهُ مُوسَى خَرَقَ السَّفِینَهَ وَ قَتَلَ الْغُلَامَ وَ أَقَامَ الْجِدَارَ ثُمَّ بَیَّنَ لَهُ کُلَّهَا وَ قَالَ مَا فَعَلْتُهُ عَنْ أَمْرِی یَعْنِی لَوْ لَا أَمْرُ رَبِّی لَمْ أَصْنَعْهُ وَ قَالَ لَوْ صَبَرَ مُوسَى لَأَرَاهُ الْعَالِمُ سَبْعِینَ أُعْجُوبَهً وَ فِی رِوَایَهٍ رَحِمَ اللَّهُ مُوسَى عَجَّلَ عَلَى الْعَالِمِ أَمَا إِنَّهُ لَوْ صَبَرَ لَرَأَى مِنْهُ مِنَ الْعَجَائِبِ مَا لَمْ یُرَ.(۹)

هنگامی که کار موسی (علیه السّلام) به آنجایی که بود (در قرآن ذکر شده) رسید، به او زنبیلی داده شد که در آن ماهی نمکین بود. پس به او گفته شد این ماهی تو را کنار چشمه ای (که هیچ چیز به آن اصابت نمی کند مگر آنکه زنده می شود) به صاحبت‌(عالم) رهنمون می شود. پس هر دو سِیر کردند تا به تخته سنگ(معهود)رسیدند و از آن عبور کردند.

سپس به یوشع بن نون گفت غذای ما (شاید نهار) را برایمان بیار. یوشع گفت ماهی راه خود را در دریا در پیش گرفت.

پس به دنبال نشانه رفتند تا به صاحبشان رسیدند پس بر او سلام کردند و او جواب داد‌ و (خضر) تعجب کرد چرا که وی در سرزمینی بود که سلام دادن مرسوم نبود. (خضر) گفت: تو که هستی؟ موسی گفت: پسر عمران که خداوند با او سخن گفت. (خضر)گفت: چه چیز تو را وادار به آمدن کرد؟ (موسی)گفت نزد تو آمدم تا مرا تعلیم دهی.

خضر گفت: امری به من واگذار شده که تو را طاقتش نیست. پس از آل محمد (صلوات الله علیهم) بلای ایشان و آنچه به ایشان می رسد برای وی سخن گفت تا جایی که هر دو به شدت گریستند و برای او از فضیلت محمد و علی و فاطمه و حسن و حسین (صلوات الله علیهم) و آنچه به آنان (از مقامات الهی) عطا شده و آنچه که بدان مورد ابتلا قرار گرفته اند را یادآور شد.

پس موسی می گفت: ای کاش من از امت محمد بودم و هنگامی که موسی به دنبال عالِم رفت و (عالِم) کشتی را سوراخ کرد و کودک را کشت و دیوار را بنا کرد، سپس (حکمت) همه این افعال برای وی روشن ساخت و گفت: (این کارها را) از جانب خود انجام ندادم به این معنی که اگر امر الهی نبود، انجام نمی دادم.

امام فرمودند: اگر موسی صبر می کرد عالِم هفتاد امر عجیب به وی نشان می داد و در روایت دیگری: خداوند رحمت کند موسی را اما اگر بر او (عالِم) صبر می کرد همانا از او عجایبی می دید که مشاهده نشده بود.

سعد بن عبد الله قمی در یکی از سوالاتی که از امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نمودند حضرت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) درباره تأویل آیه «کهیعص»‏ در سوره مبارکه مریم و رسیدن خبر شهادت حضرت امام حسین (علیه السّلام) به حضرت زکریا (علیه السّلام) چنین پاسخ فرمودند:

سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ الْقُمِّیُّ الْأَشْعَرِیُ‏ قَالَ : … فَقُلْتُ أَخْبِرْنِی عَنْ تَأْوِیلِ‏ «کهیعص»‏ قَالَ هَذِهِ الْحُرُوفُ مِنْ أَنْبَاءِ الْغَیْبِ أَطْلَعَ اللَّهُ عَلَیْهَا عَبْدَهُ زَکَرِیَّا ثُمَّ قَصَّهَا عَلَى مُحَمَّدٍ (ص) وَ ذَلِکَ أَنَّ زَکَرِیَّا (ع) سَأَلَ رَبَّهُ أَنْ یُعَلِّمَهُ الْأَسْمَاءَ الْخَمْسَهَ فَأَهْبَطَ عَلَیْهِ جَبْرَئِیلَ فَعَلَّمَهُ إِیَّاهَا فَکَانَ زَکَرِیَّا إِذَا ذَکَرَ مُحَمَّداً وَ عَلِیّاً وَ فَاطِمَهَ وَ الْحَسَنَ سُرِّیَ عَنْهُ هَمُّهُ وَ انْجَلَى کَرْبُهُ وَ إِذَا ذَکَرَ اسْمَ الْحُسَیْنِ (ع) خَنَقَتْهُ الْعَبْرَهُ وَ وَقَعَتْ عَلَیْهِ الْبُهْرَهُ فَقَالَ ذَاتَ یَوْمٍ إِلَهِی مَا بَالِی إِذَا ذَکَرْتُ أَرْبَعاً مِنْهُمْ تَسَلَّیْتُ بِأَسْمَائِهِمْ مِنْ هُمُومِی وَ إِذَا ذَکَرْتُ‏ الْحُسَیْنَ تَدْمَعُ عَیْنِی وَ تَثُورُ زَفْرَتِی؟ فَأَنْبَأَهُ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى عَنْ قِصَّتِهِ فَقَالَ‏ «کهیعص»‏ فَالْکَافُ اسْمُ کَرْبَلَاءَ وَ الْهَاءُ هَلَاکُ الْعِتْرَهِ وَ الْیَاءُ یَزِیدُ وَ هُوَ ظَالِمُ الْحُسَیْنِ وَ الْعَیْنُ عَطَشُهُ وَ الصَّادُ صَبْرُهُ فَلَمَّا سَمِعَ بِذَلِکَ زَکَرِیَّا (ع) لَمْ یُفَارِقْ مَسْجِدَهُ ثَلَاثَهَ أَیَّامٍ وَ مَنَعَ فِیهِنَّ النَّاسَ مِنَ الدُّخُولِ عَلَیْهِ وَ أَقْبَلَ عَلَى الْبُکَاءِ وَ النَّحِیبِ وَ کَانَ یُرْثِیهِ إِلَهِی أَ تُفْجِعُ خَیْرَ جَمِیعِ خَلْقِکَ بِوَلَدِهِ؟ إِلَهِی أَ تُنْزِلُ بَلْوَى هَذِهِ الرَّزِیَّهِ بِفِنَائِهِ؟ إِلَهِی أَ تُلْبِسُ عَلِیّاً وَ فَاطِمَهَ ثَوْبَ هَذِهِ الْمُصِیبَهِ؟ إِلَهِی تُحِلُّ کُرْبَهَ هَذِهِ الْمُصِیبَهِ بِسَاحَتِهِمَا ثُمَّ کَانَ یَقُولُ إِلَهِی ارْزُقْنِی وَلَداً تَقَرُّ بِهِ عَیْنِی عَلَى الْکِبَرِ فَإِذَا رَزَقْتَنِیهِ فَافْتِنِّی بِحُبِّهِ ثُمَّ افْجَعْنِی بِهِ کَمَا تُفْجِعُ مُحَمَّداً حَبِیبَکَ بِوَلَدِهِ فَرَزَقَهُ اللَّهُ یَحْیَى وَ فَجَعَهُ بِهِ وَ کَانَ حَمْلُ یَحْیَى سِتَّهَ أَشْهُرٍ وَ حَمْلُ الْحُسَیْنِ کَذَلِکَ.(۱۰)

سعد بن عبدالله قمی نقل می کند: … پرسیدم: مرا از تأویل «کهیعص» با خبر بفرمایید؟ فرمود: این حروف از اخبار غیب است، خداوند بنده خود زکریّا را بر آن واقف فرمود سپس آن را براى محمّد (صلّى اللَّه علیه و آله) نقل فرمود و داستانش از این قرار بود که زکریّا (علیه السّلام) از پروردگارش خواست که نامهاى پنجگانه را به او بیاموزد، پس جبرئیل نازل شد و آنها را بدو آموخت و زکریّا هر گاه یاد محمّد و علىّ و فاطمه و حسن (علیهم السّلام) مى ‏افتاد اندوهش برطرف مى ‏شد و گرفتاریش زایل مى ‏گشت، ولى هر گاه نام مبارک حسین (علیه السّلام) را ذکر مى ‏کرد بغض و اندوه گلویش را مى ‏گرفت و مى‏ گریست و نفسش بند مى ‏آمد.

روزى عرضه داشت: بار الها، چرا وقتى نام آن چهار بزرگوار را یاد مى‏ کنم با ذکر نام ایشان تسلیت یافته و اندوهم بر طرف مى‏ شود، ولى به محض یاد حسین سرشک غم از دیدگانم روان شده و ناله‏ ام بلند مى ‏شود؟ خداوند این گونه او را از این قضیه‏ با خبر ساختند و فرمودند: «کهیعص» پس حرف «کاف» نام «کربلا» است و حرف «هاء»؛ «هلاک شدن عترت» است و «یاء»؛ «یزید» او که به حسین ظلم مى‏کند و «عین»؛ «عطش و تشنگى» است و «صاد»؛ «صبر و مقاومت او» است.

زکریّا به محض شنیدن آن فرمایشات تا سه روز محراب خود را ترک نگفت و مانع مردم از ورود بدانجا شد و پیوسته زار زار گریست و نالید و نوحه او چنین بود: خدایا، آیا بهترین فرد خلقت را به مصیبت اولادش دردمند مى ‏سازى؟ خدایا، مگر این مصیبت را در آستان او نازل مى ‏کنى؟ خدایا، مگر جامه این مصیبت و اندوه را بر علىّ و فاطمه مى‏ پوشانى؟ خدایا، آیا اندوه و درد این مصیبت را بر ساحت آن دو نازل مى ‏کنى؟ سپس عرضه داشت: خدایا، فرزند پسرى روزیم فرما تا در کهنسالى دیدگانم بدان روشن شود، سپس مرا شیفته او گردان، آنگاه مرا به واسطه آن همچنان که محمّد حبیب خود را دردمند ساختى سرا پاى وجودم را دردمند ساز. پس خداوند نیز یحیى را روزیش ساخته و زکریّا را بدو دردمند نمود و ضمناً مدّت باردارى یحیى همچون حسین شش ماه بود.(۱۱)

تعزیت و سوگواری فرشتگان شهادت و مصایب حضرت سیدالشهدا (علیه السّلام)

فرشتگان در شهادت حضرت اباعبدالله (علیه السّلام) به سوگواری و عزاداری پرداختند. علاوه بر سوگواری تمامی فرشتگان چهار هزار فرشته ای که به زمین هبوط کردند تا در رکاب حسین بن على (علیه السّلام) قتال کنند ولى چون آن حضرت اجازه قتال به آنان نداد لذا ایشان مراجعت کردند و زمانی به زمین هبوط نمودند که حضرت امام حسین (علیه السّلام) شهید شده بود. آنان غبار آلوده‏ تا روز قیامت نزد مضجع شریف حضرت امام حسین (علیه السّلام) سوگواری می نمایند.

در این مجال به ذکر چند حدیث درباره تعزیت فرشتگان الهی در مصایب حضرت اباعبدالله (علیه السّلام) و شهادت ایشان می پردازیم:

حَدَّثَنِی أَبِی رَحِمَهُ اللَّهُ وَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ جَمِیعاً عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَکَمِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَبِی حَمْزَهَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ: وَکَّلَ اللَّهُ تَعَالَى بِالْحُسَیْنِ (ع) سَبْعِینَ أَلْفَ مَلَکٍ یُصَلُّونَ عَلَیْهِ کُلَّ یَوْمٍ شُعْثاً غُبْراً مُنْذُ یَوْمٍ قُتِلَ إِلَى مَا شَاءَ اللَّهُ یَعْنِی بِذَلِکَ قِیَامَ الْقَائِمِ (عج).(۱۲)

ابن قولویه از پدرش و على بن الحسین جملگى از سعد بن عبد اللَّه از احمد بن محمّد بن عیسى از على بن الحکم از على بن أبی حمزه از أبی بصیر از حضرت أبى عبد اللَّه (علیه السّلام) نقل کرده‏ اند که آن جناب فرمودند: از روزى که حضرت حسین بن على (علیه السّلام) شهید شده ‏اند تا زمانى که خدا بخواهد یعنى تا قیام قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) خداوند هفتاد هزار فرشته را مبعوث فرمود که با حالى ژولیده و گرفته هر روز بر حضرتش صلوات فرستند و طلب رحمت مى‏ کنند.(۱۳)

حَدَّثَنِی مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرٍ الرَّزَّازُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ عَنْ أَبِی إِسْمَاعِیلَ السَّرَّاجِ عَنْ یَحْیَى بْنِ مَعْمَرٍ الْعَطَّارِ [الْقَطَّانِ‏] عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ (ع) قَالَ: أَرْبَعَهُ آلَافِ مَلَکٍ شُعْثٌ غُبْرٌ یَبْکُونَهُ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَهِ [السَّاعَهِ](۱۴)

محمّد بن جعفر رزّاز از محمّد بن حسین از محمّد بن اسماعیل از أبى اسماعیل سرّاج از یحیى بن معمّر عطّار از أبى بصیر از حضرت امام محمد باقر (علیه السّلام) نقل کرده است که آن حضرت فرمودند: چهار هزار فرشته ژولیده و غمگین تا قیامت بر آن حضرت گریه مى‏ کنند.(۱۵)

حَدَّثَنِی مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ الصَّفَّارِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ بْنِ أَبِی الْخَطَّابِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ یَحْیَى عَنْ حَرِیزٍ عَنِ الْفُضَیْلِ عَنْ أَحَدِهِمَا قَالَ: إِنَّ عَلَى قَبْرِ الْحُسَیْنِ (ع) أَرْبَعَهَ آلَافِ مَلَکٍ- شُعْثٌ غُبْرٌ [شُعْثاً غُبْراً] یَبْکُونَهُ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَهِ قَالَ مُحَمَّدُ بْنُ مُسْلِمٍ یَحْرُسُونَهُ.(۱۶)

محمّد بن الحسن از محمّد بن حسن الصفّار از محمّد بن حسین بن أبى الخطّاب از صفوان بن یحیى از حریز از فضیل بن یسار از حضرت امام باقر یا امام صادق (علیهما السّلام) نقل کردند که آن حضرت فرمودند: چهار هزار فرشته ژولیده و غمگین و محزون بر قبر حضرت حسین بن على (علیه السّلام) موکّل هستند که تا روز قیامت گریه مى‏ کنند.

محمّد بن مسلم مى ‏گوید: این چهار هزار فرشته قبر را حراست و نگهبانى مى ‏نمایند.(۱۷)

الأمالی للشیخ الطوسی الْمُفِیدُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْوَلِیدِ عَنْ أَبِیهِ عَنِ الصَّفَّارِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عُبَیْدٍ عَنِ ابْنِ أَسْبَاطٍ عَنِ ابْنِ عَمِیرَهَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حُمْرَانَ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (ع):‏ لَمَّا کَانَ مِنْ أَمْرِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ مَا کَانَ ضَجَّتِ الْمَلَائِکَهُ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى وَ قَالَتْ یَا رَبِّ یُفْعَلُ هَذَا بِالْحُسَیْنِ صَفِیِّکَ وَ ابْنِ نَبِیِّکَ قَالَ فَأَقَامَ اللَّهُ لَهُمْ ظِلَّ الْقَائِمِ (عج) وَ قَالَ بِهَذَا أَنْتَقِمُ لَهُ مِنْ ظَالِمِیهِ.(۱۸)

در کتاب امالى شیخ طوسی با اسنادی از حضرت امام جعفر صادق (علیه السّلام) روایت می کند که فرمودند: وقتى حضرت امام حسین شهید شد ملائکه به سوى خدا ضجه کردند و گفتند: پروردگارا آیا جا دارد این مصیبت دچار حسین شود که برگزیده و پسر پیامبر تو است؟ خداى توانا سایه حضرت قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را به آنان نشان داد و فرمودند: من به وسیله وى از افرادى که در حق حسین ظلم کردند انتقام خواهم کشید.(۱۹)

حَدَّثَنِی مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ الْحِمْیَرِیُّ عَنْ أَبِیهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ حَمَّادٍ الْبَصْرِیِّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ الْأَصَمِّ قَالَ حَدَّثَنَا الْهَیْثَمُ بْنُ وَاقِدٍ عَنْ عَبْدِ الْمَلِکِ بْنِ مُقَرِّنٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ: إِذَا زُرْتُمْ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (ع) فَالْزَمُوا الصَّمْتَ إِلَّا مِنْ خَیْرٍ وَ إِنَّ مَلَائِکَهَ اللَّیْلِ وَ النَّهَارِ مِنَ الْحَفَظَهِ- تَحْضُرُ الْمَلَائِکَهَ الَّذِینَ بِالْحَائِرِ فَتُصَافِحُهُمْ فَلَا یُجِیبُونَهَا مِنْ شِدَّهِ الْبُکَاءِ فَیَنْتَظِرُونَهُمْ حَتَّى‏ تَزُولَ الشَّمْسُ وَ حَتَّى یُنَوِّرَ الْفَجْرُ ثُمَّ یُکَلِّمُونَهُمْ وَ یَسْأَلُونَهُمْ عَنْ أَشْیَاءَ مِنْ أَمْرِ السَّمَاءِ فَأَمَّا مَا بَیْنَ هَذَیْنِ الْوَقْتَیْنِ- فَإِنَّهُمْ لَا یَنْطِقُونَ وَ «لا یَفْتُرُونَ»‏ عَنِ الْبُکَاءِ وَ الدُّعَاءِ وَ لَا یَشْغَلُونَهُمْ فِی هَذَیْنِ الْوَقْتَیْنِ عَنْ أَصْحَابِهِمْ فَإِنَّمَا شُغُلُهُمْ بِکُمْ إِذَا نَطَقْتُمْ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ وَ مَا الَّذِی یَسْأَلُونَهُمْ عَنْهُ وَ أَیُّهُمْ یَسْأَلُ صَاحِبَهُ الْحَفَظَهُ أَوْ أَهْلُ الْحَائِرِ قَالَ أَهْلُ الْحَائِرِ یَسْأَلُونَ الْحَفَظَهَ لِأَنَّ أَهْلَ الْحَائِرِ مِنَ الْمَلَائِکَهِ لَا یَبْرَحُونَ وَ الْحَفَظَهُ تَنْزِلُ وَ تَصْعَدُ قُلْتُ فَمَا تَرَى یَسْأَلُونَهُمْ عَنْهُ قَالَ إِنَّهُمْ یَمُرُّونَ إِذَا عَرَجُوا بِإِسْمَاعِیلَ صَاحِبِ الْهَوَاءِ فَرُبَّمَا وَافَقُوا النَّبِیَّ (ص) وَ عِنْدَهُ فَاطِمَهُ الزَّهْرَاءُ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ وَ الْأَئِمَّهُ مَنْ مَضَى مِنْهُمْ- فَیَسْأَلُونَهُمْ عَنْ أَشْیَاءَ وَ مَنْ حَضَرَ مِنْکُمُ الْحَائِرَ وَ یَقُولُونَ بَشِّرُوهُمْ بِدُعَائِکُمْ فَتَقُولُ الْحَفَظَهُ کَیْفَ نُبَشِّرُهُمْ وَ هُمْ لَا یَسْمَعُونَ کَلَامَنَا فَیَقُولُونَ لَهُمْ بَارِکُوا عَلَیْهِمْ وَ ادْعُوا لَهُمْ عَنَّا فَهِیَ الْبِشَارَهُ مِنَّا فَإِذَا انْصَرَفُوا فَحِفُّوهُمْ بِأَجْنِحَتِکُمْ حَتَّى یُحِسُّوا مَکَانَکُمْ وَ إِنَّا نَسْتَوْدِعُهُمُ الَّذِی لَا تَضِیعُ وَدَائِعُهُ وَ لَوْ یَعْلَمُونَ مَا فِی زِیَارَتِهِ مِنَ الْخَیْرِ وَ یَعْلَمُ ذَلِکَ النَّاسُ لَاقْتَتَلُوا عَلَى زِیَارَتِهِ بِالسُّیُوفِ وَ لَبَاعُوا أَمْوَالَهُمْ فِی إِتْیَانِهِ وَ إِنَّ فَاطِمَهَ (ع) إِذَا نَظَرَتْ إِلَیْهِمْ وَ مَعَهَا أَلْفُ نَبِیٍّ وَ أَلْفُ صِدِّیقٍ وَ أَلْفُ شَهِیدٍ وَ مِنَ الْکَرُوبِیِّینَ أَلْفُ أَلْفٍ یُسْعِدُونَهَا عَلَى الْبُکَاءِ وَ إِنَّهَا لَتَشْهَقُ شَهْقَهً فَلَا یَبْقَى فِی السَّمَاوَاتِ مَلَکٌ إِلَّا بَکَى رَحْمَهً لِصَوْتِهَا وَ مَا تَسْکُنُ حَتَّى یَأْتِیَهَا النَّبِیُّ (ص) [أَبُوهَا] فَیَقُولُ یَا بُنَیَّهِ قَدْ أَبْکَیْتِ أَهْلَ السَّمَاوَاتِ وَ شَغَلْتِهِمْ عَنِ التَّسْبِیحِ وَ التَّقْدِیسِ فَکُفِّی حَتَّى یُقَدِّسُوا فَإِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ‏ وَ إِنَّهَا لَتَنْظُرُ إِلَى مَنْ حَضَرَ مِنْکُمْ فَتَسْأَلُ اللَّهَ لَهُمْ مِنْ کُلِّ خَیْرٍ وَ لَا تَزْهَدُوا فِی إِتْیَانِهِ فَإِنَّ الْخَیْرَ فِی إِتْیَانِهِ أَکْثَرُ مِنْ أَنْ یُحْصَى.(۲۰)

محمّد بن عبد اللَّه بن جعفر حمیرى از پدرش از علىّ بن محمّد بن سالم از محمّد بن خالد از عبد اللَّه بن حمّاد بصرىّ از عبد اللَّه بن عبد الرّحمن اصم نقل کرده است که وى گفت: هیثم بن واقد از عبدالملک بن مقرّن از حضرت امام صادق (علیه السّلام) براى ما نقل کرد که آن حضرت فرمودند: وقتى به زیارت حضرت اباعبداللَّه (علیه السّلام) رفتید در آنجا سکوت اختیار کنید و کلامى نگوئید مگر سخن نیک و خیر زیرا فرشتگان شب و روز که از نگهبانان و حافظین هستند نزد فرشتگانى که در حائر حسینى مى‏ باشند، می آیند و با ایشان مصافحه می کنند ولى ایشان از شدّت گریه و ناراحتى که دارند جواب آنها را نمی دهند به ناچار آنها صبر مى ‏کنند تا ظهر فردا برسد و صبح طلوع نماید سپس آنان با ایشان سخن گفته و راجع به امور آسمانى سؤالاتى را مطرح مى ‏نمایند ولى بین این دو وقت (صبح و ظهر) ابدا صحبت نمی کنند و از گریستن و دعاء نمودن کوتاهى نمى ‏کنند و در این دو وقت آن فرشتگان نیز ایشان را از یارانشان منصرف و مشغول نمى ‏کنند تنها وقتى شما سخن می گویید و تکلم مى ‏نمائید ایشان مشغول و منصرف مى‏ گردند.

راوى مى‏گوید: محضر امام (علیه السّلام) عرض کردم: فدایت شوم، چه چیزى را سؤال مى‏ کنند و کدامیک از دیگرى مى‏ پرسد آیا فرشتگان نگهبان و حافظ از فرشتگان حائر سؤال مى‏ کنند یا بالعکس؟

حضرت فرمودند: فرشتگان اهل حائر از حافظین و نگهبانان مى‏ پرسند زیرا فرشتگان حائر از آنجا دور نمی شوند و به جایى دیگر نمى ‏روند ولى حافظین و نگهبانان به زمین نزول می کنند و از آن به آسمان صعود مى‏ کنند.(۲۱)

حَدَّثَنِی أَبِی رَحِمَهُ اللَّهُ وَ مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ الْحِمْیَرِیِّ عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ مَهْزِیَارَ عَنْ أَخِیهِ عَلِیِّ بْنِ مَهْزِیَارَ عَنْ أَبِی الْقَاسِمِ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ هَارُونَ قَالَ: سَأَلَ رَجُلٌ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (ع) وَ أَنَا عِنْدَهُ فَقَالَ مَا لِمَنْ زَارَ قَبْرَ الْحُسَیْنِ (ع) فَقَالَ إِنَّ الْحُسَیْنَ (ع) لَمَّا أُصِیبَ بَکَتْهُ حَتَّى الْبِلَادُ فَوَکَّلَ اللَّهُ بِهِ أَرْبَعَهَ آلَافِ مَلَکٍ شُعْثاً غُبْراً یَبْکُونَهُ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَهِ وَ ذَکَرَ الْحَدِیثَ.(۲۲)

ابن قولویه از پدرش (رحمه اللَّه علیه) و محمّد بن عبد اللَّه از عبد اللَّه بن جعفر حمیرى از ابراهیم بن مهزیار از برادرش على بن مهزیار از ابو القاسم از قاسم بن محمّد از اسحاق بن ابراهیم از هارون نقل کرده است که وى گفت: شخصى از حضرت‏ ابو عبد اللَّه (علیه السّلام) سؤال نمود و من نیز آنجا حاضر بودم. وى عرضه داشت: براى کسى که قبر حضرت حسین بن على (علیه السّلام) را زیارت کند چه ثوابى است؟

حضرت فرمودند: زمانى که حضرت حسین (علیه السّلام) به بلا و مصیبت گرفتار شد تمام موجودات حتّى بلاد و شهرها بر آن حضرت گریستند پس خداوند منّان چهار هزار فرشته بر او موکّل ساخت که ژولیده و غمگین و محزون تا روز قیامت بر آن حضرت گریه مى‏کنند…(۲۳)

پانوشتها

(۱)رک. علل الشرائع، جلد ‏۱، صفحه ۲۰۹ – ۲۰۸ – بحار الأنوار، جلد ‏۳۵ ، صفحه ۳۴- الإحتجاج على أهل اللجاج (للطبرسی)، جلد ‏۱، صفحه ۲۳۰- ۲۲۹ – بحار الأنوار، جلد ‏۳۵، صفحه ۶۹ – کنزالفوائد، جلد ‏۱، صفحه ۱۸۳

(۲)بحار الأنوار، جلد ‏۴۴، صفحه ۲۴۵

(۳)زندگانى حضرت امام حسن مجتبى علیه السلام ( ترجمه جلد ۴۴ بحار الأنوار)، صفحه ۲۶۱ – ۲۶۰

(۴)بحار الأنوار، جلد ‏۴۴، صفحه ۲۴۳

(۵) زندگانى حضرت امام حسن مجتبى علیه السلام، صفحه ۲۵۷

(۶) بحار الأنوار، جلد ‏۴۴، صفحه ۲۴۳

(۷)الخصال، جلد ‏۱، صفحه  ۵۸ – ۵۹ – عیون أخبار الرضا علیه السلام، جلد ‏۱، صفحه ۲۰۹

(۸) عیون أخبار الرضا علیه السلام، ترجمه آقا نجفى، جلد ‏۱، صفحه ۱۵۲ – ۱۵۱

(۹)بحار الأنوار، جلد ‏۱۳، صفحه ۳۰۱ – بحار الأنوار، جلد ‏۲۶، صفحه ۲۸۴ – ۲۸۳

(۱۰) الإحتجاج على أهل اللجاج، جلد ‏۲، صفحه ۴۶۴ – ۴۶۳ – مناقب آل أبی طالب علیهم السلام، جلد ‏۴، صفحه۸۴ – بحار الأنوار،جلد ‏۴۴، صفحه ۲۲۳

(۱۱) الإحتجاج، ترجمه جعفرى، جلد ‏۲، صفحه ۵۷۳ – ۵۷۱

(۱۲)کامل الزیارات، صفحه ۸۴

(۱۳)کامل الزیارات، ترجمه ذهنى تهرانى، صفحه ۲۶۷

(۱۴)کامل الزیارات، صفحه ۸۴

(۱۵)کامل الزیارات، ترجمه ذهنى تهرانى، صفحه ۲۶۶

(۱۶)کامل الزیارات، صفحه ۸۴

(۱۷)کامل الزیارات، ترجمه ذهنى تهرانى، صفحه ۲۶۹

(۱۸)بحار الأنوار، جلد ‏۴۵ ، صفحه ۲۲۱

(۱۹)زندگانى حضرت امام حسین علیه السلام ( ترجمه جلد ۴۵ بحار الأنوار)، صفحه ۲۵۵

(۲۰)کامل الزیارات، صفحه ۸۷ – ۸۶

(۲۱)کامل الزیارات، ترجمه ذهنى تهرانى، صفحه ۲۷۸ – ۲۷۷

(۲۲)کامل الزیارات، صفحه ۸۵

(۲۳)کامل الزیارات، ترجمه ذهنى تهرانى، صفحه ۲۷۳ – ۲۷۲

مآخذ

– الإحتجاج على أهل اللجاج، احمد بن على طبرسى، مشهد، مرتضى، چاپ اول، ۱۴۰۳ق.

– الإحتجاج، احمد بن على طبرسى،‏ مترجم بهراد جعفرى، تهران‏، اسلامیه‏، ۱۳۸۱ ش‏.

– بحار الأنوارالجامعه لدرر أخبار الأئمه الأطهار، محمد باقر بن محمد تقى مجلسى،  دار إحیاء التراث العربی، بیروت، چاپ دوم، ۱۴۰۳ ق.

– الخصال‏، محمد بن على ابن بابویه ،‏ مصحح على اکبر غفارى، قم‏، جامعه مدرسین‏، ۱۳۶۲ ش‏.

– زندگانى حضرت امام حسن مجتبى علیه السلام( ترجمه جلد ۴۴ بحار الأنوار)، محمد باقر بن محمد تقى‏ مجلسى، مترجم محمد جواد نجفى، تهران‏، اسلامیه‏، ۱۳۶۲ ش‏.

– زندگانى حضرت امام حسین علیه السلام (ترجمه جلد ۴۵ بحار الأنوار)، محمد باقر بن محمد تقى‏ مجلسى، مترجم: محمد جواد نجفى، تهران‏، اسلامیه،۱۳۶۴

– علل الشرائع، محمد بن على ابن بابویه،  ۲جلد، قم ، کتاب فروشى داورى، چاپ اول، ۱۳۸۵ش.

– عیون أخبار الرضا علیه السلام، محمد بن على ابن بابویه، ۲جلد، تهران، نشر جهان، چاپ: اول، ۱۳۷۸ق.

– عیون أخبار الرضا علیه السلام، محمد بن على‏ ابن بابویه، مترجم: محمد تقى‏ آقا نجفى اصفهانى، نوبت چاپ: اول، تهران، انتشارات علمیه اسلامیه‏، بى تا ‏

– کامل الزیارات، جعفر بن محمد ابن قولویه،  نجف اشرف، دار المرتضویه، چاپ اول، ۱۳۵۶ش.

– کامل الزیارات، جعفر بن محمد ابن قولویه، ترجمه ذهنى تهرانى، تهران، انتشارات پیام حق، چاپ اول، ۱۳۷۷ش.

– کنز الفوائد، محمد بن على کراجکى، محقق و مصحح: عبد الله‏ نعمه، قم، دارالذخائر، ۱۴۱۰ ق‏.‏

– مناقب آل أبی طالب (علیهم السلام)، محمد بن على ابن شهر آشوب مازندرانى، قم، علامه، ۱۳۷۹ق.

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن