دانستنی هازیارت و فلسفه زیارت

عون بن عبدالله و محمد بن عبدالله (رضوان الله علیهما) از شهدای کربلا

عون بن عبدالله و محمد بن عبدالله (رضوان الله علیهما) از جمله شهدای جلیل القدر روز عاشورا هستند. در برخی از منابع برادرشان عبیدالله یا عبدالله را نیز جزء شهدای کربلا قلمداد نموده اند.

عون بن عبدالله و محمد بن عبدالله (رضوان الله علیهما) از شهدای کربلا

عون بن عبدالله و محمد بن عبدالله (رضوان الله علیهما) از جمله شهدای جلیل القدر روز عاشورا هستند. در برخی از منابع برادرشان عبیدالله یا عبدالله را نیز جزء شهدای کربلا قلمداد نموده اند.

عون بن عبدالله و محمد بن عبدالله (رضوان الله علیهما) از جمله شهدای جلیل القدر روز عاشورا هستند. در برخی از منابع برادرشان عبیدالله یا عبدالله را نیز جزء شهدای کربلا قلمداد نموده اند.

حضور عون و محمد (رضوان الله علیهما) در روز عاشورا و شهادت در رکاب حضرت سیدالشهداء (علیه السّلام) در کربلا قطعی است. علاوه بر منابع تاریخی و مقاتل در زیاتنامه های رسیده به نام این دو بزرگوار اشاره شده است.

 

ذکر نام این دو شهید در زیارتهای مأثور

در المزار الکبیر ابن مشهدی با عنوان «زیارت شهدا (رضوان الله علیهم) در روز عاشورا» زیارتی ذکر شده است که از ناحیه مقدسه در سال ۲۵۲ هجری به دست شیخ محمد بن غالب اصفهانی رسیده است که در آن اسامی هشتاد نفر از اصحاب امام حسین (علیه السّلام) ذکر شده است. همین زیارتنامه در بحارالانوار با نام «زیارت مأثور برای شهدا مشتمل بر اسمهای شریفشان» آمده است و از این دو بزرگوار چنین ذکری به میان آمده است:

«السَّلَامُ عَلَى عَوْنِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ الطَّیَّارِ فِی الْجِنَانِ، حَلِیفِ الْإِیمَانِ وَ مُنَازِلِ‏ الْأَقْرَانِ، النَّاصِحِ لِلرَّحْمَانِ، التَّالِی لِلْمَثَانِی وَ الْقُرْآنِ، لَعَنَ اللَّهُ قَاتِلَهُ عَبْدَ اللَّهِ بْنَ قُطْبَهَ النَّبْهَانِیَّ.

السَّلَامُ عَلَى مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ، الشَّاهِدِ مَکَانَ أَبِیهِ وَ التَّالِی لِأَخِیهِ وَ وَاقِیهِ بِبَدَنِهِ، لَعَنَ اللَّهُ قَاتِلَهُ عَامِرَ بْنَ نَهْشَلٍ التَّیْمِیَّ.»(۱)

در زیارت مخصوص حضرت امام حسین (علیه السّلام) در اولین روز ماه رجب و نیمه ماه شعبان که در کتابهای اقبال و المزار ذکر شده است نیز به نام این دو بزرگوار در کنار دیگر شهدای کربلا اشاره شده است:

«السَّلَامُ عَلَى مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرِ بْنِ أَبِی طَالِبٍ…السَّلَامُ عَلَى عَوْنِ‏ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرِ بْنِ أَبِی طَالِب.»(۲)

انتساب دو شهید به حضرت زینب (علیها السّلام)

در بیشتر مقاتل از دو فرزند عبدالله بن جعفر و برخی از مقاتل از سه فرزند عبدالله بن جعفر؛ عون بن عبدالله بن جعفر و محمد بن عبدالله بن جعفر و عبیدالله بن عبدالله بن جعفر (رضوان الله علیهم) نام برده اند که در روز عاشورا در رکاب حضرت امام حسین (علیه السّلام) به شهادت رسیدند.

در منابع تاریخی و مقاتلی مانند طبقات کبری، المعارف، مقاتل الطالبین، انساب الاشراف، نفس المهموم، مناقب ابن شهر آشوب، مقتل الحسین از مقرم و إعلام الورى «عون اکبر» را فرزند حضرت زینب بر شمرده شده اند.(۳)

در منابع تاریخی و مقاتلی مانند مقاتل الطالبین، مناقب، انساب الاشراف، نفس المهموم و بحارالانوار آمده است که «عون اکبر» در کربلا به شهادت رسیده است.(۴)

همان طور که پیشتر ذکر شد اکثر منابع تاریخی عون اکبر (رضوان الله علیه) را فرزند حضرت زینب (علیها السّلام) دانسته اند بنا بر شواهد تاریخی می توان نتیجه گرفت که عون فرزند حضرت زینب کبری (علیها السّلام) در کربلا به شهادت رسید اما تنها در برخی منابع عامه مانند طبقات الکبری، الکامل و تاریخ طبری مادر عون بن عبدالله را که در کربلا شهید شد جمانه دختر مسیّب بن نجبه الفزاریّ نام برده اند.(۵)

عون اصغر بنا بر نقل انساب الاشراف به همراه برادر خود حسن در واقعه حرّه کشته شد.(۶)

مادر عون اصغر در منابعی چون طبقات الکبری، المعارف ابن قتیبه، مقاتل الطالبین، انساب الاشراف و نفس المهموم؛ جمانه دختر مسیّب بن نجبه الفزاریّ ذکر شده است.(۷)

فرزند دیگر عبدالله بن جعفر که در واقعه کربلا به شهادت رسید محمد بن عبدالله (رضوان الله علیه) است که  برخی از منابع تاریخی مانند کامل بهایی، لواعج الاشجان مادر ایشان را حضرت زینب (علیها السلام) معرفی نموده اند. (۸)

در اغلب منابع مادر محمد بن عبدالله بن جعفر خوصاء بنت حفصه من بنی بکر بن وائل معرفی شده است. (۹)

در برخی از منابع عبیدالله بن عبدالله فرزند دیگر عبدالله بن جعفر که در روز عاشورا به شهادت رسید؛ یاد شده است. در مقاتل الطالبین نام مادرش را خوصاء بنت حفصه یاد کرده است و در لواعج الاشجان و تسلیه المجالس و زینه المجالس نیز این مطلب آمده است.(۱۰)

البته در مناقب نام سومین فرزند عبدالله بن جعفر که در کربلا به شهادت رسید، عبدالله بن عبدالله ذکر شده است. (۱۱)

 

پیوستن عون و محمد (رضوان الله علیهما) به کاروان حضرت امام حسین (علیه السّلام)

با توجه به نقلهای تاریخی و مناسبات تجاری عبدالله بن جعفر با بنی امیه، عبدالله در صدد گرفتن امان نامه ای برای حضرت امام حسین (علیه السّلام) برآمد. پس از حرکت حضرت ابا عبدالله الحسین (علیه السّلام) طی نامه ای که توسط عون و محمد (رضوان الله علیهما) برای ایشان فرستاد در خواست نمود که از سفر به سمت عراق منصرف شوند از این مقطع به بعد عون و محمد (رضوان الله علیهما) در کاروان عاشورا حضور دارند.

عبدالله پس از مدتی با امان نامه ظاهری که از عمرو بن سعید گرفته بود با حضرت دیدار نمود اما امام حسین (علیه السّلام) اقامت در مکه را نپذیرفتند و به راه خویش به سمت عراق ادامه دادند.

حضرت سیدالشهدا (علیه السّلام) در عزیمت به سوی عراق بر اساس علم امامت، حکمت و اذن الهی حرکت نمودند و مقاصد دنیوی و سیاسی مد نظر حضرت نبوده است و اقدامات ایشان جهت احیای دین جد بزرگوارشان بوده است و با توجه مقام عصمت حضرت امام حسین (علیه السّلام) تصمیم ایشان بهترین و مناسبترین تصمیم بوده و جای بحث و شکی باقی نخواهد ماند.

در ابصار العین درباره پیوستن عون و عبدالله (رضوان الله علیهما) به کاروان حضرت امام حسین (علیه السّلام) چنین آمده است:

وقتى حضرت امام حسین (علیه السّلام) از مکه خارج گردید، عبد اللّه بن جعفر طى نامه ‏اى به آن حضرت از او درخواست نمود از تصمیم خود منصرف شود و نامه ای را توسط پسرانش عون و محمد (رضوان الله علیهما)  نزد حضرت امام حسین (علیه السّلام) فرستاد. آن دو بزرگوار در وادى عتیق قبل از این که حضرت امام حسین (علیه السّلام) به نواحى مدینه برسد، خدمت حضرت شرفیاب شدند. (۱۲)

در این باره شیخ مفید در ارشاد چنین می نویسد:

«و هنگامى که حضرت امام حسین (علیه السّلام) از مکه خارج شد یحیى بن سعید بن عاص با گروهى از ناحیه عمرو بن سعید راه حضرت را گرفت و آن حضرت را امر به بازگشت نمود حضرت به سخن او توجهى نکرد و به راه خود ادامه دادند. از کسانى که به آن حضرت ملحق شدند عبد اللَّه بن جعفر و دو فرزندش عون‏ و محمد بودند و پیش از این عبدالله نامه ای به آن حضرت نوشته بود و توسط فرزندانش تقدیم حضور مبارک نموده بود.» (۱۳)

متن نامه چنین نقل شده است:

أَمَّا بَعْدُ فَإِنِّی أَسْأَلُکَ بِاللَّهِ لَمَّا انْصَرَفْتَ حِینَ تَنْظُرُ فِی کِتَابِی هَذَا فَإِنِّی مُشْفِقٌ عَلَیْکَ مِنْ هَذَا التَّوَجُّهِ الَّذِی تَوَجَّهْتَ لَهُ أَنْ یَکُونَ فِیهِ هَلَاکُکَ وَ اسْتِئْصَالُ أَهْلِ بَیْتِکَ إِنْ هَلَکْتَ الْیَوْمَ طَفِئَ نُورُ الْأَرْضِ فَإِنَّکَ عَلَمُ الْمُهْتَدِینَ وَ رَجَاءُ الْمُؤْمِنِینَ وَ لَا تَعْجَلْ بِالسَّیْرِ فَإِنِّی فِی أَثَرِ کِتَابِی وَ السَّلَامُ. (۱۴)

«اما بعد، تو را به ‏خدا وقتى این‏ نامه‏را دیدى، بازگرد که بیم ‏دارم این سفر که در پیش دارى، سبب قتل تو و قتل خاندانت شود. اگر اکنون از میان بروى، نور زمین خاموش شود که تو دلیل هدایت جویانى و امید مؤمنان. در رفتن شتاب مکن که من از دنبال نامه مى‏ رسم، والسلام.»

«پس از آنکه نامه را به وسیله فرزندان خود به حضور مبارک فرستاد خود پیش عمرو بن سعید رفته از او درخواست کرد تا امان نامه ای براى حضرت امام حسین (ع) نوشته و از او خواهش کند از این سفر منصرف شود او هم نامه نوشته و در آن وعده صله به حضرت ابا عبد اللَّه داد و اضافه کرد که هرگاه مراجعه فرماید از هر جهت در امان باشد و این نامه را به وسیله برادرش یحیى بن سعید براى آن حضرت روانه کرد یحیى و عبد اللَّه پس از فرزندانش به حضور حضرت شرفیاب شدند و نامه عمرو را تقدیم کرد و اصرار زیادى کرد که از این سفر منصرف شود و مراجعت فرماید.

حضرت امام حسین (علیه السّلام) فرمودند من از این سفر مراجعت نخواهم کرد زیرا پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله) را در خواب زیارت کردم به من امر کرد حتما به این سفر عزیمت کنم و منصرف نشوم. عبداللَّه که از بازگشت حضرت مأیوس شد به فرزندانش توصیه کرد ملازم رکاب آن حضرت باشند و در برابر حضرت با دشمنان جهاد نمایند و خود او به اتفاق یحیى به مکه مراجعت کردند.»(۱۵)

در شب عاشورا که حضرت امام حسین (علیه السّلام) بیعت را از یاران خویش برداشتند و از آنها خواستند که در تاریکی شب پراکنده شوند به نقل از «وقعه الطف» ابتدا حضرت عباس (علیه السّلام) و سپس برادران و فرزندان برادر حضرت امام حسین (علیه السّلام) و نیز دو فرزند عبد الله بن جعفر اعلام کردند که از یاری امام حسین (علیه السّلام) دست نخواهند کشید و تا پای جان همراه امام خواهند بود.(۱۶)

 

شرح دلاوریهای این دو شهید در میدان نبرد

«سروى مى ‏گوید: محمد، قبل از عون (رضوان الله علیهما) به میدان نبرد رفت و در برابر دشمن قرار گرفت و این رجز را زمزمه مى‏ کرد:

أشکو إلى اللّه من العدوان           فعال قوم فى الردى عمیان‏

قد بـــدّلوا  معالم القرآن             و محکم التنزیل و التبیان

 یعنى: از دشمنان به خدا شکایت مى ‏کنم، جنگ با مردمى که کورکورانه در گمراهى هستند. آنها دستورات قرآن را رها کردند و نشانه ‏ها و آیات محکم آن را به فراموشى سپردند.

وى ده تن از سپاهیان دشمن را به هلاکت رساند، آنگاه لشکریان، وى را به محاصره درآوردند و عامر بن نهشل تمیمى (لعنه الله علیه) وى را به شهادت رساند.

سلیمان بن قتّه در مرثیه ای درباره او مى‏گوید:

و  سمّى النبىّ غودر  فیهم             قد علوه بصارم مصقول‏

فاذا ما بکیت عینى فجودى             بدموع تسیل کلّ مسیل‏

 یعنى: هم نام پیامبر میان آنان تنها ماند و آنها با شمشیر آبدیده به سراغش آمدند. پس اى دیده من، چون خواستى گریه کنى، سیلاب اشکت را بر آنان فروریز.»(۱۶)

قاتل محمد بن عبدالله بن جعفر (رضوان الله علیه) به اتفاق در کتب تاریخی عامر بن نهشل التیمی (لعنه الله علیه) ذکر شده است.(۱۷)

در مقاتل الطالبین نقل شده است که پس از محمد بن عبدالله، عبیدالله بن عبدالله (رضوان الله علیهما) به میدان رفت و جنگید.(۱۸)

و در مناقب ابن شهرآشوب قاتل عبیدالله را حویطر القانصی (لعنه الله علیه) نقل کرده است: «وَ رُوِیَ أَنَّ عُبَیْدَ اللَّهِ بْنَ عَبْدِ اللَّهِ أَخَاهُ قَتَلَهُ بِشْرُ بْنُ حُوَیْطِرٍ الْقَانِصِیُّ.»(۱۹)

درباره شهادت عون بن عبدالله (رضوان الله علیه) فرزند حضرت زینب کبری (سلام الله علیها) در مقاتل چنین آمده است:

«سروى ‏گوید: عون بن عبد اللّه جعفر (رضوان الله علیه) به میدان نبرد با دشمن شتافت و این رجز را مى‏خواند:

إن تنکرونى فأنا ابن جعفر             شهید صدق فى الجنان أزهر

یطیر فیها بجناح أخضر                 کفى بهذا شرفا  فى المحشر

 یعنى: اگر مرا نمى‏ شناسید من فرزند جعفر طیّارم، شهید راستینى که با چهره درخشان در بهشت جاى دارد و با بالهاى سبز در آنجا به پرواز در مى ‏آید و روز قیامت همین افتخار و سربلندى مرا کافى است.

عون (رضوان الله علیه) به میان دشمنان تاخت و سى سوار و هیجده تن پیاده از آنان را به هلاکت رساند، آنگاه عبد اللّه بن قطنه طایى نبهانى (لعنه الله علیه) بر او ضربتى وارد ساخت و وى را به شهادت رساند.

سلیمان بن قتّه تیمى در مرثیه ای که در مصیبت حضرت امام حسین (علیه السّلام) سروده از عون (رضوان الله علیه) چنین یاد مى‏کند:

عیــنى جودى بعبره و عویل                و اندبى ان بکیت آل الرسول‏

ستـه  کلّــهم  لصـلب  علىّ                 قد اصیـبوا  و سبـعه لعـقیل‏

و اندبی إن ندبت عونا أخاهم                 لیـس فیـما ینـوبهم بخـذول‏

فلعمرى لقد اصیب ذو و القر                 بى فبکّى على المصاب الطویل‏

 یعنى: اى دیده، کرم نما و سرشکى با ناله بیفشان و بر خاندان پیامبر نوحه ‏سرایى کن.

شش تن ایشان از نسل على و هفت تن از تبار عقیل به شهادت رسیدند.

 در مصیبت برادرشان عون، آه و فغان نما که در صحنه کارزار دست از یارى آنها برنداشت.

به جانم سوگند، از این مصیبت به ذو القربى بس صدمه وارد شد. پس بر مصیبتهای بی پایان آنان گریه کن.»(۲۰)

قاتل عون بن عبدالله بن جعفر (رضوان الله علیه) در زیارت شهدا در روز عاشورا که از ناحیه مقدسه صادر شده است؛ عَبْدَ اللَّهِ بْنَ قُطْبَهَ النَّبْهَانِیَّ (لعنه الله علیه) نام برده شده است.(۲۱)

در برخی از منابع مانند تاریخ طبری، تاریخ الکامل، نفس المهموم، أنساب الأشراف و ارشاد قاتل عون بن عبدالله بن جعفر (رضوان الله علیه) عبد الله بن قطبه الطائی (لعنه الله علیه) معرفی شده است.(۲۲)

و در برخی از کتب مانند مقاتل الطالبین و بحار الانوار قاتل او عبد اللَّه بن قطنه تیهانى (لعنه الله علیه) ذکر شده است.(۲۳)

سرهای مبارک این دو شهید به همراه سر مطهر حضرت اباعبدالله الحسین (علیه السّلام) به شام فرستاده شد. در منابع تاریخ در این باره چنین گزارش شده است:

محمد بن حبیب در المحبّر در باب «من نصب رأسه من الأشراف» در صفحه ۹۴۱ می نویسد: «سر محمد و عون پسران جعفر را براى یزید به شام بردند و وى آنها را با سرهاى دیگر بالاى درِ قصر آویخت.»(۲۴)

در مقتل خوارزمی نقل شده است که از فرزندان عبدالله؛ عون، محمد و عبیدالله در طف به شهادت رسیدند و سرهایشان به شام فرستاده شد و بدنهای مطهرشان در کربلا به خاک سپرده شد.(۲۵)

بنا براین وجود دو فرزند عبدالله بن جعفر عون و جعفر (رضوان الله علیهما) در طف حتمی است همچنان که ادعیه و زیارات ماثور از این دو شهید در جمع شهدای کربلا نام برده اند. مشخص بودن قاتلان و حتی چگونگی عقوبت آنان در مقاتل ذکر شده است.

شواهد تاریخی ضمنی دیگری هم در این زمینه وجود دارد از جمله سخنان این دو شهید در شب عاشورا و اعلام حمایت از حضرت امام حسین (علیه السّلام) و ایستادگی تا پای جان و همچنین عکس العمل عبدالله بن جعفر پس از شنیدن خبر شهادت دو فرزندش که از منابع قدیمی هم در تاریخ طبری و هم در تاریخ الکامل نقل شده است که گفت: «به خدا سوگند اگر من هم حاضر بودم از او جدا نمى ‏شدم تا آنکه با او کشته شوم. به خدا سوگند تنها چیزی که ما را گرامى و کریم داشته که از جان خود دریغ نکنیم و مصیبت را براى ما آسان کرده این است که هر دو با برادرم و فرزند عم من مواسات کرده و کشته شدند در حالی که با بردبارى و ثبات، جان سپردند. اگر من نتوانستم با حسین به دست و نفس خود مواسات و جانبازى کنم دو فرزندم این کار را کردند.»(۲۶)

پانوشتها

(۱) المزار الکبیر (لابن المشهدی)، صفحه ۴۹۱ – ۴۹۰ – بحار الأنوار، جلد ‏۹۸، صفحه ۲۷۱

سندهای این زیارت در کتاب المزار الکبیر چنین آمده است:

الف.أَخْبَرَنِی الشَّرِیفُ الْجَلِیلُ الْعَالِمُ أَبُو الْفَتْحِ مُحَمَّدُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْجَعْفَرِیَّهُ أَدَامَ اللَّهُ عِزَّهُ، قَالَ: أَخْبَرَنِی الشَّیْخُ الْفَقِیهُ عِمَادُ الدِّینِ مُحَمَّدُ بْنُ أَبِی الْقَاسِمِ الطَّبَرِیُّ، عَنِ الشَّیْخِ أَبِی عَلِیٍّ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدٍ الطُّوسِیِّ.

ب. أَخْبَرَنِی عَالِیاً الشَّیْخُ الْفَقِیهُ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ الْحُسَیْنُ بْنُ هِبَهِ اللَّهِ بْنِ رَطْبَهَ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ، قَالَ: أَخْبَرَنِی شَیْخِیَ الْمُفِیدُ الْحَسَنُ بْنُ مُحَمَّدٍ الطُّوسِیُّ، عَنِ الشَّیْخِ أَبِی جَعْفَرٍ مُحَمَّدٍ الطُّوسِیِّ، قَالَ: حَدَّثَنَا الشَّیْخُ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ‏ مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ عَیَّاشٍ‏ رَحِمَهُ اللَّهُ، حَدَّثَنِی الشَّیْخُ الصَّالِحُ أَبُو مَیْسُورِ بْنُ عَبْدِ الْمُنْعِمِ بْنِ النُّعْمَانِ الْمُعَادِی‏ رَحِمَهُ اللَّهُ، قَالَ: خَرَجَ مِنَ النَّاحِیَهِ سَنَهَ اثْنَتَیْنِ وَ خَمْسِینَ وَ مِائَتَیْنِ إِلَیَّ عَلَى یَدِ الشَّیْخِ مُحَمَّدِ بْنِ غَالِبٍ الْأَصْفَهَانِیِّ حِینَ وَفَاهِ أَبِی رَحِمَهُ اللَّهُ، وَ کُنْتُ حَدَثَ السِّنِّ.

الف. سند اول

ابن مشهدی می نویسد: عالم شریف جلیل ابوالفتح محمد بن محمد جعفری برایم روایت کرد؛ استادش عمادالدین طبری برای او روایت کرده و او از شیخ ابوعلی حسن بن محمد طوسی نقل نموده است:

ب. سند دوم

 ابن مشهدی می نویسد: استاد عالی مقام و فقیه گرانقدر ابوعبدالله حسین بن هبه الله بن رطبه برایم روایت کرد و او گفت استاد عزیزم حسن بن محمد طوسی برایم روایت کرده؛ از شیخ ابوجعفر محمد طوسی (شیخ طوسی) او گفت: روایت کرد برای ما ابوعبدالله محمد بن احمد بن عیاش؛ او گفت: روایت کرد برای من شیخ صالح ابومیسور بن عبدالمنعم بن نعمان معادی و شیخ صالح گفت: در سال ۲۵۲ هجری در هنگامی که کم سن و سال بودم و هنگام وفات پدرم بود شیخ محمد بن غالب اصفهانی از جانب معصوم (علیه السلام) برایم روایت کرد.

(۲) الإقبال بالأعمال الحسنه (چاپ الحدیثه)، جلد ‏۳، صفحه ۳۴۴ – إقبال الأعمال (چاپ قدیم)، جلد‏۲، صفحه ۷۱۳ – المزار (للشهید الاول)، صفحه ۱۴۹

(۳) ر.ک. الطبقات‏ الکبرى، خامسه۲، صفحه ۶ – المعارف، صفحه ۲۰۷ – مقاتل الطالبیین، أبو الفرج الأصفهانی، صفحه ۹۵ – فرزندان ابو طالب، جلد‏۱، صفحه ۱۳۱ –  أنساب ‏الأشراف، جلد ‏۲، صفحه ۶۷ – ذخیره الدارین، صفحه ۲۸۹ – نفس المهموم، صفحه ۲۸۹ – در کربلا چه گذشت؟ ترجمه نفس المهموم ، صفحه ۳۹۹ – مقتل الحسین مقرم، صفحه ۲۷۵ – ۲۷۴ – إعلام الورى بأعلام الهدى (چاپ قدیم) ، صفحه ۲۰۴ – زندگانى چهارده معصوم علیهم السلام (ترجمه إعلام الورى)، صفحه ۲۹۴ – المناقب، جلد ۴، صفحه ۱۱۲ – إبصار العین، صفحه ۷۵

(۴) بحار الأنوار، جلد ‏۴۵، صفحه ۶۳ – مقاتل‏الطالبیین، صفحه ۱۲۲ و ۹۵ – المناقب، جلد ۴، صفحه ۱۱۲ – أنساب ‏الأشراف، جلد‏۲، صفحه ۶۸ – نفس المهموم، صفحه ۲۸۸ – در کربلا چه گذشت؟ ترجمه نفس المهموم، صفحه ۴۰۰

(۵) ر.ک. الطبقات‏الکبرى، خامسه۲، صفحه ۶ – الکامل، جلد ‏۴ ، صفحه ۹۲- تاریخ‏ الطبری، جلد‏۵، صفحه ۴۶۹

(۶) أنساب‏الأشراف، جلد‏۲، صفحه ۶۸ – ۶۷

(۷)الطبقات‏الکبرى، خامسه۲، صفحه ۶ – المعارف، صفحه ۲۰۷ – مقاتل‏الطالبیین، صفحه ۱۲۲ – أنساب‏الأشراف، جلد ‏۲، صفحه ۶۸ – نفس المهموم، صفحه ۲۸۸

(۸)کامل بهایی، جلد۲، صفحه ۳۷۲ – لواعج الاشجان، صفحه ۱۳۳ – سیره معصومان، جلد ‏۵، صفحه ۱۷۲

(۹) تاریخ ‏الطبری، جلدج‏۵، صفحه ۴۶۹ – الکامل، جلد‏۴، صفحه ۹۲ – أنساب ‏الأشراف، جلد‏۲، صفحه ۶۸ – نفس المهموم، صفحه ۲۸۸- مقتل الحسین مقرم، صفحه ۲۷۵ – ۲۷۴

(۱۰) مقاتل الطالبیین، صفحه ۹۶ –  فرزندان ابوطالب، جلد ‏۱، صفحه ۱۳۳ – تسلیه المجالس و زینه المجالس (مقتل الحسین علیه السلام)، جلد ‏۲، صفحه ۳۲۸ – لواعج الاشجان، صفحه ۱۳۳ – ذخیره الدّارین، صفحه ۳۰۸- بحار الأنوار، جلد ‏۴۵، صفحه ۶۳

(۱۱) المناقب، جلد ۴، صفحه ۱۱۲

(۱۲) سلحشوران طف، ترجمه إبصار العین، صفحه ۹۴

(۱۳) ترجمه الإرشاد، صفحه۴۱۶ – بحار الأنوار، جلد‏۴۴، صفحه ۳۶۶

(۱۴) بحار الأنوار، جلد ‏۴۴، صفحه ۳۶۶

(۱۵) ترجمه الإرشاد، صفحه ۴۱۷ – بحار الأنوار، جلد ‏۴۴، صفحه ۳۶۶

(۱۶) ر. ک. وقعه الطف، صفحه ۱۹۸

(۱۷) تاریخ الطبری، جلد ‏۵، صفحه ۴۶۹ – الکامل، جلد‏۴، صفحه۹۲ – نفس المهموم، صفحه ۲۸۸ – منتهى الآمال فى تواریخ النبى و الآل علیهم السلام(فارسى)، جلد ۲، صفحه ۸۷۰

(۱۸) مقاتل الطالبیین، صفحه ۹۶ – فرزندان ابو طالب ، جلد‏۱، صفحه ۱۳۳

(۱۹) مناقب آل أبی طالب علیهم السلام (لابن شهرآشوب) ، جلد ‏۴ ، صفحه ۱۰۶ – در کربلا چه گذشت؟ ترجمه نفس المهموم، صفحه ۴۰۰

(۲۰) سلحشوران طف، ترجمه إبصار العین، صفحه ۹۵ – ۹۴ – منتهى الآمال فى تواریخ النبى و الآل علیهم السلام(فارسى)، جلد ‏۲، صفحه۸۷۱

(۲۱) المزار الکبیر (لابن المشهدی)، صفحه۴۹۱ – ۴۹۰ – بحار الأنوار، جلد ‏۹۸، صفحه۲۷۱

(۲۲) تاریخ ‏الطبری، جلد ‏۵، صفحه ۴۶۹ – الکامل، جلد‏۴، صفحه ۹۲ – نفس المهموم، صفحه ۲۸۸ – أنساب الأشراف، البلاذری، جلد ‏۳، صفحه ۲۰۰ – ترجمه الإرشاد، صفحه ۴۱۷

(۲۳) زندگانى حضرت امام حسین علیه السلام ( ترجمه جلد ۴۵ بحار الأنوار)، صفحه ۵۳ – مقاتل الطالبیین، أبوالفرج الأصفهانی، صفحه ۹۶

(۲۴) مقاتل الطالبیین، صفحه ۱۲۳

(۲۵) مقتل الحسین خوارزمی، صفحه ۵۴ – ۵۳

(۲۶) الکامل، جلد‏۱۱، صفحه ۲۰۵ – تاریخ‏ طبری، جلد ‏۷، صفحه ۳۰۸۱ – ۳۰۸۰

 

منابع

– إبصار العین فی أنصار الحسین علیه السلام‏، شیخ محمد بن طاهر سماوى‏، قم، دانشگاه شهید محلاتى‏، ۱۴۱۹ق‏.

– اعلام الورى بأعلام الهدى، فضل بن حسن طبرسى، ۱جلد، اسلامیه، تهران، چاپ: سوم، ۱۳۹۰ق.

– إقبال الأعمال (چاپ قدیم)، على بن موسى ابن طاووس،۲جلد، تهران، دار الکتب الإسلامیه، چاپ: دوم، ۱۴۰۹ق.

– الإرشاد للمفید، محمد بن محمد مفید،ترجمه رسولى محلاتى‏، تهران‏، اسلامیه‏، بی تا

– الإقبال بالأعمال الحسنه فیما یعمل مره فى السنه (چاپ الحدیثه)، على بن موسى ابن طاووس، ۳جلد، دفتر قم، تبلیغات اسلامى، چاپ: اول، ۱۳۷۶ش.

– الطبقات الکبرى، محمد بن سعد بن منیع الهاشمی البصری (م ۲۳۰)، تحقیق محمد عبد القادر عطا، دار الکتب العلمیه، بیروت، چاپ اول، ۱۴۱۰/۱۹۹۰٫

– الکامل (کامل تاریخ بزرگ اسلام و ایران)، عز الدین على بن اثیر، ترجمه ابو القاسم حالت و عباس خلیلى، تهران، مؤسسه مطبوعاتى علمى، ۱۳۷۱ش.

– المزار الکبیر، محمد بن جعفر ابن مشهدى، ۱جلد، قم، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، چاپ: اول، ۱۴۱۹ ق.

– المزار فی کیفیه زیارات النبیّ و الأئمه علیهم السلام، محمد بن مکى شهید اول، ۱جلد، قم، مدرسه امام مهدى علیه السلام، چاپ: اول، ۱۴۱۰ ق.

– المعارف، أبو محمد عبد الله بن مسلم ابن قتیبه (م ۲۷۶)، تحقیق ثروت عکاشه، القاهره، الهیئه المصریه العامه للکتاب، چاپ دوم، ۱۹۹۲

– بحار الأنوار الجامعه لدرر أخبار الأئمه الأطهار، محمد باقر بن محمد تقى مجلسى، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ دوم، ۱۴۰۳ ق.

– تاریخ طبرى (تاریخ الأمم و الملوک)، محمد بن جریر طبرى، تحقیق محمد أبو الفضل ابراهیم، بیروت، دارالتراث، ۱۳۸۷/۱۹۶۷

– تاریخ طبرى، محمد بن جریر طبرى، ترجمه ابو القاسم پاینده، تهران، اساطیر، ۱۳۷۵

– تسلیه المُجالس و زینه المَجالس (مقتل الحسین علیه السلام)، محمد بن أبی طالب حسینى موسوى، ۲جلد، قم، مؤسسه المعارف الإسلامیه، چاپ: اول، ۱۴۱۸ ق.

– جمل من انساب الأشراف، أحمد بن یحیى بن جابر البلاذرى (م ۲۷۹)، تحقیق سهیل زکار و ریاض زرکلى، بیروت، دار الفکر، چاپ اول، ۱۴۱۷/۱۹۹۶٫

– در کربلا چه گذشت (ترجمه نفس المهموم‏)، شیخ عباس قمى، مترجم محمد باقر کمره ‏اى‏، قم، مسجد جمکران‏، ۱۳۸۱ ش‏.

– ذخیره الدارین فیما یتعلق بمصائب الحسین علیه السلام و اصحابه، عبدالمجید بن محمد رضا حسینی حائری شیرازی، قم، زمزم هدایت، بی تا

– زندگانى چهارده معصوم علیهم السلام (ترجمه إعلام الورى)، فضل بن حسن طبرسى، تهران، اسلامیه، چاپ اول، ۱۳۹۰ ق.

– زندگانى حضرت امام حسین علیه السلام (ترجمه جلد ۴۵ بحار الأنوار)، محمد باقر بن محمد تقى‏ مجلسى، مترجم: محمد جواد نجفى، تهران‏، اسلامیه،۱۳۶۴

– سلحشوران طف (إبصار العین فی أنصار الحسین علیه السلام)، نویسنده: شیخ محمد بن طاهر سماوى، مترجم: عباس جلالى، ‏ قم‏، زائر، ۱۳۸۱

– سیره معصومان، سید محسن امین عاملى، مترجم على حجتى کرمانى‏، تهران، سروش، ۱۳۷۷ق.

– فرزندان ابو طالب (ترجمه مقاتل الطالبیین)،‏ ‏ابوالفرج اصفهانى، مترجم: جواد فاضل‏، تهران‏، کتابفروشى على اکبر علمى‏، ۱۳۳۹

– کامل بهایی، حسن بن علی طبرسی، مترجم و محقق: محمد شعاع فاخر، نجف، المکتبه الحیدریه، ۱۴۲۶ق.

– لواعج الاشجان، نویسنده محسن امین، محقق حسن امین، بیروت، دارالثقافه، ۱۹۹۶

– مقاتل الطالبیین،‏ ابوالفرج اصفهانى، ‏ بیروت‏، دار المعرفه، بی تا

– مقتل الحسین (علیه السّلام)، عبدالرزاق مقرم، بیروت، موسسه الخرسان للمطبوعات، ۱۴۲۶ق.

– مقتل الحسین خوارزمی، موفق بن احمد اخطب خوارزمی، محقق محمد سماوی، قم، انوار الهدی، ۱۳۸۱

– مناقب آل أبی طالب علیهم السلام (لابن شهرآشوب)، محمد بن على ابن شهر آشوب مازندرانى، ۴جلد، قم، علامه، چاپ: اول، ۱۳۷۹ ق.

– منتهى الآمال فى تواریخ النبى و الآل علیهم السلام (فارسی)، حاج شیخ عباس قمی، قم، دلیل، ۱۳۷۹ش.

– نفس المهموم‏، حاج شیخ عباس قمى، نجف، المکتبه الحیدریه‏، ‏۱۴۲۱ ق./ ۱۳۷۹ش.

– وقعه الطفّ، لوط بن یحیى ابو مخنف کوفى، ۱جلد، قم، جامعه مدرسین، چاپ: سوم، ۱۴۱۷ ق.

عون بن عبدالله و محمد بن عبدالله (رضوان الله علیهما) از شهدای کربلا

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن