اهل‌بیت (ع)شناخت اهل بیت و اصحاب (ع)

فضیلت تربت امام حسین (ع) (دعای تربت) (کامل الزیارات)

فضیلت تربت امام حسین (ع) (دعای تربت) (کامل الزیارات)

باب نود و یکم- شفاء بودن تربت قبر حضرت امام حسین علیه السّلام و مقدار مستحب بودن آن‏

حدیث اول

حَدَّثَنِی مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ الصَّفَّارِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ کَرَّامٍ عَنِ ابْنِ أَبِی یَعْفُورٍ قَالَ:

محمد بن الحسن از محمد بن الحسن الصفّار، از احمد بن محمّد بن عیسى، از حسن بن علىّ بن فضال، از کرام، از ابن ابى یعفور، وى مى‏ گوید: محضر حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام عرضه داشتم:

 قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع یَأْخُذُ الْإِنْسَانُ مِنْ طِینِ قَبْرِ الْحُسَیْنِ ع فَیَنْتَفِعُ بِهِ وَ یَأْخُذُ غَیْرُهُ فَلَا یَنْتَفِعُ بِهِ

آیا این طور است که شخص تربت قبر امام حسین علیه السّلام را وقتى اخذ نمود از آن انتقاع برده ولى تربت غیر آن حضرت را وقتى اخذ کرد نمى‏ تواند از آن نفع ببرد؟

فَقَالَ لَا وَ اللَّهِ الَّذِی لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ مَا یَأْخُذُهُ أَحَدٌ وَ هُوَ یَرَى أَنَّ اللَّهَ یَنْفَعُهُ بِهِ إِلَّا نَفَعَهُ اللَّهُ بِهِ.

حضرت فرمودند: نه این طور نیست که مجرّد اخذ نمودن تربت این اثر را داشته باشد، به خدائى که معبودى غیر از او وجود ندارد اخذ نمى‏ کند احدى تربت قبر آن حضرت را در حالى که معتقد است خداوند با آن نفع به او مى‏ رساند مگر آنکه حتما از آن منتفع مى ‏شود.

مترجم گوید:

آنچه از این حدیث استفاده مى‏ شود آن است که اثر تربت زمانى است که شخص معتقد به آن باشد و الّا صرف اخذ تربت بدون اعتقاد تاثیر البته مؤثر نمى‏ باشد.

حدیث دوم

حَدَّثَنِی مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِیهِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ الْبَرْقِیِّ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا قَالَ:

محمد بن عبد اللَّه، از پدرش از ابى عبد اللَّه برقى، از برخى اصحاب، وى گفت:

 دَفَعَتْ إِلَیَّ امْرَأَهٌ غَزْلًا فَقَالَتْ ادْفَعْهُ إِلَى حَجَبَهِ مَکَّهَ لِیُخَاطَ بِهِ کِسْوَهُ الْکَعْبَهِ

زنى پشم ریسیده ‏اى را به من داد و گفت آن را به پرده داران کعبه بده تا با آن براى کعبه پرده درست نمایند،

قَالَ فَکَرِهْتُ أَنْ أَدْفَعَهُ‏ إِلَى الْحَجَبَهِ وَ أَنَا أَعْرِفُهُمْ فَلَمَّا أَنْ صِرْنَا إِلَى الْمَدِینَهِ دَخَلْتُ عَلَى أَبِی جَعْفَرٍ ع فَقُلْتُ

وى گفت: چون پرده داران را مى‏ شناختم کراهت داشتم آن را به ایشان بدهم پس وقتى به مدینه رسیدم محضر مبارک حضرت ابى جعفر علیه السّلام رسیده به ایشان عرض کردم:

لَهُ جُعِلْتُ فِدَاکَ إِنَّ امْرَأَهً أَعْطَتْنِی غَزْلًا فَقَالَتْ ادْفَعْهُ بِمَکَّهَ لِیُخَاطَ بِهِ کِسْوَهُ الْکَعْبَهِ فَکَرِهْتُ أَنْ أَدْفَعَهُ إِلَى الْحَجَبَهِ

فدایت شوم زنى پشمى ریسیده به من داده و گفته که آن را به پرده داران کعبه دهم تا پرده‏ اى از آن براى کعبه درست کنند، من از دادن پشم به ایشان کراهت دارم تکلیف چیست؟

فَقَالَ اشْتَرِ بِهِ عَسَلًا وَ زَعْفَرَانَ [زَعْفَرَاناً] وَ خُذْ مِنْ طِینِ قَبْرِ الْحُسَیْنِ ع وَ اعْجِنْهُ بِمَاءِ السَّمَاءِ

حضرت فرمودند: با آن عسل و زعفران خریده و از قبر حسین علیه السّلام مقدارى تربت بردار و آن را با آب باران عجین نما

وَ اجْعَلْ فِیهِ مِنَ الْعَسَلِ وَ الزَّعْفَرَانِ وَ فَرِّقْهُ عَلَى الشِّیعَهِ لِیُدَاوُوا بِهِ مَرْضَاهُمْ.

و در آن عسل و زعفران را بریز و سپس معجون بدست آمده را بین شیعیان تقسیم نما تا با آن مریض ‏هاى خود را مداوا کنند.

حدیث سوم

وَ حَدَّثَنِی أَبِی عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ الْبَصْرِیِّ وَ لَقَبُهُ فَهْدٌ عَنْ بَعْضِ رِجَالِهِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:

پدرم از سعد بن عبد اللَّه، از محمّد بن عیسى، از محمّد بن اسماعیل بصرى که لقبش فهد مى‏باشد از برخى رجالش از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام نقل کرده که آن حضرت فرمودند:

طِینُ قَبْرِ الْحُسَیْنِ ع شِفَاءٌ مِنْ کُلِّ دَاءٍ..

تربت قبر حضرت امام حسین علیه السّلام شفاء هر دردى مى‏ باشد.

حدیث چهارم

وَ عَنْهُ عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سُلَیْمَانَ الْبَصْرِیِّ عَنْ أَبِیهِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:

و از پدرم، سعد بن عبد اللَّه، از احمد بن الحسین بن سعید، از پدرش، از محمد بن سلیمان بصرى، از پدرش، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام نقل شده که آن حضرت فرمودند

 فِی طِینِ قَبْرِ الْحُسَیْنِ ع الشِّفَاءُ مِنْ کُلِّ دَاءٍ وَ هُوَ الدَّوَاءُ الْأَکْبَرُ.

در تربت قبر امام حسین علیه السّلام شفاء هر دردى بوده و آن دواء اکبر مى ‏باشد.

حدیث پنجم

حَدَّثَنِی مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ شَیْخٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِی الصَّبَّاحِ الْکِنَانِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:

محمد بن جعفر، از محمّد بن الحسین، از بزرگى از اصحاب ما، از ابى الصبّاح کنانىّ، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام نقل کرده که آن حضرت فرمودند:

طِینُ قَبْرِ الْحُسَیْنِ ع فِیهِ شِفَاءٌ وَ إِنْ أُخِذَ عَلَى رَأْسِ مِیلٍ.

تربت قبر امام حسین علیه السّلام در آن شفاء بوده اگر چه به قدر سر میل (میلى که با آن سرمه مى‏ کشند) باشد.

حدیث ششم

وَ رُوِیَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:

از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام مروى است که فرمودند:

مَنْ أَصَابَتْهُ عِلَّهٌ فَبَدَأَ بِطِینِ قَبْرِ الْحُسَیْنِ ع شَفَاهُ اللَّهُ مِنْ تِلْکَ الْعِلَّهِ إِلَّا أَنْ تَکُونَ عِلَّهَ السَّامِ.

کسى که مرض و بیمارى بر او عارض شده اگر قبل از خوردن هر داروئى تربت قبر امام حسین علیه السّلام را بخورد خداوند منّان او را از آن مرض شفا مى‏ دهد مگر از مرگ.

حدیث هفتم

حَدَّثَنِی مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ الْحِمْیَرِیُّ عَنْ أَبِیهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ حَمَّادٍ الْبَصْرِیِّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ الْأَصَمِّ قَالَ حَدَّثَنَا مُدْلِجٌ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ:

محمد بن عبد اللَّه جعفر حمیرى، از پدرش، از علىّ بن محمد بن سالم، از محمّد بن خالد، از عبد اللَّه بن حمّاد بصرى، از عبد اللَّه بن عبد الرحمن الاصم، وى گفت: مدلج براى ما از محمّد بن مسلم حدیثى نقل کرد که وى گفت: 

خَرَجْتُ إِلَى الْمَدِینَهِ وَ أَنَا وَجِعٌ فَقِیلَ لَهُ مُحَمَّدُ بْنُ مُسْلِمٍ وَجِعٌ

من به مدینه رفتم در حالى که دردمند بودم محضر امام رساندند که محمد بن مسلم دردمند است،

فَأَرْسَلَ إِلَیَّ أَبُو جَعْفَرٍ ع شَرَاباً مَعَ غُلَامٍ مُغَطًّى بِمِنْدِیلٍ فَنَاوَلَنِیهِ الْغُلَامُ وَ قَالَ

حضرت ابو جعفر علیه السّلام شربتى برایم فرستادند آورنده غلامى بود که دستارى به سر بسته بود، بهر صورت غلام شربت را به من داد و گفت:

لِی اشْرَبْهُ فَإِنَّهُ قَدْ أَمَرَنِی أَنْ لَا أَبْرَحَ حَتَّى تَشْرَبَهُ فَتَنَاوَلْتُهُ فَإِذَا رَائِحَهُ الْمِسْکِ‏مِنْهُ

این را بیاشام زیرا حضرت به من امر فرموده ‏اند تا تو این را نیاشامیده ‏اى من از نزدت نروم، پس شربت را گرفتم، بوى مشک از آن مى‏ آمد،

وَ إِذَا بِشَرَابٍ طَیِّبِ الطَّعْمِ بَارِدٍ فَلَمَّا شَرِبْتُهُ قَالَ لِیَ الْغُلَامُ یَقُولُ لَکَ

شربتى پاکیزه، طعمى خنک داشت وقتى آن را نوشیدم، غلام به من گفت:

مَوْلَاکَ إِذَا شَرِبْتَهُ فَتَعَالَ فَفَکَّرْتُ فِیمَا قَالَ لِی وَ مَا أَقْدِرُ عَلَى النُّهُوضِ قَبْلَ ذَلِکَ عَلَى رِجْلِی

آقایت فرموده: وقتى شربت را خوردى به نزدش حاضر شو.من در این گفتار مى‏ اندیشدم که پیش از نوشیدن شربت قادر نبودم روى پاهایم  بایستم حال چطور حرکت کرده و به محضرش بروم،

فَلَمَّا اسْتَقَرَّ الشَّرَابُ فِی جَوْفِی فَکَأَنَّمَا نَشَطْتُ مِنْ عِقَالٍ فَأَتَیْتُ بَابَهُ فَاسْتَأْذَنْتُ عَلَیْهِ فَصَوَّتَ بِی صَحَّ الْجِسْمُ ادْخُلْ

 بهر صورت وقتى شربت در جوف من قرار گرفت گویا از بند رها شدم پس درب منزل حضرت آمده از آن جناب اذن خواستم، حضرت با صداى بلند فرمودند: جسمت بهبودى یافت داخل شو!

فَدَخَلْتُ عَلَیْهِ وَ أَنَا بَاکٍ فَسَلَّمْتُ عَلَیْهِ وَ قَبَّلْتُ یَدَهُ وَ رَأْسَهُ

پس داخل شده در حالى که مى‏ گریستم، سلام بر آن حضرت کرده و دست و سر آن سرور را مى ‏بوسیدم.

قَالَ لِی وَ مَا یُبْکِیکَ یَا مُحَمَّدُ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ أَبْکِی عَلَى اغْتِرَابِی وَ بُعْدِ الشُّقَّهِ وَ قِلَّهِ الْقُدْرَهِ عَلَى الْمُقَامِ عِنْدَکَ أَنْظُرُ إِلَیْکَ

حضرت به من فرمودند: اى محمّد، چرا گریه مى‏کنى؟ عرض کردم: فدایت شوم گریه‏ام بخاطر این چند چیز است: الف: غریبم. ب: از شما دور هستم.ج: قدرتم کم و ضعیف مى‏باشم د: قادر نیستم نزد شما رحل اقامت انداخته و به شما بنگرم.

فَقَالَ لِی أَمَّا قِلَّهُ الْقُدْرَهِ فَکَذَلِکَ جَعَلَ اللَّهُ أَوْلِیَاءَنَا وَ أَهْلَ مَوَدَّتِنَا وَ جَعَلَ الْبَلَاءَ إِلَیْهِمْ سَرِیعاً

حضرت فرمودند:امّا کم بودن قدرت، البته همین طور است، خداوند دوستان ما را این چنین قرار داده و سریعا بلاء را بر ایشان نازل مى‏ کند.

وَ أَمَّا مَا ذَکَرْتَ مِنَ الْغُرْبَهِ فَإِنَّ الْمُؤْمِنَ فِی هَذِهِ الدُّنْیَا غَرِیبٌ وَ فِی هَذَا الْخَلْقِ الْمَنْکُوسِ حَتَّى یَخْرُجَ مِنْ هَذِهِ الدَّارِ إِلَى رَحْمَهِ اللَّهِ

و امّا اینکه گفتى: غریب هستى، مؤمن در دنیا و بین این خلق نگونسار غریب مى‏باشد تا از این دار فانى به رحمت بارى منتقل شود.

وَ أَمَّا مَا ذَکَرْتَ مِنْ بُعْدِ الشُّقَّهِ فَلَکَ بِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع أُسْوَهٌ بِأَرْضٍ نَائِیَهٍ عَنَّا بِالْفُرَاتِ

و امّا اینکه گفتى مکانت دور است و از ما فاصله دارى، بر تو باد به پیروى نمودن از ابى عبد اللَّه علیه السّلام (منظور از ابى عبد اللَّه خود آن حضرت مى‏ باشد) زیرا ما نیز از زمینى که محبوب و مطلوبمان است (مراد کربلاء مى‏باشد) دور بوده و بواسطه فرات بین ما و آن زمین فاصله افتاده است.

وَ أَمَّا مَا ذَکَرْتَ مِنْ حُبِّکَ قُرْبَنَا وَ النَّظَرَ إِلَیْنَا وَ أَنَّکَ لَا تَقْدِرُ عَلَى ذَلِکَ فَاللَّهُ یَعْلَمُ مَا فِی قَلْبِکَ وَ جَزَاؤُکَ عَلَیْهِ

و امّا اینکه گفتى دوست دارى نزدیک ما بوده و بما نظر افکنى و بر این معنا قادر نیستى، خداوند متعال بر آنچه در قلب تو است آگاه بوده و تو را بر همان پاداش و جزا مى‏ دهد.

ثُمَّ قَالَ لِی هَلْ تَأْتِی قَبْرَ الْحُسَیْنِ ع قُلْتُ نَعَمْ عَلَى خَوْفٍ وَ وَجَلٍ

سپس حضرت به من فرمودند:آیا به زیارت قبر حسین علیه السّلام مى‏ روى؟ عرض کردم: بلى، منتهى با خوف و هراس.

فَقَالَ مَا کَانَ فِی هَذَا أَشَدَّ فَالثَّوَابُ فِیهِ عَلَى قَدْرِ الْخَوْفِ

حضرت فرمودند:هر چه در این زیارت شدت و سختى به بینى و خوف و هراس تو بیشتر باشد، ثواب و اجرت بهمان قدر افزون مى‏گردد،

وَ مَنْ خَافَ فِی إِتْیَانِهِ آمَنَ اللَّهُ رَوْعَتَهُ- (یَوْمَ یَقُومُ النَّاسُ لِرَبِّ الْعالَمِینَ)‏[۱]

و کسى که در زیارت آن حضرت خوف داشته و با این حال آن جناب را زیارت کند حق تعالى او را از وحشت روزى که مردم براى حساب در مقابل پروردگار عالمیان مى‏ایستند (یعنى روز قیامت) در امان نگه مى‏دارد

وَ انْصَرَفَ بِالْمَغْفِرَهِ وَ سَلَّمَتْ عَلَیْهِ الْمَلَائِکَهُ وَ زار [زَارَهُ‏] [وَ رَآهُ‏] النَّبِیُّ ص وَ مَا یَصْنَعُ

و این شخص از زیارت بر مى ‏گردد در حالى که حق تعالى گناهانش را آمرزیده و فرشتگان بر او درود و سلام مى‏ دهند و پیامبر اکرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم او و آنچه را بجا آورده دیده

وَ دَعَا لَهُ انْقَلَبَ بِنِعْمَهٍ مِنَ اللَّهِ وَ فَضْلٍ لَمْ یَمْسَسْهُ سُوءٌ وَ اتَّبَعَ رِضْوَانَ اللَّهِ

و برایش دعاء مى ‏فرمایند، و وى به نعمت و فضل خدا روى آورده و هیچ رنج و تعبى به او متوجه نشده و رضایت و خشنودى خدا را پى‏گیرى مى‏ نماید.

ثُمَّ قَالَ لِی کَیْفَ وَجَدْتَ الشَّرَابَ فَقُلْتُ أَشْهَدُ أَنَّکُمْ أَهْلُ بَیْتِ الرَّحْمَهِ وَ أَنَّکَ وَصِیُّ الْأَوْصِیَاءِ

سپس حضرت به من فرمودند:شربت را چگونه یافتى؟عرض کردم: شهادت مى‏دهم شما اهل بیت رحمت بوده و شما جانشین جانشینان پیامبر هستید

وَ لَقَدْ أَتَانِی الْغُلَامُ بِمَا بَعَثْتَهُ وَ مَا أَقْدِرُ عَلَى أَنْ أَسْتَقِلَّ عَلَى قَدَمَیَّ وَ لَقَدْ کُنْتُ آیِساً مِنْ نَفْسِی فَنَاوَلَنِی الشَّرَابَ

غلامى نزد من آمد و آنچه عنایت کرده بودید به من‏رساند، قبل از آن قادر نبودم مستقلا روى پا خود بایستم و از خود مایوس شده بودم، وى شربت را که به من داد

فَشَرِبْتُهُ فَمَا وَجَدْتُ مِثْلَ رِیحِهِ وَ لَا أَطْیَبَ مِنْ ذَوْقِهِ وَ لَا طَعْمِهِ وَ لَا أَبْرَدَ مِنْهُ

و من آن را نوشیدم بوئى به آن خوشى تا بحال استشمام نکرده و مزه‏اى تا بحال به آن پاکیزگى نچشیده و طعمى به آن مطبوعى تاکنون حس ننموده و بگواراتر از آن هرگز برنخورده بودم،

فَلَمَّاشَرِبْتُهُ قَالَ لِیَ الْغُلَامُ إِنَّهُ أَمَرَنِی أَنْ أَقُولَ لَکَ إِذَا شَرِبْتَهُ فَأَقْبِلْ إِلَیَّ

و هنگامى که آن را نوشیدم، غلام به من گفت:حضرت به من امر فرموده ‏اند به تو بگویم: وقتى نوشیدى نزد من بیا.

وَ قَدْ عَلِمْتُ شِدَّهَ مَا بِی فَقُلْتُ لَأَذْهَبَنَّ إِلَیْهِ وَ لَوْ ذَهَبَتْ نَفْسِی فَأَقْبَلْتُ إِلَیْکَ فَکَأَنِّی نَشِطْتُ مِنْ عِقَالٍ

من به وخامت حال و شدّت درد خود واقف بودم، لذا حدیث نفس نموده و به خود گفتم. حتما خدمتش مشرّف خواهم شد اگر چه جانم را از دست بدهم، پس به سوى شما روى آوردم ولى گویا از بند رها گشتم،

فَالْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَکُمُ رَحْمَهً لِشِیعَتِکُمْ وَ رَحْمَهً عَلَیَّ

پس حمد و سپاس خدائى را که شما را رحمت براى شیعیانتان و رحمت براى من نیز قرار داده است.

فَقَالَ یَا مُحَمَّدُ إِنَّ الشَّرَابَ الَّذِی شَرِبْتَهُ فِیهِ مِنْ طِینِ قَبْرِ الْحُسَیْنِ ع

حضرت فرمودند:اى محمّد، شربتى که نوشیدى در آن تربت قبر حسین علیه السّلام بود

وَ هُوَ أَفْضَلُ مَا اسْتُشْفِیَ بِهِ فَلَا تَعْدِلْ بِهِ فَإِنَّا نَسْقِیهِ صِبْیَانَنَا وَ نِسَاءَنَا فَنَرَى فِیهِ کُلَّ خَیْرٍ

و آن بهترین داروئى است که به منظور استشفاء مصرف مى‏ کنند و با آن هیچ دوائى را برابر و مساوى ندان، ما به اطفال و زنان خود آن را مى‏ خورانیم و در آن هر خیر و خوبى را دیده‏ ایم.

فَقُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاکَ إِنَّا لَنَأْخُذُ مِنْهُ وَ نَسْتَشْفِی بِهِ

خدمتش عرضه داشتم: فدایت شوم از آن برداشته و استشفاء به آن بجوئیم؟

فَقَالَ یَأْخُذُهُ الرَّجُلُ فَیُخْرِجُهُ مِنَ الْحَائِرِ وَ قَدْ أَظْهَرَهُ فَلَا یَمُرُّ بِأَحَدٍ مِنَ الْجِنِّ بِهِ عَاهَهٌ وَ لَا دَابَّهٍ- وَ لَا شَیْ‏ءٍ فِیهِ آفَهٌ إِلَّا شَمَّهُ فَتَذْهَبُ بَرَکَتُهُ فَیَصِیرُ بَرَکَتُهُ لِغَیْرِهِ

حضرت فرمودند: بسا شخصى آن را اخذ کرده و با خود از حائر بیرون مى‏ برد و بر دیگران اظهار نموده و مخفى نمى‏ کند پس مرور به جنّى مى‏ کند که در او مرض و بیمارى بوده یا به حیوان و موجودى که داراى آفت است مى‏ گذرد پس آن را مى‏بویند و برکتش زائل گشته و بدین ترتیب برکت آن براى غیر مصرف مى ‏شود

وَ هَذَا الَّذِی یُتَعَالَجُ بِهِ لَیْسَ هَکَذَا وَ لَوْ لَا مَا ذَکَرْتُ لَکَ مَا یُمْسَحُ بِهِ شَیْ‏ءٌ- وَ لَا شَرِبَ مِنْهُ شَیْ‏ءٌ إِلَّا أَفَاقَ مِنْ سَاعَتِهِ

امّا تربتى را که ما با آن دردها را معالجه مى ‏کنیم این طور نیست، و اگر دیگران نیز رعایت کنند و آنچه را که برایت گفتم منظور داشته و تربت مأخوذ را از مراى و منظر دیگران بر حذرداشته  و در معرض قرار ندهند مسلما با هیچ شیئى تماس پیدا نکرده و هیچ کسى از آن تناول ننموده مگر در همان ساعت از مرض و بیمارى که دارد افاقه پیدا مى کند،

وَ مَا هُوَ إِلَّا کَحَجَرِ الْأَسْوَدِ أَتَاهُ صَاحِبُ الْعَاهَاتِ وَ الْکُفْرِ وَ الْجَاهِلِیَّهِ وَ کَانَ لَا یَتَمَسَّحَ بِهِ أَحَدٌ إِلَّا أَفَاقَ

و سرگذشت این تربت نظیر سرگذشت حجر الاسود است که صاحب آفات و امراض و کفر و جاهلیّت با آن تماس پیدا مى‏ کردند و پس از تماس مرض و عیب و نقصى که داشتند برطرف مى ‏شد.

وَ کَانَ کَأَبْیَضِ یَاقُوتَهٍ فَاسْوَدَّ حَتَّى صَارَ إِلَى مَا رَأَیْتَ فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ وَ کَیْفَ أَصْنَعُ بِهِ

این سنگ در بدو امر همچون یاقوت سفید و شفافى بود که پس از این تماس‏ها و اصابت این اشیاء آلوده با آن رفته رفته رنگش تیره و سیاه شد و به این صورتى که اکنون مى ‏بینى درآمد. این تربت نیز به واسطه تماس با اشیاء آلوده و افراد ناصالح خاصیت و اثرش زائل گردد و آن تاثیرى را که باید داشته باشد ندارد لذا تو نمى‏توانى اثر مطلوب را از آن بهره بردارى کنى. محضر مبارکش عرض کردم: مگر بآن چه مى ‏کنم؟

فَقَالَ تَصْنَعُ بِهِ مَعَ إِظْهَارِکَ إِیَّاهُ مَا یَصْنَعُ غَیْرُکَ تَسْتَخِفَّ بِهِ فَتَطْرَحُهُ فِی خُرْجِکَ وَ فِی أَشْیَاءَ دَنِسَهٍ

حضرت فرمودند:وقتى آن را اظهار کرده و در معرض قرار دادى با آن همان عملى را کرده که دیگران مى‏کنند، یعنى آن را مورد استخفاف قرار داده و سبک مى‏شمارى از این رو بسا آن را در خورجین انداخته و در بین اشیاء آلوده مى‏گذارى

فَیَذْهَبُ مَا فِیهِ مِمَّا تُرِیدُهُ لَهُ فَقُلْتُ صَدَقْتَ جُعِلْتُ فِدَاکَ

 در نتیجه اثرى را که از آن انتظار دارى نخواهى دید و آن از تربت زائل گردیده. خدمتش عرضه داشتم: فدایت شوم واقع امر همین است و صحیح مى‏ فرمائید.

قَالَ لَیْسَ یَأْخُذُهُ أَحَدٌ إِلَّا وَ هُوَ جَاهِلٌ بِأَخْذِهِ وَ لَا یَکَادُ یَسْلَمُ بِالنَّاسِ فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ وَ کَیْفَ لِی أَنْ آخُذَهُ کَمَا تَأْخُذُهُ

سپس حضرت فرمودند: احدى آن را اخذ نکرده مگر آنکه جاهل است به کیفیّت اخذ و رعایت آداب آن لذا بر ایشان سالم نمى‏ ماند. محضرش عرض کردم: فدایت شوم چگونه آن را بردارم تا اخذ من نظیر اخذ شما باشد؟

فَقَالَ لِی أُعْطِیکَ مِنْهُ شَیْئاً فَقُلْتُ نَعَمْ- قَالَ إِذَا أَخَذْتَهُ فَکَیْفَ تَصْنَعُ بِهِ فَقُلْتُ أَذْهَبُ بِهِ مَعِی فَقَالَ فِی أَیِّ شَیْ‏ءٍ تَجْعَلُهُ فَقُلْتُ فِی ثِیَابِی

حضرت فرمودند: آیا مقدارى از آن را به تو بدهم؟ عرض کردم: بلى. فرمودند: وقتى از من گرفتى با آن چه مى ‏کنى؟ عرض کردم: با خود مى ‏برم. فرمودند: در چه چیز آن را قرار مى‏ دهى؟ عرض کردم: در لباس‏هاى خود آن را مى‏ گذارم.

قَالَ فَقَدْ رَجَعْتَ إِلَى مَا کُنْتَ تَصْنَعُ اشْرَبْ عِنْدَنَا مِنْهُ حَاجَتَکَ وَ لَا تَحْمِلْهُ- فَإِنَّهُ لَا یَسْلَمُ لَکَ

حضرت فرمودند: باز این عمل مثل عمل سابق شد و به آنچه قبلا رفتارى کردى برگشتى، این کار را مکن بلکه، وقتى آن را از من گرفتى تا نزد من هستى تناولش کن که حاجتت روا مى‏شود و هرگز با خودت حمل مکن زیرا در این صورت اثرى نداشته و برایت سالم نمى‏ ماند.

فَسَقَانِی مِنْهُ مَرَّتَیْنِ فَمَا أَعْلَمُ أَنِّی وَجَدْتُ شَیْئاً مِمَّا کُنْتُ أَجِدُ حَتَّى انْصَرَفْتُ.

سپس محمّد بن مسلم مى‏ گوید:حضرت از آن دو بار به من خورانیدند و پس از آن درد و الم و بیمارى که داشتم در خود نیافته و به کلّى برایم بهبودى حاصل شد و پس از آن به وطن خویش برگشتم.

حدیث هشتم

حَدَّثَنِی مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَیْنِ بْنِ مَتٍّ الْجَوْهَرِیُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ‏أَحْمَدَ بْنِ یَحْیَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ عَنِ الْخَیْبَرِیِّ عَنْ أَبِی وَلَّادٍ عَنْ أَبِی بَکْرٍ الْحَضْرَمِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:

محمد بن الحسین بن مت الجوهرى از محمد بن احمد بن یحیى، از محمد ابن الحسین، از محمد بن اسماعیل، از خیبریى، از ابى ولّاد از ابى بکر حضرمى، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام، حضرت فرمودند:

لَوْ أَنَّ مَرِیضاً مِنَ الْمُؤْمِنِینَ یَعْرِفُ حَقَّ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع

اگر مریضى از اهل ایمان که به حق حضرت ابى عبد اللَّه (حضرت سیّد الشهداء علیه السّلام) سلام اللَّه علیه آگاه و عارف است

وَ حُرْمَتَهُ وَ وَلَایَتَهُ أَخَذَ مِنْ طِینِ قَبْرِهِ مِثْلَ رَأْسِ أَنْمُلَهٍ کَانَ لَهُ دَوَاءً.

و به حرمت و ولایت آن جناب آشنا است از تربت قبرش به مقدار سر بند انگشت بردارد همان براى او دواء مى‏باشد.

باب نود و دوّم- تربت قبر حضرت امام حسین علیه السّلام شفاء و امان مى ‏باشند

حدیث اول

حَدَّثَنِی أَبِی وَ جَمَاعَهٌ ره عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ رَجُلٍ قَالَ:

پدرم و جماعتى رحمه اللَّه علیهم، از سعد بن عبد اللَّه، از محمّد بن عیسى از شخصى نقل کرده‏اند که وى گفت:

بَعَثَ إِلَیَّ أَبُو الْحَسَنِ الرِّضَا ع مِنْ خُرَاسَانَ ثِیَابَ رِزَمٍ وَ کَانَ بَیْنَ ذَلِکَ طِینٌ فَقُلْتُ لِلرَّسُولِ مَا هَذَا

حضرت ابو الحسن الرضا علیه السّلام از خراسان بقچه‏ اى برایم فرستادند که در بین آن تربتى بود، به آورنده بقچه گفتم این تربت چیست؟

قَالَ طِینُ قَبْرِ الْحُسَیْنِ ع مَا کَانَ یُوَجِّهُ شَیْئاً مِنَ الثِّیَابِ وَ لَا غَیْرِهِ إِلَّا وَ یَجْعَلُ فِیهِ الطِّینَ وَ کَانَ یَقُولُ هُوَ أَمَانٌ بِإِذْنِ اللَّهِ.

 گفت: تربت قبر حضرت امام حسین علیه السّلام است، حضرت ابو الحسن الرضا علیه السّلام جامه یا غیر آن را وقتى به جایى مى ‏فرستند حتما همراه آن تربت سیّد الشهداء علیه السّلام را قرار داده و مى‏ فرمایند: این تربت به اذن خدا امان و موجب حفظ مال مى ‏باشد.

حدیث دوم

حَدَّثَنِی مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرٍ الرَّزَّازُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ بْنِ أَبِی الْخَطَّابِ عَنْ مُوسَى بْنِ سَعْدَانَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْقَاسِمِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ أَبِی الْعَلَاءِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ‏

محمّد بن جعفر رزّاز از محمّد بن الحسین بن ابى الخطّاب، از موسى بن سعدان، از عبد اللَّه بن القاسم، از حسین بن ابى العلاء، وى مى ‏گوید: از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام شنیدم که مى ‏فرمودند:

حَنِّکُوا أَوْلَادَکُمْ بِتُرْبَهِ الْحُسَیْنِ ع فَإِنَّهُ أَمَانٌ.

فرزندانتان را با تربت حسین علیه السّلام تحنیک کنید (یعنى تربت را به سقف دهانشان بمالید) زیرا تربت موجب امان و حفظ آنها است.

حدیث سوم

حَدَّثَنِی أَبِی ره عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَیُّوبَ بْنِ نُوحٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِیرَهِ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو الْیَسَعِ قَالَ:

پدرم رحمه اللَّه علیه از سعد بن عبد اللَّه، از ایوب بن نوح، از عبد اللَّه بن مغیره نقل کرده که وى گفت: ابو السیع براى ما، حدیثى نقل کرد و گفت:

سَأَلَ رَجُلٌ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع وَ أَنَا أَسْمَعُ قَالَ آخُذُ مِنْ طِینِ قَبْرِ الْحُسَیْنِ یَکُونُ عِنْدِی أَطْلُبُ بَرَکَتَهُ قَالَ لَا بَأْسَ بِذَلِکَ.

شخصى از حضرت ابا عبد اللَّه علیه السّلام سؤال کرد و من مى ‏شنیدم، وى پرسید: آیا از تربت قبر امام حسین علیه السّلام بردارم و با آن طلب برکت کنم؟ حضرت فرمودند: هیچ باکى نیست.

حدیث چهارم

وَ عَنْهُ عَنْ سَعْدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ مُوسَى الْوَرَّاقِ عَنْ یُونُسَ عَنْ عِیسَى بْنِ سُلَیْمَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ زِیَادٍ عَنْ عَمَّتِهِ قُلْتُ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ‏

از پدرم، از سعد، از احمد بن محمّد بن عیسى از عبّاس بن موسى ورّاق، از یونس، از عیسى بن سلیمان از محمّد بن زیاد، از عمّه‏اش منقول است که وى گفت:از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام شنیدم که مى‏فرمودند:

 إِنَّ فِی طِینِ‏الْحَائِرِ الَّذِی فِیهِ الْحُسَیْنُ ع شِفَاءً مِنْ کُلِّ دَاءٍ وَ أَمَاناً مِنْ کُلِّ خَوْفٍ.

تربت حائرى که حضرت امام حسین علیه السّلام در آن هستند شفاء از هر دردى بوده و امان است از هر خوف و هراسى.

حدیث پنجم

وَ حَدَّثَنِی أَبِی ره عَنْ أَحْمَدَ بْنِ إِدْرِیسَ وَ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَى عَنِ الْعَمْرَکِیِّ بْنِ عَلِیٍّ الْبُوفَکِیِّ عَنْ یَحْیَى وَ کَانَ فِی خِدْمَهِ أَبِی جَعْفَرٍ الثَّانِی عَنْ عِیسَى بْنِ سُلَیْمَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مَارِدٍ عَنْ عَمَّتِهِ قَالَتْ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ

پدرم رحمه اللَّه علیه، از احمد بن ادریس، و محمّد بن یحیى، از عمرکى بن على بوفکى، از یحیى که در خدمت ابى جعفر ثانى بود، از عیسى بن سلیمان، از محمّد بن مارد، از عمّه‏اش روى گفت: از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام شنیدم که مى‏فرمودند:

 إِنَّ فِی طِینِ الْحَائِرِ الَّذِی فِیهِ الْحُسَیْنُ ع شِفَاءً مِنْ کُلِّ دَاءٍ وَ أَمَاناً مِنْ کُلِّ خَوْفٍ.

بطور قطع و حتم در تربت حائرى که در آن حضرت امام حسین علیه السّلام مى‏باشد شفاء است از هر دردى و امان است از هر خوف و هراسى.

حدیث ششم

حَدَّثَنِی مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ عَنِ الْخَیْبَرِیِّ عَنْ أَبِی وَلَّادٍ عَنْ أَبِی بَکْرٍ الْحَضْرَمِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:

محمّد بن جعفر، از محمّد بن الحسین، از محمّد بن اسماعیل، از خیبرى، از ابى ولّاد، از ابى بکر حضرمى، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام، حضرت فرمودند:

لَوْ أَنَّ مَرِیضاً مِنَ الْمُؤْمِنِینَ یَعْرِفُ حَقَّ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ وَ حُرْمَتَهُ وَ وَلَایَتَهُ

اگر مریضى از اهل ایمان که به حق حضرت ابى عبد اللَّه الحسین علیه السّلام عارف و آگاه بوده و با حرمت و ولایتش آشنا است.

أُخِذَ لَهُ مِنْ طِینِ قَبْرِهِ عَلَى رَأْسِ مِیلٍ کَانَ لَهُ دَوَاءً وَ شِفَاءً.

از تربت قبر حضرتش به مقدار سر میل (میل کحّالى یا میل جرّاحى) بردارد و همان برایش دواء و شفاء مى‏ باشد.

باب نود و سوّم- مکان و کیفیّت اخذ تربت قبر حضرت امام حسین علیه السّلام‏

حدیث اول

حَدَّثَنِی أَبِی ره عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ یَعْقُوبَ بْنِ یَزِیدَ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ یُونُسَ بْنِ رَفِیعٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:

پدرم رحمه اللَّه علیه، از سعد بن عبد اللَّه، از یعقوب بن یزید، از حسن بن علىّ، از یونس بن ربیع، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام، حضرت فرمودند:

إِنَّ عِنْدَ رَأْسِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ ع لَتُرْبَهً حَمْرَاءَ فِیهَا شِفَاءٌ مِنْ کُلِّ دَاءٍ إِلَّا السَّامَ قَالَ فَأَتَیْتُ الْقَبْرَ

نزد سر مبارک حسین بن على علیهما السّلام تربت قرمزى است که در آن شفاء هر دردى غیر از مرگ مى‏ باشد یونس بن ربیع مى‏ گوید:

بَعْدَ مَا سَمِعْنَا هَذَا الْحَدِیثَ فَاحْتَفَرْنَا عِنْدَ رَأْسِ الْقَبْرِ فَلَمَّا حَفَرْنَا قَدْرَ ذِرَاعٍ انْحَدَرَتْ عَلَیْنَا مِنْ رَأْسِ الْقَبْرِ مِثْلُ السَّهْلَهِ حَمْرَاءَ قَدْرَ دِرْهَمٍ

بعد از اینکه، این حدیث را شنیدم نزد قبر حاضر شده و طرف سر قبر را حفر کردیم و چون به قدر یک ذراع کندیم از راس قبر خاک ‏هائى مثل ریگ‏ هاى ریزى که آب آنها را با خود مى ‏آورد بر ما ریخت، رنگ آنها قرمز و اندازه‏ شان قدر یک درهم بود،

فَحَمَلْنَاهُ إِلَى الْکُوفَهِ فَمَزَجْنَاهُ وَ خَبَیْنَاهُ فَأَقْبَلْنَا نُعْطِی النَّاسَ یَتَدَاوَوْنَ بِهِ.

 آنها را با خود به کوفه آورده پس ممزوج و عجینشان کرده و پنهانشان نمودیم و بعد به تدریج از آن به مردم مى‏ داده تا با آن مریض‏ هاى خود را مداوا کنند.

حدیث دوم

حَدَّثَنِی أَبِی ره وَ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ وَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ عَنْ سَعْدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ رِزْقِ اللَّهِ بْنِ الْعَلَاءِ عَنْ سُلَیْمَانَ بْنِ عَمْرٍو السَّرَّاجِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ‏ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:

پدرم و محمد بن الحسن و على بن الحسین، از سعد، از احمد بن محمد بن عیسى، از رزق اللَّه بن علاء، از سلیمان بن عمرو سرّاج، از برخى اصحابمان، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام، حضرت فرمودند:

یُؤْخَذُ طِینُ قَبْرِ الْحُسَیْنِ ع مِنْ عِنْدِ الْقَبْرِ عَلَى قَدْرِ سَبْعِینَ بَاعاً.

تربت قبر حسین علیه السّلام را از نزدیک قبر تا فاصله هفتاد باع اخذ مى‏ کنند.

مترجم گوید:«باع» عبارت است از فاصله بین سر انگشت دست راست و سر انگشت دست چپ زمانى که دو دست را افقى به طرفین باز کنند.

حدیث سوم

حَدَّثَنِی عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ إِسْحَاقَ النَّهَاوَنْدِیِّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ حَمَّادٍ الْأَنْصَارِیِّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:

على بن الحسین، از على بن ابراهیم، از ابراهیم بن اسحاق نهاوندى، از عبد اللَّه بن حمّاد انصارى، از عبد اللَّه بن سنان، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام، آن حضرت فرمودند:

إِذَا تَنَاوَلَ أَحَدُکُمْ مِنْ طِینِ قَبْرِ الْحُسَیْنِ ع فَلْیَقُلْ

هر گاه کسى از شما تربت قبر حسین علیه السّلام را تناول کرد بگوید:

اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِحَقِّ الْمَلَکِ الَّذِی تَنَاوَلَهُ- وَ الرَّسُولِ الَّذِی بَوَّأَهُ وَ الْوَصِیِّ الَّذِی ضُمِّنَ فِیهِ أَنْ تَجْعَلَهُ شِفَاءً مِنْ کُلِّ دَاءٍ 

بار خدایا از تو سؤال مى ‏کنم به حق فرشته‏ اى که آن را اخذ نموده و رسولى که آن را جاى داده و وصىّ که در آن پنهان شده آن را شفاء از هر دردى قرار بده

کَذَا وَ کَذَا وَ یُسَمِّی ذَلِکَ الدَّاءَ.

(نام دردهاى مورد نظر را ببرند).

حدیث چهارم

حَدَّثَنِی حَکِیمُ بْنُ دَاوُدَ عَنْ سَلَمَهَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الرَّیَّانِ بْنِ الصَّلْتِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ أَسَدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مَصْقَلَهَ عَنْ عَمِّهِ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ الْمَوْصِلِیِّ أَنَّ أَبَا جَعْفَرٍ ع قَالَ:

حکیم بن داود، از سلمه، از على بن ریّان بن صلت، از حسین بن اسد، از احمد بن مصقله، از عمویش، از ابى جعفر موصلى، وى گفت: حضرت ابو جعفر علیه السّلام فرمودند:

 إِذَا أَخَذْتَ طِینَ قَبْرِ الْحُسَیْنِ فَقُلْ اللَّهُمَّ بِحَقِّ هَذِهِ التُّرْبَهِ وَ بِحَقِّ الْمَلَکِ الْمُوَکَّلِ بِهَا

هر گاه تربت قبر حسین علیه السّلام را اخذ کردى بگو:خدایا به حق این تربت و بحق فرشته ‏اى که موکّل بر آن است،

وَ الْمَلَکِ الَّذِی کَرَبَهَا وَ بِحَقِّ الْوَصِیِّ الَّذِی هُوَ فِیهَا صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ

و به حق فرشته‏اى که آن را حفر نموده و به حق وصیّ که در درون آن است، درود بفرست بر محمّد و آل محمّد

وَ اجْعَلْ هَذَا الطِّینَ شِفَاءً مِنْ کُلِّ دَاءٍ وَ أَمَاناً مِنْ کُلِّ خَوْفٍ

و قرار بده این تربت را شفاء از هر دردى و امان از هر خوف و هراسى.

فَإِنْ فَعَلَ ذَلِکَ کَانَ حَتْماً شِفَاءً مِنْ کُلِّ دَاءٍ وَ أَمَاناً مِنْ کُلِّ خَوْفٍ.

سپس حضرت فرمودند:اگر شخصى چنین کند حتما تربت شفاء از هر دردى خواهد بود و از هر خوفى امان برایش مى‏باشد.

حدیث پنجم

حَدَّثَنِی مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ مَهْزِیَارَ عَنْ جَدِّهِ عَلِیِّ بْنِ مَهْزِیَارَ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ الْأَصَمِّ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو عَمْرٍو شَیْخٌ مِنْ أَهْلِ الْکُوفَهِ عَنْ أَبِی حَمْزَهَ الثُّمَالِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:

محمد بن الحسن بن علىّ بن مهزیار، از پدرش، از جدّش على بن مهزیار، از حسن بن سعید، از عبد اللَّه بن عبد الرّحمن اصمّ، وى مى‏گوید:ابو عمرو که شیخى از اهل کوفه بود براى ما حدیث گفت، وى از ابو حمزه ثمالى و او از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام نقل کرده، وى گفت: 

کُنْتُ بِمَکَّهَ وَ ذَکَرَ فِی حَدِیثِهِ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ إِنِّی رَأَیْتُ أَصْحَابَنَا یَأْخُذُونَ مِنْ طِینِ الْحَائِرِ لَیَسْتَشْفُونَ [یَسْتَشْفُون‏] بِهِ

من در مکّه بودم (… در اثناء حدیثش گفت): فدایت شوم مى‏ بینم اصحابمان را که تربت حائر را براى استشفاء اخذ مى‏ کنند،

هَلْ فِی ذَلِکَ شَیْ‏ءٌ مِمَّا یَقُولُونَ مِنَ الشِّفَاءِ قَالَ قَالَ یُسْتَشْفَى بِمَا بَیْنَهُ وَ بَیْنَ الْقَبْرِ عَلَى رَأْسِ أَرْبَعَهِ أَمْیَالٍ

 آیا اینکه مى‏ گویند در این تربت شفاء هست درست است؟ وى گفت: امام علیه السّلام فرمودند: استشفاء مى‏ جویند به تربتى که از قبر تا رأس چهار میلى قرار گرفته و شفاءحاصل مى‏ شود

وَ کَذَلِکَ قَبْرُ جَدِّی رَسُولِ اللَّهِ ص‏وَ کَذَلِکَ طِینُ قَبْرِ الْحَسَنِ وَ عَلِیٍّ وَ مُحَمَّدٍ

و همچنین است قبر جدّم رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم و نیز همین طور است تربت قبر حضرات امام حسن و على بن الحسین و محمّد بن على علیهم السّلام،

فَخُذْ مِنْهَا فَإِنَّهَا شِفَاءٌ مِنْ کُلِّ سُقْمٍ وَ جُنَّهٌ مِمَّا تَخَافُ وَ لَا یَعْدِلُهَا شَیْ‏ءٌ مِنَ الْأَشْیَاءِ الَّتِی یُسْتَشْفَى بِهَا إِلَّا الدُّعَاءُ

 پس از تربت این قبور مطهّره اخذ کن که شفاء است براى هر دردى و حافظ است از آنچه خوف و هراسى دارى و هیچ داروئى معادل آن نبوده مگر دعاء.

وَ إِنَّمَا یُفْسِدُهَا مَا یُخَالِطُهَا مِنْ أَوْعِیَتِهَا وَ قِلَّهُ الْیَقِینِ لِمَنْ یُعَالِجُ بِهَا

و باید توجّه داشت اگر فسادى در این تربت دیده مى ‏شود و احیانا تاثیرى ندارد این فساد ناشى از سه چیز است: الف: آنچه با آنها مخلوط مى‏ گردد (مراد ظروفى است که تربت‏ ها را در آنها مى‏ ریزند)

فَأَمَّا مَنْ أَیْقَنَ أَنَّهَا لَهُ شِفَاءٌ إِذَا یُعَالِجُ بِهَا کَفَتْهُ بِإِذْنِ اللَّهِ مِنْ غَیْرِهَا مِمَّا یُعَالَجُ بِهِ

ب: کسانى که با این تربت استشفاء مى‏ جویند اعتقاد و یقینشان به حصول شفاء اندک مى ‏باشد. ولى آنان که یقین کامل دارند که در صورت معالجه با آن شفاء بر ایشان حاصل مى ‏شود و آن را بکار بردند به اذن خدا معالجه شده و این تربت آنها را از داروهاى دیگر مستغنى مى‏ نماید.

وَ یُفْسِدُهَا الشَّیَاطِینُ وَ الْجِنُّ مِنْ أَهْلِ الْکُفْرِ مِنْهُمْ یَتَمَسَّحُونَ بِهَا وَ مَا تَمُرُّ بِشَیْ‏ءٍ إِلَّا شَمَّهَا

ج: شیاطین و جن‏ هائى هستند از اهل کفر که تربت را مسح نموده و بدین ترتیب آن را فاسد مى ‏کنند این موجودات به چیزى مرور نکرده مگر آنکه آن را مى‏ بویند و بواسطه استشمام اثر تربت را مى ‏برند.

وَ أَمَّا الشَّیَاطِینُ وَ کُفَّارُ الْجِنِّ فَإِنَّهُمْ یَحْسُدُونَ بَنِی آدَمَ عَلَیْهَا فَیَتَمَسَّحُونَ بِهَا لِیَذْهَبَ عَامَّهُ طِیبِهَا

شیاطین و جن‏ هاى اهل کفر بر بنى آدم حسد برده و این تربت را مسح نموده و بوى آن را از بین مى ‏برند و اساسا تربت از حائر خارج نمى ‏شود

وَ لَا یُخْرَجُ الطِّینُ مِنَ الْحَائِرِ إِلَّا وَ قَدِ اسْتَعَدَّ لَهُ مَا لَا یُحْصَى مِنْهُمْ وَ أَنَّهُ لَفِی یَدِ صَاحِبِهَا وَ هُمْ یَتَمَسَّحُونَ بِهَا

 مگر آنکه جماعتى از این شیاطین و جن‏ها که تعدادشان قابل احصاء نیست آماده‏ اند براى اینکه تربت را اگر چه در دست صاحبش هست مسح نموده و اثرش را زائل کنند

وَ لَا یَقْدِرُونَ مَعَ الْمَلَائِکَهِ أَنْ یَدْخُلُوا الْحَائِرَ وَ لَوْ کَانَ مِنَ التُّرْبَهِ شَیْ‏ءٌ یَسْلَمُ مَا عُولِجَ بِهِ أَحَدٌ إِلَّا بَرَأَ مِنْ سَاعَتِهِ

و اینکه بیرون حائر هستند و نمى ‏توانند به درون آن نفوذ کنند بخاطر وجود فرشتگان در حائر مى ‏باشد. و اگر تربتى سالم بوده و از تماس شیاطین و جن‏ها در امان مانده باشد مسلما احدى با آن معالجه نکرده مگر آنکه در ساعت بهبودى برایش حاصل مى‏ شود،

فَإِذَا أَخَذْتَهَا فَاکْتُمْهَا وَ أَکْثِرْ عَلَیْهَا مِنْ ذِکْرِ اللَّهِ تَعَالَى

 بنا بر این اگر مى‏ خواهى تربت سالم بماند وقتى اخذش نمودى پنهانش کن و زیاد اسم خداوند متعال را بر آن بخوان و بدم.

وَ قَدْ بَلَغَنِی أَنَّ بَعْضَ مَنْ یَأْخُذُ مِنَ التُّرْبَهِ شَیْئاً یَسْتَخِفُّ بِهِ

خبر رسیده که برخى از کسانى که تربت را اخذ نموده ‏اند آن را مورد استحفاف قرار داده

حَتَّى إِنَّ بَعْضَهُمْ لَیَطْرَحُهَا فِی مِخْلَاهِ الْبَغْلِ وَ الْحِمَارِ وَ فِی وِعَاءِ الطَّعَامِ

حتى پاره اى از ایشان آن را در توبره و علف‏دان شتر و قاطر و درازگوش یا در ظرف طعام انداخته

وَ مَا یُمْسَحُ بِهِ الْأَیْدِی مِنَ الطَّعَامِ وَ الْخُرْجِ وَ الْجُوَالِقِ فَکَیْفَ یَسْتَشْفِی بِهِ مَنْ هَذَا حَالُهُ عِنْدَهُ

 و یا با دست‏ هاى آلوده به طعام و غذا آن را مسح نموده و یا آن را در خورجین مى‏نهند و با این حال چگونه با آن شفاء حاصل شود؟!

وَ لَکِنَّ الْقَلْبَ الَّذِی لَیْسَ فِیهِ یَقِینٌ مِنَ الْمُسْتَخِفِّ بِمَا فِیهِ صَلَاحُهُ یُفْسِدُ عَلَیْهِ عَمَلَهُ.

چنانچه قلبى که در آن یقین و اعتقاد به تاثیر تربت نیست و صاحبش به آنچه مصلحت و صلاح خودش در آن است استحفاف مى‏ ورزد اثر و عمل تربت را قطعا فاسد مى‏ نماید.

حدیث ششم

حَدَّثَنِی مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ الصَّفَّارِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ رِزْقِ اللَّهِ بْنِ الْعَلَاءِ عَنْ سُلَیْمَانَ بْنِ عَمْرٍو السَّرَّاجِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:

محمد بن الحسن، از محمد بن الحسن الصفّار، از احمد بن محمّد بن عیسى، از رزق اللَّه بن العلاء، از سلیمان بن عمرو سرّاج از برخى اصحابمان، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام، حضرت فرمودند:

یُؤْخَذُ طِینُ قَبْرِ الْحُسَیْنِ ع مِنْ عِنْدِ الْقَبْرِ عَلَى سَبْعِینَ بَاعاً فِی سَبْعِینَ بَاعاً.

تربت قبر حسین علیه السّلام را از اطراف قبر به مساحت هفتاد باع در هفتاد باع مى‏ توان اخذ نمود.

حدیث هفتم

حَدَّثَنِی مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ رَفَعَهُ قَالَ قَالَ:

محمّد بن یعقوب، از علىّ بن محمّد، وى حدیث را بطور مرفوعه نقل کرده و گفته است:

 الْخَتْمُ‏عَلَى طِینِ قَبْرِ الْحُسَیْنِ ع أَنْ یُقْرَأَ عَلَیْهِ إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِی لَیْلَهِ الْقَدْرِ.

ختم بر تربت قبر حسین علیه السّلام و متمّم فائده آن این است که سوره‏ إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَهِ الْقَدْرِ[۲] را بر آن خوانده و به آن بدمند.

حدیث هشتم

وَ رُوِیَ

مروى است‏

 إِذَا أَخَذْتَهُ فَقُلْ

هر گاه تربت را اخذ نمودید بگوئید:

اللَّهُمَّ بِحَقِّ هَذِهِ التُّرْبَهِ الطَّاهِرَهِ وَ بِحَقِّ الْبُقْعَهِ الطَّیِّبَهِ وَ بِحَقِّ الْوَصِیِّ الَّذِی تُوَارِیهِ

خدایا، بحقّ این تربت پاک و به حق این بقعه پاکیزه و به حق وصىّ که این تربت پنهانش نموده 

وَ بِحَقِّ جَدِّهِ وَ أَبِیهِ وَ أُمِّهِ وَ أَخِیهِ وَ الْمَلَائِکَهِ الَّذِینَ یَحُفُّونَ بِهِ

و به حق جدّ و پدرش، و مادر و برادرش، و فرشتگانى که دورش طواف مى‏ کنند 

وَ الْمَلَائِکَهِ الْعُکُوفِ عَلَى قَبْرِ وَلِیِّکَ یَنْتَظِرُونَ نَصْرَهُ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِمْ أَجْمَعِینَ 

و به حق فرشتگانى که بر سر قبر ولىّ تو درنگ و توقف نموده و انتظار کمکش را مى ‏کشند صلوات اللَّه علیهم اجمعین.

وَ اجْعَلْ لِی فِیهِ شِفَاءً مِنْ کُلِّ دَاءٍ وَ أَمَاناً مِنْ کُلِّ خَوْفٍ وَ غِنًى مِنْ کُلِّ فَقْرٍ

 براى من در این تربت شفاء از هر دردى و امان از هر خوف و هراسى و بى‏ نیازى از هر فقرى 

وَ عِزّاً مِنْ کُلِّ ذُلٍّ وَ أَوْسِعْ بِهِ عَلَیَّ فِی رِزْقِی وَ أَصِحَّ بِهِ جِسْمِی.

و عزّت از هر ذلّتى را قرار بده و به واسطه اش روزى را بر من فراخ و واسع نما، و جسمم را به سببش صحیح و سالم گردان.

حدیث نهم

حَدَّثَنِی مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ الْحِمْیَرِیُّ عَنْ أَبِیهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ حَمَّادٍ الْبَصْرِیِّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ الْأَصَمِّ عَنْ رَجُلٍ مِنْ أَهْلِ الْکُوفَهِ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع‏

محمد بن عبد اللَّه بن جعفر حمیرى از پدرش، از على بن محمد بن سالم، از محمد بن خالد، از عبد اللَّه بن حماد بصرى از عبد اللَّه بن عبد الرحمن اصم، از مردى از اهل کوفه، وى گفت: حضرت ابو عبد اللَّه علیه السّلام فرمودند:

حَرِیمُ قَبْرِ الْحُسَیْنِ ع فَرْسَخٌ فِی فَرْسَخٍ فِی فَرْسَخٍ فِی فَرْسَخٍ.

حریم قبر حسین علیه السّلام از چهار جانب محوطه ‏اى است به مساحت یک فرسخ در یک فرسخ یعنى مربعى که هر ضلعش یک فرسخ مى‏ باشد.

حدیث دهم

حَدَّثَنِی جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ إِبْرَاهِیمَ الْمُوسَوِیُّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ [عُبَیْدِ اللَّهِ‏] بْنِ نَهِیکٍ عَنْ سَعْدِ بْنِ صَالِحٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی الْمُغِیرَهِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا قَالَ:

جعفر بن محمد بن ابراهیم موسوى، از عبید اللَّه بن نهیک، از سعد بن صالح، از حسن بن على بن ابى المغیره، از برخى اصحابمان، وى گفت:

قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع إِنِّی رَجُلٌ کَثِیرُ الْعِلَلِ وَ الْأَمْرَاضِ وَ مَا تَرَکْتُ دَوَاءً إِلَّا وَ قَدْ تَدَاوَیْتُ بِهِ

محضر مبارک ابى عبد اللَّه علیه السّلام عرضه داشتم: من مردى هستم مبتلا به بیمارى‏ هاى فراوان و هیچ دوائى نیست مگر آن را مصرف کرده و به منظور مداوا خورده ‏ام ولى بهبودى برایم حاصل نشده چه باید بکنم؟

فَقَالَ لِی فَأَیْنَ أَنْتَ عَنْ تُرْبَهِ الْحُسَیْنِ ع فَإِنَّ فِیهَا الشِّفَاءَ مِنْ کُلِّ دَاءٍ وَ الْأَمْنَ مِنْ کُلِّ خَوْفٍ وَ قُلْ إِذَا أَخَذْتَهُ

حضرت به من فرمودند: کجائى، و چرا از تربت حسین علیه السّلام غافل هستى، در آن شفاء از هر دردى بوده‏ و امن است از هر خوف و هراسى، البته وقتى آن را اخذ مى‏ کنى بگو:

اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِحَقِّ هَذِهِ الطِّینَهِ وَ بِحَقِّ الْمَلَکِ الَّذِی أَخَذَهَا وَ بِحَقِّ النَّبِیِّ الَّذِی قَبَضَهَا

خدایا از تو مى‏ خواهم به حق این تربت و به حق فرشته ‏اى که آن را اخذ نموده و به حق پیامبرى که آن را قبض کرده 

وَ بِحَقِّ الْوَصِیِّ الَّذِی حَلَّ فِیهَا صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَیْتِهِ

و به حق وصىّ که در آن حلول نموده، درود فرست بر محمد و اهل بیتش 

وَ اجْعَلْ لِی فِیهَا شِفَاءً مِنْ کُلِّ دَاءٍ وَ أَمَاناً مِنْ کُلِّ خَوْفٍ

و قرار بده براى من در آن شفاء از هر دردى و امان از هر خوف و هراسى.

قَالَ ثُمَّ قَالَ إِنَّ الْمَلَکَ الَّذِی أَخَذَهَا جَبْرَائِیلُ وَ أَرَاهَا النَّبِیَّ ص فَقَالَ

راوى مى‏ گوید: سپس حضرت فرمودند: فرشته‏ اى که تربت را اخذ کرد جبرئیل علیه السّلام بود و آن را به پیامبر اکرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم نشان داده و گفت:

هَذِهِ تُرْبَهُ ابْنِکَ هَذَا تَقْتُلُهُ أُمَّتُکَ مِنْ بَعْدِکَ وَ النَّبِیُّ الَّذِی قَبَضَهَا فَهُوَ مُحَمَّدٌ ص

این تربت فرزندت حسین است، بعد از تو امّتت او را مى‏ کشند. و پیامبرى که آن را قبض نمود وجود مبارک حضرت محمّد صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم مى ‏باشد.

وَ أَمَّا الْوَصِیُّ الَّذِی حَلَّ فِیهَا فَهُوَ الْحُسَیْنُ بْنُ عَلِیٍّ سَیِّدُ الشُّهَدَاءِ

و اما وصیى که در آن حلول کرده عبارت است از حضرت حسین بن على علیهما السّلام که سرور و آقاى شهداء است.

قُلْتُ قَدْ عَرَفْتُ الشِّفَاءَ مِنْ کُلِّ دَاءٍ فَکَیْفَ [فَمَا] الْأَمَانُ مِنْ کُلِّ خَوْفٍ

 محضر مبارکش عرض کردم: شفاء از هر درد را دانستم اما چگونه امان از هر خوف و هراسى است؟

قَالَ إِذَا خِفْتَ سُلْطَاناً أَوْ غَیْرَ ذَلِکَ فَلَا تَخْرُجْ مِنْ مَنْزِلِکَ إِلَّا وَ مَعَکَ مِنْ طِینِ قَبْرِ الْحُسَیْنِ ع وَ قُلْ إِذَا أَخَذْتَهُ

حضرت فرمودند: هر گاه از سلطانى خوف داشتى یا خوفى دیگر در تو پیدا شد از منزلت بیرون میا مگر آنکه با تو از تربت قبر حسین علیه السّلام باشد و هنگامى که مى‏ خواهى آن را اخذ کرده و بردارى بگو:

اللَّهُمَّ إِنَّ هَذِهِ طِینَهُ قَبْرِ الْحُسَیْنِ وَلِیِّکَ وَ ابْنِ وَلِیِّکَ اتَّخَذْتُهَا حِرْزاً لِمَا أَخَافُ وَ لِمَا لَا أَخَافُ فَإِنَّهُ قَدْ یَرِدُ عَلَیْکَ مَا لَا تَخَافُ

خدایا این تربت قبر حسین ولى و فرزند ولى تو است، آن را به منظور حفظ از آنچه خوف و از آنچه خوف ندارم برداشته ‏ام. البته این فقره یعنى «از آنچه خوف ندارم» را نیز بگو زیرا گاهى ابتلائات و حوادثى براى تو پیش مى‏آید که از آنها خوف و هراسى نداشتى و احتمال پیش آمدنش را نمى‏دادى.

قَالَ الرَّجُلُ فَأَخَذْتُهَا کَمَا قَالَ فَصَحَّ وَ اللَّهِ بَدَنِی وَ کَانَ لِی أَمَاناً مِنْ کُلِّ مَا خِفْتُ وَ مَا لَمْ أَخَفْ

راوى مى‏ گوید: پس تربت را به همان طورى که حضرت دستور فرموده بودند برداشتم، بخدا سوگند بدنم صحت و بهبودى یافت و برایم امان شد از تمام خوفها و هراسها به او از آنچه خوف و هراسش را نداشتم

کَمَا قَالَ فَمَا رَأَیْتُ بِحَمْدِ اللَّهِ بَعْدَهَا مَکْرُوهاً.

عینا همان طورى که حضرت فرمودند و پس از آن به حمد لله هیچ امر مکروه و ناگوارى برایم پیش نیامد.

حدیث یازدهم

أَخْبَرَنِی حَکِیمُ بْنُ دَاوُدَ بْنِ حَکِیمٍ عَنْ سَلَمَهَ عَنْ أَحْمَدَ [مُحَمَّدِ] بْنِ إِسْحَاقَ الْقَزْوِینِیِّ عَنْ أَبِی بَکَّارٍ قَالَ:

حکیم بن داود بن حکیم، از سلمه، از احمد بن اسحق قزوینى، از ابى بکار، وى گفت:

أَخَذْتُ مِنَ التُّرْبَهِ الَّتِی عِنْدَ رَأْسِ قَبْرِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ ع فَإِنَّهَا طِینَهٌ حَمْرَاءُ

از تربتى که بالاى سر قبر حضرت حسین بن على علیهما السّلام بود مقدارى برداشتم، این تربت سرخ رنگ بود،

فَدَخَلْتُ عَلَى الرِّضَا ع فَعَرَضْتُهَا عَلَیْهِ فَأَخَذَهَا فِی کَفِّهِ

 پس بر حضرت رضا علیه السّلام وارد شده و آن را به حضرت عرضه داشتم. آن جناب تربت را در کف دستشان نهاده

ثُمَّ شَمَّهَا ثُمَّ بَکَى حَتَّى جَرَتْ دُمُوعُهُ ثُمَّ قَالَ هَذِهِ تُرْبَهُ جَدِّی.

و بوئیدند، سپس چنان گریستند که اشک‏ هاى مبارک‏شان جارى شد، سپس فرمودند.این تربت جدم مى‏ باشد.

حدیث دوازدهم

حَدَّثَنِی أَبُو عَبْدِ الرَّحْمَنِ مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ الْحُسَیْنِ الْعَسْکَرِیُّ بِالْعَسْکَرِ قَالَ حَدَّثَنَا الْحَسَنُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ مَهْزِیَارَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مَرْوَانَ عَنْ أَبِی حَمْزَهَ الثُّمَالِیِّ قَالَ قَالَ الصَّادِقُ ع

ابو عبد الرحمن محمد بن احمد بن الحسن العسکرى در عسکر گفت:حسن بن على بن مهزیار، از پدرش، از محمد بن ابى عمیر، از محمد بن مروان، از ابى حمزه ثمالى نقل کرده که وى گفت:

 إِذَا أَرَدْتَ حَمْلَ الطِّینِ مِنْ قَبْرِ الْحُسَیْنِ ع فَاقْرَأْ فَاتِحَهَ الْکِتَابِ وَ الْمُعَوِّذَتَیْنِ

حضرت صادق علیه السّلام فرمودند:هر گاه خواستى تربت از قبر حسین علیه السّلام بردارى و با خود ببرى ابتداء فاتحه الکتاب و معوّذتین (قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ‏، و قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ‏)

وَ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ وَ إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِی لَیْلَهِ الْقَدْرِ وَ یس وَ آیَهَ الْکُرْسِیِّ وَ تَقُولُ

و قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ و إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَهِ الْقَدْرِ و یس و آیه الکرسى را بخوان و سپس بگو:

اللَّهُمَّ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ عَبْدِکَ وَ رَسُولِکَ وَ حَبِیبِکَ وَ نَبِیِّکَ وَ أَمِینِکَ

بار خدایا به حق محمد که بنده و رسول و حبیب و نبى و امین توست 

وَ بِحَقِّ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ عَبْدِکَ

و به حق امیر المؤمنین على بن ابى طالب که بنده

وَ أَخِی رَسُولِکَ وَ بِحَقِّ فَاطِمَهَ بِنْتِ نَبِیِّکَ وَ زَوْجَهِ وَلِیِّکَ

و برادر رسول تو است و به حق فاطمه که دختر نبى و همسر ولى تو است 

وَ بِحَقِّ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ وَ بِحَقِّ الْأَئِمَّهِ الرَّاشِدِینَ

و به حق حسن و حسین و به حق پیشوایان که هادیان و راهنمایان هستند

وَ بِحَقِّ هَذِهِ التُّرْبَهِ وَ بِحَقِّ الْمَلَکِ الْمُوَکَّلِ بِهَا

 و به حق این تربت و به حق فرشته ‏اى که موکل بر آن است 

وَ بِحَقِّ الْوَصِیِّ الَّذِی حَلَّ فِیهَا-وَ بِحَقِّ الْجَسَدِ الَّذِی تَضَمَّنَتْ

و به حق وصىّ که در آن حلول کرده و به حق جسم و کالبدى که این تربت آن را در خود گرفته

وَ بِحَقِّ السِّبْطِ الَّذِی ضُمِّنَتْ وَ بِحَقِّ جَمِیعِ مَلَائِکَتِکَ وَ أَنْبِیَائِکَ وَ رُسُلِکَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ

و به حق سبط پیامبر که درون این تربت است و به حق تمام فرشتگان و انبیاء و فرستادگانت، درود فرست بر محمد و آل محمد،

وَ اجْعَلْ لِی هَذَا الطِّینَ شِفَاءً مِنْ کُلِّ دَاءٍ وَ لِمَنْ یَسْتَشْفِی بِهِ مِنْ کُلِّ دَاءٍ وَ سُقْمٍ وَ مَرَضٍ وَ أَمَاناً مِنْ کُلِّ خَوْفٍ

 و این تربت را براى من و براى هر کس که با آن استشفاء مى‏ جوید شفاء از هر درد و مرض و امان از هر خوف و هراسى قرار بده،

اللَّهُمَّ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَیْتِهِ اجْعَلْهُ عِلْماً نَافِعاً وَ رِزْقاً وَاسِعاً وَ شِفَاءً مِنْ کُلِّ دَاءٍ وَ سُقْمٍ وَ آفَهٍ وَ عَاهَهٍ-

خدایا، به حق محمد و اهل بیتش آن را شاخصى نافع و رزقى واسع و شفاء از هر درد و مرض و آفت و عیب 

وَ جَمِیعِ الْأَوْجَاعِ کُلِّهَا إِنَّکَ عَلى‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیرٌ

و سبب بهبودى تمام دردها قرار بده، به درستى که تو بر هر چیزى قادر و توانا مى‏باشى.

وَ تَقُولُ:

و بعد بگو:

 اللَّهُمَّ رَبَّ هَذِهِ التُّرْبَهِ الْمُبَارَکَهِ الْمَیْمُونَهِ وَ الْمَلَکِ الَّذِی هَبَطَ بِهَا

خدایا اى پروردگار این تربت مبارک و میمون و اى پروردگار فرشته ‏اى که آن را فرود آورده 

وَ الْوَصِیِّ الَّذِی هُوَ فِیهَا صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ سَلِّمْ

و اى پروردگار وصىّ که در آن مى‏باشد، درود فرست بر محمد و آل محمد 

وَ انْفَعْنِی بِهَا إِنَّکَ عَلى‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیرٌ

و من را بوسیله آن منتفع گردان، تو بر هر چیزى قادر و توانا مى ‏باشى.

باب نود و چهارم- آنچه شخص هنگام تناول نمودن تربت مى‏ گوید

حدیث اول

حَدَّثَنِی أَبِی ره وَ جَمَاعَهٌ عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى بْنِ عُبَیْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ الْبَصْرِیِّ عَنْ بَعْضِ رِجَالِهِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:

پدرم رحمه اللَّه علیه، از سعد بن عبد اللَّه از محمّد بن عیسى بن عبید، از محمد بن اسماعیل بصرى، از برخى رجالش، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام، حضرت فرمودند:

طِینُ قَبْرِ الْحُسَیْنِ ع شِفَاءٌ مِنْ کُلِّ دَاءٍ وَ إِذَا أَکَلْتَهُ فَقُلْ

تربت قبر حسین علیه السّلام شفاء هر دردى است و هر گاه آن را تناول مى‏کنى بگو:

بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ اللَّهُمَّ اجْعَلْهُ رِزْقاً وَاسِعاً وَ عِلْماً نَافِعاً وَ شِفَاءً مِنْ کُلِّ دَاءٍ إِنَّکَ عَلى‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیرٌ.

به نام خدا و به کمک او، خدایا آن را روزى فراخ و شاخصى نافع و شفاء هر دردى قرار بده همانا تو بر هر چیزى قادر و توانا هستى.

حدیث دوم

قَالَ وَ رَوَى لِی بَعْضُ أَصْحَابِنَا یَعْنِی مُحَمَّدَ بْنَ عِیسَى قَالَ نَسِیتُ إِسْنَادَهُ قَالَ:

سعد بن عبد اللَّه مى‏گوید: برخى از اصحاب، که مراد محمد بن عیسى است برایم روایت نمود و گفت:اسناد این حدیث را فراموش نموده‏ام، حضرت فرمودند:

إِذَا أَکَلْتَهُ تَقُولُ

هر گاه تربت را تناول مى‏ کنى بگو:

اللَّهُمَّ رَبَّ هَذِهِ التُّرْبَهِ الْمُبَارَکَهِ وَ رَبَّ هَذَا الْوَصِیِّ الَّذِی وَارَتْهُ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ

خدایا اى پروردگار این تربت مبارک، و اى پروردگار این وصیى که تربت او را پنهان نموده، درود فرست بر محمد و آل محمد،

وَ اجْعَلْهُ عِلْماً نَافِعاً وَ رِزْقاً وَاسِعاً وَ شِفَاءً مِنْ کُلِّ دَاءٍ.

 و قرار بده این تربت را شاخصى نافع و روزى فراخ و شفاء از هر دردى.

حدیث سوم

حَدَّثَنِی الْحَسَنُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ أَبِیهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ‏عَنْ مَالِکِ بْنِ عَطِیَّهَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:

حسن بن عبد اللَّه بن محمد بن عیسى، از پدرش، از حسن بن محبوب، از مالک بن عطیه، از پدرش، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام، حضرت فرمودند:

 إِذَا أَخَذْتَ مِنْ تُرْبَهِ الْمَظْلُومِ وَ وَضَعْتَهَا فِی فِیکَ فَقُلِ

هر گاه از تربت آن مظلوم برداشتى و در دهانت نهادى بگو:

اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِحَقِّ هَذِهِ التُّرْبَهِ وَ بِحَقِّ الْمَلَکِ الَّذِی قَبَضَهَا وَ النَّبِیِّ الَّذِی حَضَنَهَا

خدایا از تو سؤال مى‏ کنم به حق این تربت، و به حق فرشته ‏اى که آن را قبض نموده، و به حق پیامبرى که آن را حفظ و محکم کرده 

وَ الْإِمَامِ الَّذِی حَلَّ فِیهَا أَنْ تُصَلِّیَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ

و به حق امامى که در آن حلول نموده، درود فرست بر محمد و آل محمد

وَ أَنْ تَجْعَلَ لِی فِیهَا شِفَاءً نَافِعاً وَ رِزْقاً وَاسِعاً وَ أَمَاناً مِنْ کُلِّ خَوْفٍ وَ دَاءٍ

و قرار بده براى من در آن شفائى نافع و روزى فراخ و امان از هر خوف و هراس و درد.

فَإِنَّهُ إِذَا قَالَ ذَلِکَ وَهَبَ اللَّهُ لَهُ الْعَافِیَهَ وَ شَفَاهُ.

هر گاه شخص این فقرات را بگوید خداوند متعال عافیت و شفا را به وى ارزانى مى‏ دارد.

باب نود و پنجم- حرمت خوردن تمام تربت ‏ها مگر تربت قبر امام حسین علیه السّلام زیرا شفاء هر دردى مى‏ باشد

حدیث اول

حَدَّثَنِی مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ وَ جَمَاعَهُ مَشَایِخِی ره عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ أَبِی یَحْیَى الْوَاسِطِیِّ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:

محمد بن یعقوب، و جماعتى از اساتیدم، از محمّد بن یحیى، از احمد بن محمد بن عیسى، از ابى یحیى واسطى از مردى، از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام، حضرت فرمودند:

 الطِّینُ کُلُّهُ حَرَامٌ کَلَحْمِ الْخِنْزِیرِ وَ مَنْ أَکَلَهُ ثُمَّ مَاتَ مِنْهُ لَمْ أُصَلِّ عَلَیْهِ إِلَّا طِینَ قَبْرِ الْحُسَیْنِ ع

خوردن تمام تربت‏ها حرام است همچون خوردن گوشت خوک و کسى که آن را بخورد و سپس از ناحیه آن بمیرد من بر او نماز نمى‏ خوانم مگر تربت قبرحسین علیه السّلام

فَإِنَّ فِیهِ شِفَاءً مِنْ کُلِّ دَاءٍ وَ مَنْ أَکَلَهُ بِشَهْوَهٍ لَمْ یَکُنْ فِیهِ شِفَاءٌ.

چه آنکه در آن شفاء از هر دردى است و کسى که آن را با میل بخورد نه به عنوان استشفاء البتّه در آن شفاء نمى‏باشد.

حدیث دوم

حَدَّثَنِی مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ الصَّفَّارِ عَنْ عَبَّادِ بْنِ سُلَیْمَانَ عَنْ سَعْدِ بْنِ سَعْدٍ قَالَ:

محمد بن الحسن، از محمد بن الحسن الصّفّار، از عباد بن سلیمان، از سعد ابن سعد، وى گفت‏

سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ ع عَنِ الطِّینِ قَالَ فَقَالَ أَکْلُ الطِّینِ حَرَامٌ مِثْلُ الْمَیْتَهِ وَ الدَّمِ وَ لَحْمِ الْخِنْزِیرِ

از حضرت ابى الحسن علیه السّلام راجع به خوردن تربت پرسیدم؟ حضرت فرمودند: خوردن تربت حرام است همان طورى که خوردن میته و خون و گوشت خوک حرام است

إِلَّا طِینَ قَبْرِ الْحُسَیْنِ فَإِنَّ فِیهِ شِفَاءً مِنْ کُلِّ دَاءٍ وَ أَمْناً مِنْ کُلِّ خَوْفٍ.

مگر تربت قبر امام حسین علیه السّلام زیرا در آن شفاء از هر دردى و امان از هر خوف و هراسى است.

حدیث سوم

حَدَّثَنِی أَبُو عَبْدِ اللَّهِ مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ یَعْقُوبَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحَدِهِمَا ع قَالَ:

ابو عبد اللَّه محمّد بن احمد بن یعقوب، از على بن الحسن بن على بن فضّال، از پدرش، از برخى اصحاب، از احد الصادقین علیهما السّلام، حضرت فرمودند:

إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى خَلَقَ آدَمَ ع مِنْ‏طِینٍ فَحَرَّمَ الطِّینَ عَلَى وُلْدِهِ

خداوند تبارک و تعالى آدم علیه السّلام از تربت آفریده پس خوردن تربت را بر فرزندان آدم حرام فرمود. راوى مى‏ گوید:

قَالَ فَقُلْتُ مَا تَقُولُ فِی طِینِ قَبْرِ الْحُسَیْنِ ص

محضر مبارکش عرض کردم: چه مى ‏فرمائید راجع به تربت قبر امام حسین علیه السّلام؟

فَقَالَ یَحْرُمُ عَلَى النَّاسِ أَکْلُ لُحُومِهِمْ وَ یَحُلُّ عَلَیْهِمْ أَکْلُ لُحُومِنَا- وَ لَکِنِ الشَّیْ‏ءُ الْیَسِیرُ مِنْهُ مِثْلُ الْحِمَّصَهِ.

حضرت فرمودند: بر مردم خوردن گوشت‏ هاى خودشان حرام است ولى خوردن گوشت ما بر ایشان حلال است منتهى قدر کمى اندازه نخود.

حدیث چهارم

وَ رَوَى سَمَاعَهُ بْنُ مِهْرَانَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:

سماعه بن مهران روایت کرده از حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام که آن جناب ‏فرمودند:

 کُلُّ طِینٍ حَرَامٌ عَلَى بَنِی آدَمَ مَا خَلَا طِینَ قَبْرِ الْحُسَیْنِ ع مَنْ أَکَلَهُ مِنْ وَجَعٍ شَفَاهُ اللَّهُ تَعَالَى.

خوردن تمام تربت‏ها بر بنى آدم حرام است مگر تربت قبر امام حسین علیه السّلام، زیرا کسى که درد دارد اگر آن را بخورد خداوند متعال او را شفاء مى‏ دهد.

حدیث پنجم

وَ وَجَدْتُ فِی حَدِیثِ الْحُسَیْنِ بْنِ مِهْرَانَ الْفَارِسِیِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سَیَّارٍ عَنْ یَعْقُوبَ بْنِ یَزِیدَ یَرْفَعُ الْحَدِیثَ إِلَى الصَّادِقِ ع قَالَ:

در حدیث حسین بن مهران فارسى یافتم از محمّد بن سیّار، از یعقوب بن یزید که حدیث را بطور مرفوعه از حضرت صادق نقل کرده، حضرت فرمودند:

مَنْ بَاعَ طِینَ قَبْرِ الْحُسَیْنِ ع فَإِنَّهُ یَبِیعُ لَحْمَ الْحُسَیْنِ ع وَ یَشْتَرِیهِ.

کسى که تربت قبر امام حسین علیه السّلام را بفروشد پس گوشت آن حضرت را فروخته و خریده است.

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن