زیارت و فلسفه زیارت

قبرستان بقیع دانشنامه جامع | قبل و بعد از تخریب

بَقیع یا بقیعُ الغَرْقَد، کهن‌ترین قبرستان مسلمانان و محل دفن چهار تن از امامان شیعه و دیگر وابستگان پیامبر خدا. بقیع پیش از اسلام، زمینی بزرگ و بوستانی در حوالی شهر یثرب حجاز بود

 

قبرستان بقیع یا بقیعُ الغَرْقَد، کهن‌ترین قبرستان مسلمانان و محل دفن چهار تن از امامان شیعه و دیگر وابستگان پیامبر خدا. بقیع پیش از اسلام، زمینی بزرگ و بوستانی در حوالی شهر یثرب حجاز بود. دفن اموات مسلمانان در این زمین از آغاز سده نخست هجری، رواج یافته و بزرگان و شخصیت‌های مهم اسلامی در آن خاکسپاری شده‌اند. بقیع در ادوار مختلف اسلامی، مورد توجه حاکمان بوده و بقعه‌ها و بارگاه‌هایی در آن ساخته شد اما پس از حمله و سیطره وهابیان بر عربستان، تخریب گردید. اکنون سطح بقیع در جوار حرم نبوی با خاک یکسان است و سنگ نوشته‌ای در آن مشاهده نمی‌شود.

قبرستان بقیع چگونه نام گذاری شد؟

بقیع در لغت به معنای زمین وسیعی است که در آن درخت‌های فراوان با ریشه‌های درخت باشد. این قبرستان در طرف شرق مدینه واقع است و از مقدس‌ترین قبرستان‌هایی است که جهان شاهد عظمت آن بوده و هست، زیرا این سرزمین مقدس که جز ویرانه‌ای انباشته به خاک نیست و بدون سایبان و بدون چراغ است، اجساد مطهر اهل بیت پیامبر گرامی را در آغوش خاک‌های خود گرفته است.

تاریخچه و اطلاعات قبرستان بقیع /دانشنامه جامع
تاریخچه و اطلاعات قبرستان بقیع /دانشنامه جامع

چه کسانی در قبرستان بقیع دفن هستند

 

امام حسن مجتبی (علیه‎السلام)

ریحانه رسول خدا (صلی الله علیه و آله)، حسن بن علی (علیهماالسلام)، در پانزدهم رمضان سال سوم هجرت به دنیا آمد. وی و برادرش امام حسین (علیه‎السلام) مورد علاقه شدید رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بودند و به عنوان فرزندان آن حضرت شناخته می‏ شدند. امام مجتبی (علیه‎السلام) بعد از رسول خدا (صلی الله علیه و آله)، در کنار پدرش امیرمؤمنان (علیه‎السلام)، در جنگ‎های جمل، صفین و نهروان شرکت کرد. پس از شهادت امیرمؤمنان (علیه‎السلام)، با نصب پدرش، مردم عراق با او بیعت کردند، اما به دلایل متعددی وی را همچون پدرش در جنگ با معاویه تنها گذاشتند.

او نیز به اجبار حکومت را رها کرد و عازم مدینه شد. این رخداد در سال ۴۱ هجری قمری اتفاق افتاد. پس از آن، امام مجتبی (علیه‎السلام) به مدت ده سال در مدینه با شیعیان خود مرتبط بود. وی اسوه اخلاق بود و بار‌ها اموال خویش را نصف کرد و نیمی از آن را در راه خدا بخشید. عاقبت به توطئه معاویه و به دست همسر نابکارش که دختر اشعث بن قیس بود، مسموم شد و به شهادت رسید. مردم مدینه در سوگ آن امام به ماتم نشستند.

امام علاقه‏ مند بود تا در کنار جدش رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به خاک سپرده شود؛ اما مروانیان با همکاری شخصی که ادعای مالکیت زمینی را داشت که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در آنجا مدفون شده بود، مانع این کار شدند؛ لذا آن حضرت را در بقیع به خاک سپردند.

 امام سجاد (علیه‎السلام)

امام سجاد (علیه‎السلام) چهارمین امام شیعه است. او در سال ۳۸ قمری متولد شد و دوران رشد خود را در عهد امامت امام مجتبی (علیه‎السلام) و پدر خود حسین بن علی (علیهما‎السلام) سپری کرد. در کربلا حاضر شد، اما به دلیل بیماری نتوانست در جنگ شرکت کند. پس از آن قریب سی و چهار سال؛ یعنی تا سال ۹۴ قمری، رهبری شیعه را بر عهده داشت. این دوره، دوره‏ ای سخت بود و شیعیان به شدت تحت فشار امویان قرار داشتند. آن حضرت از راه‎های گوناگون توانست ‏شیعیان خالص را در اطراف خویش گرد آورد و راه را برای فرزندش امام باقر (علیه‎السلام) باز کند. از مهمترین یادگار‌های امام سجاد (علیه‎السلام) دعا‌های آن حضرت است که مشحون از مفاهیم عالی اخلاقی و عبادی و سیاسی است و پس از قرآن و نهج البلاغه، یکی از مهمترین متون دینی ما به شمار می‏ آید. امام سجاد (علیه‎السلام) در سال ۹۴ ق. به تحریک ولید بن عبدالملک مسموم گردید و به شهادت رسید و در کنار امام مجتبی (علیه‎السلام) در بقیع مدفون شد.

 

امام محمد باقر (علیه‎السلام)

آن حضرت پنجمین امام شیعه است و در سال ۵۸ قمری به دنیا آمد و تا سال ۹۴ قمری در کنار پدرش در مدینه زندگی می‏ کرد. پس از شهادت پدر، رهبری شیعه را در دست گرفت و به جهت‏ شهرت علمی و فقهی خویش، شاگردان فراوانی گرد او جمع شدند. آن امام را به دلیل همین علم و دانش ‏ «باقر العلوم‏»؛ یعنی شکافنده علوم لقب دادند. جابر انصاری، از آخرین صحابه بر جای مانده، سلام رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را به او رساند و امام را بوسید.

امام در اوج نزاع‎هایی که میان عالمان مدینه بر سر مسائل اعتقادی و احکام فقهی در گرفته بود، خطوط روشنی را در فقه تبیین کرد که تکیه‎گاه شیعیان در مذهب اصیل شیعه است. امام باقر (علیه‎السلام) در سال ۱۱۴ یا ۱۱۷ ق. به تحریک هشام بن عبدالملک به شهادت رسید و در کنار پدرش حضرت سجاد (علیه‎السلام) در بقیع دفن شد.

امام صادق (علیه‎السلام)

امام صادق (علیه‎السلام) که ششمین امام معصوم است و مذهب شیعه را با نام او به عنوان مذهب جعفری می‏ شناسند، در سال ۸۰ یا ۸۳ قمری در مدینه به دنیا آمد و پس از شهادت پدر، رهبری فکری و سیاسی شیعیان اصیل پیرو مذهب امامیه را بر عهده گرفت. آن حضرت تا سال ۱۴۸ قمری در قید حیات بود. در این مدت هزاران شاگرد در محفل درسش حاضر می ‏شدند و مورد ستایش تمامی عالمان عصر خویش بود. در متون دینی شیعه، چندین هزار روایت از آن حضرت در تفسیر، اخلاق و به ویژه فقه، رسیده که باعث عظمت‏ حدیث ‏شیعه و موجب تقویت بنیه علمی آن است.

امام صادق (علیه‎السلام) کوشید تا شیعیان را در برابر دیگران مسلح به دانش حدیث و فقه کند و با انحرافاتی که ممکن بود در میان شیعه به وجود آید، به مبارزه برخیزد. در دوره این امام نیز جز در چند سال نخست دولت عباسی، فشاری سخت بر شیعیان وجود داشت. منصور، دومین خلیفه عباسی، نسبت به امام صادق (علیه‎السلام) سخت کینه داشت و عاقبت نیز به نوشته مورخان در ۲۵ شوال سال ۱۴۸ هجری به تحریک وی مسموم شد و به شهادت رسید. آن حضرت در کنار جد و پدرش در بقیع به خاک سپرده شد. در گذشته، قبور این چهار امام، با قبه ‏ای که بر فراز آن ساخته شده بود، به عنوان یکی از زیارتگاه‎های مسلمانان به ویژه شیعیان، شناخته می‏ شد؛ یکی از مشهورترین این بنا‌ها از آن مجدالملک قمی براوستانی وزیر برکیارق سلجوقی است که در قرن پنجم بر فراز قبور امامان ساخته شده بوده است.

اما این آثار در سال‎های اخیر از میان رفته و قبور ائمه در شکل ساده‏ای مشخص شده است.

 

قبر منسوب به حضرت فاطمه (علیهاالسلام)

درباره محل دقیق قبر آن حضرت و این که آیا در خانه خود مدفون شده یا در بقیع، نمی‏توان با قاطعیت اظهار نظر کرد.

شواهدی وجود دارد که نشان می‏دهد آن حضرت در بقیع مدفون گردیده، همانگونه که شواهدی حکایت از آن می‏کند که در خانه خود، که اکنون در حجره شریفه قرار دارد، دفن شده است.

در احادیث امامان شیعه، نوعا محل دفن، خانه خود حضرت معرفی شده است.

به همین دلیل علمای برجسته شیعه نظیر شیخ صدوق، شیخ مفید، شیخ طوسی، ابن طاووس و علامه مجلسی مدفن حضرت را خانه خودش که بعدا در مسجد قرار گرفت، می ‏دانند.

محلی که به عنوان قبر آن حضرت در بقیع مشخص شده، پایین‏ تر از قبور ائمه چهارگانه، در قسمت راست (شمال غرب) آن‌ها قرار گرفته است و احتمال دارد که اینجا محل قبر فاطمه بنت اسد باشد. حضرت فاطمه (علیهاالسلام) یکی از زنان برگزیده عالم شناخته شده و مورد علاقه شدید رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بود.

درباره آن گرامی، فرزندان و شویش امام علی (علیه‎السلام)، فضایل بی‏ شماری از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نقل شده است؛ یکی از آن‌ها همان روایت مشهور است که پیامبر (صلی الله علیه و آله) او را پاره تن خود خواند و آزار به او را آزار در حق خود شمرد. حضرت فاطمه (علیهاالسلام)، پس از ماجرای سقیفه، به مخالفت با حاکمیت وقت پرداخت و در باقی ‏عمر خویش، حاضر به حرف زدن با آنان نشد. آن حضرت وصیت کرد تا دور از چشم آنان و در شب دفن شود و این کار را به عنوان اظهار مخالفت و نشان دادن مظلومیت ‏خود در برابر خلفا انجام داد.

 

قبه بنات الرسول

قبه بنات الرسول از جمله مدفون شدگان بقیع، سه دختر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) هستند که پیش از این، قبه ‏ای بر فراز قبر آنان قرار داشته و به نام قبه بنات الرسول مشهور بوده است. رقیه: وی همسر عثمان بن عفان بود و با او در مدینه زندگی می‏کرد. زمانی که جنگ بدر رخ داد، او گرفتار مرض سختی بود و تا قبل از رسیدن پدر به مدینه، درگذشت. رسول خدا (صلی الله علیه و آله) او را در بقیع دفن کرد. ام کلثوم: وی پس از رقیه، به همسری عثمان بن عفان در آمد. وی نیز در سال نهم هجرت درگذشت و در بقیع دفن شد.

زینب

او همسر ابوالعاص بن ربیع بود. پس از هجرت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به مدینه، در مکه نزد همسرش نگه داشته شد. ابوالعاص در جنگ بدر در کنار مشرکان شرکت کرد و اسیر شد. زینب گلوبند خود را به عنوان فدیه فرستاد.

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: تا گلوبند را پس فرستادند و ابوالعاص را نیز به شرطی آزاد کرد که همسرش را طلاق دهد و راهی مدینه کند، و بدین ترتیب زینب به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) ملحق شد.

چند سال بعد، ابوالعاص ایمان آورد و به مدینه آمد و مجددا با زینب ازدواج کرد. زینب در سال هشتم هجرت درگذشت. این سه خواهر در کنار یکدیگر دفن شده‏ اند و همانگونه که اشاره شد، قبر آن‌ها قبه ‏ای داشته و به عنوان یکی از زیارتگاه‎های مدینه در بقیع بوده است.

همسران رسول خدا (صلی الله علیه و آله)

بیشتر همسران آن حضرت، در بقیع و در کنار یکدیگر مدفون شده‏ اند. برخی از آن‌ها عبارتند از: زینب فرزند خزیمه (متوفای سال ۴ ه.)؛ ریحانه فرزند زبیر (متوفای ۸ ه.)؛ ماریه قبطیه (متوفای ۱۶ ه.)؛ زینب بنت جحش (متوفای ۲۰ ه.)؛ ام حبیبه دختر ابوسفیان (متوفای ۴۲ یا ۴۴ ه.)؛ حفصه دختر عمر (متوفای ۴۵ ه.)؛ سوده (متوفای ۵۰ یا ۵۴ ه.)؛ صفیه دختر حیی بن اخطب یهودی (متوفای ۵۰ ه.)؛ جویریه فرزند حارث (متوفای ۵۰ یا ۵۶ ه.)؛ عایشه دختر ابوبکر (متوفای ۵۷ یا ۵۸ ه.) عایشه علاقه ‏مند بود تا در کنار رسول خدا (صلی الله علیه و آله) دفن شود، اما خودش گفت: به خاطر آنچه پس از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) انجام داده‏ ام، از دفن شدن پیش آن حضرت شرم دارم؛ و لذا در بقیع دفن شد؛ ام‎سلمه (متوفای سال ۶۱ ه.) بهترین همسر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) پس از خدیجه و از حامیان ولایت امیرمؤمنان بود.

 

مقبره ابراهیم

تنها فرزند پسر، که در مدینه نصیب رسول خدا (صلی الله علیه و آله) شد، ابراهیم بود که از مادری به نام ماریه قبطیه به دنیا آمد. این زن را حاکم مصر به رسم‏ هدیه برای رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرستاده بود.

ابراهیم در ذیحجه سال هشتم هجرت متولد شد. با تولد او موجی از شادی و سرور مدینه را فرا گرفت، بطوری که محل تولد ابراهیم، به عنوان مشربه ام ابراهیم تا همین اواخر نیز از آثار دینی مدینه به شمار می ‏رفت. اما پس از گذشت قریب یک سال، ابراهیم درگذشت و رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را در غم فقدان فرزند خود شدیدا اندوهگین کرد.

ابراهیم در کنار عثمان بن مظعون که یاری فداکار و مورد علاقه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بود، مدفون شد.

فاطمه بنت اسد

فاطمه بنت اسد این مادر، از زنان بسیار محبوب نزد رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بود.

وی آنقدر عظمت داشت که بنابر اخبار فراوان، به اندرون خانه کعبه رفت و امیرمؤمنان، علی (علیه‎السلام) را در آن مکان مقدس به دنیا آورد. او به عنوان همسر ابوطالب در سرپرستی رسول خدا (صلی الله علیه و آله) شریک بود و آن حضرت فاطمه بنت اسد را، چون مادر خویش می‏دانست. وی از نخستین زنان مسلمان در مکه بود و پس از هجرت، همراه فرزندش امام علی (علیه‎السلام) در مدینه زندگی می‏ کرد.

به هنگام رحلتش، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به شدت متاثر شد و بر وی نماز خواند و در حالی که می‏گریست، او را در قبر نهاد. محتمل است قبری که در نزدیکی قبور ائمه (علیهم‎السلام) قرار دارد، از آن فاطمه بنت اسد باشد. در روایت‎های دیگر، محل دفن وی در نزدیکی قبر سعد بن معاذ و ابوسعید خدری دانسته شده است.

عباس بن عبد المطلب

عباس عموی پیامبر (صلی الله علیه و آله) بود و در حوادثی که در مکه بر اسلام گذشت، در جمع بنی‎هاشم از مدافعان رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به شمار می ‏رفت. وی از اشراف مکه تلقی می‏ شد و روحیه اشرافی نیز داشت.

در عین حال، پس از آن که اسلام آورد و به دلیل کمکی که در جمع بنی‎هاشم به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) کرده بود و نیز به عنوان عموی آن حضرت، مورد علاقه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بود. وی بعد از رحلت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به امیرمؤمنان (علیه‎السلام) وفادار بود و در سال ۳۳ هجری قمری در عهد خلافت عثمان بدرود حیات گفت. بنی عباس از نسل او هستند.

محمد بن علی

محمد حنفیه فرزند بزرگوار امیرمؤمنان (علیه‎السلام) است. وی مورد علاقه پدر بود و در جنگ‎های امیرمؤمنان (علیه‎السلام) با ناکثین، قاسطین و مارقین در کنار آن حضرت شرکت داشت. وی در سال ۸۰ هجری درگذشت.

عقیل بن ابی طالب

وی فرزند ابوطالب و بیست ‏سال بزرگتر از امیرمؤمنان (علیه‎السلام) بود و از نسب شناسان معروف زمان خویش شمرده می ‏شد.

 

عبدالله بن جعفر

جعفر بن ابی طالب همان کسی بود که سرپرستی مهاجران حبشه را به عهده داشت و پس از بازگشت، در جنگ مؤته به شهادت رسید. عبدالله، فرزند بزرگ وی، همسر زینب دختر امیرمؤمنان (علیه‎السلام) و مردی با گذشت بود.

تنی چند از فرزندانش در کربلا به شهادت رسیدند. او در سال ۸۰ درگذشت.

اسماعیل بن جعفر الصادق (علیه‎السلام)

اسماعیل فرزند بزرگ امام صادق (علیه‎السلام) بود که پیش از پدر درگذشت.

یکی از فرقه ‏های اسلام که به نام اسماعیلیه شناخته می ‏شود، از معتقدان به امامت او و فرزندانش هستند. مقبره اسماعیل تا ده – پانزده سال پیش بیرون از بقیع قرار داشته است.

چنین اظهار شده که قبر را به داخل بقیع منتقل کرده‏ اند. شاهدی عینی گفت: ‏شبی خود ناظر بوده که مقبره را خراب کردند و محتویات قبر را به داخل بقیع انتقال دادند.

صفیه

صفیه دختر عبدالمطلب و عمه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بود. وی از زنان ‏با شهامت صدر اسلام به شمار می‏رفت و در جریان جنگ احزاب، در داخل شهر، یک یهودی را که برای یهودیان بنی قریظه جاسوسی می‏کرد، به قتل رساند.

عاتکه

عاتکه نیز دختر عبدالمطلب و از عمه‏ های رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بود. وی همان است که در مکه، پیش از جنگ بدر، خوابی بدین مضمون دید که قریش جگرگوشه‏ های خود را از دست می‏ دهد. اما ابوجهل او را مورد تمسخر قرار داد و از قضا در بدر، قریش بیشترین بزرگان خود و از جمله ابوجهل را از دست داد.

این دو خواهر در کنار یکدیگر دفن شده‏ اند و در گذشته بقعه ‏ای داشته ‏اند که به نام ‏ «بقیع العمات‏» شناخته می‏ شد و اکنون اثری از آن بر جای نمانده است.

رویداد های تاریخی قبرستان بقیع

 

در ۲۲۱ق‌/۸۰۶م‌ که‌ وهابیان‌ بر مدینه‌ دست‌ یافتند، به‌ بقیع‌ هجوم‌ بردند و کلیه قبه‌های‌ موجود در آن‌جا را تخریب‌، و اموال‌ و تزیینات‌ را دستخوش‌ غارت‌ کردند

اما پس‌ از آنکه‌ ابراهیم‌ پاشا ه م‌ برای‌ مقابله‌ با وهابیان‌ به‌ حجاز لشکر کشید و ایشان‌ را به‌ سختی‌ شکست‌ داد، به‌ امر سلطان‌ محمود عثمانی‌، بار دیگر قبه‌های‌ بقیع‌ را تجدید بنا کرد

برخی‌ از رجال‌ و دولتمردان‌ ایرانی‌ که‌ در اواخر سده ۳ق‌ به‌ حج‌ رفته‌اند، در سفرنامه‌های‌ خود، وصفی‌ از اوضاع‌ آن‌ دوره بقیع‌ به‌ دست‌ داده‌اند.

تسلط مجدد وهابی‌ها در ۳۴۳ق‌/۹۲۴م‌ بر حجاز، تهاجم‌ دیگری‌ را از سوی‌ آن‌ها بر گورستان‌ بقیع‌ در پی‌ داشت‌.

خبر این‌ ویرانی‌ و هتک‌ حرمت‌ از مقابر ائمه‌ و دیگر نام‌ آوران‌ تاریخ‌ صدر اسلام‌ ، در ایران‌ و برخی‌ کشورهای‌ اسلامی‌ موجی‌ از نگرانی‌ و نفرت‌ پدید آورد.

به‌ ویژه‌ در ایران‌ موضوع‌ مذکور در مجلس‌ شورای‌ ملى‌ مطرح‌ شد

و سپس‌ هیأتی‌ رسمی‌ برای‌ تحقیق‌ در این‌ موضوع‌، در ۳۰۴ش‌ به‌ حجاز رفت‌.

در طول‌ سالیان‌ بعد نیز علما و رجال‌ سیاسی‌ ایران‌ از پی‌گیری‌ موضوع‌ تجدید بنای‌ گورستان‌ بقیع‌ چنان‌که‌ شایسته آن‌ است‌، باز نایستاده‌اند.

جنایت وهابیت در قبرستان بقیع

 

پس از تسلّط سعودیان بر حجاز، با توجه به پیوند فکری و مذهبی آنان با محمد بن عبدالوهاب، در هر شهر و منطقه ای که وارد میشدند، آثار و ابنیه ساخته شده بر روی قبور بزرگان صدر اسلام را خراب و ویران میکردند. وهابیان، بار نخست در سال ۱۲۲۱هـ.ق. بخشی از بناهای قبرستان بقیع را ویران نموده و سپس با تکمیل سلطه خود بر حجاز در شوال سال ۱۳۴۴هـ.ق. کلیه این بناها و گنبدها و آثار را ویران و اموال و اشیای گران قیمت موجود در این اماکن را به تاراج بردند و نه تنها در مدینه، بلکه در هرجا گنبد و بارگاه و زیارتگاهی بود، به ویرانی آن اقدام کردند.
وهابیان در هیچ یک از اعمال خود و در ویران کردن گنبدها و ضریح‌ها، حتی گنبد مرقد حضرت رسول صلوات الله علیه منتظر نظر مردم نبودند و این اعمال،از پایه‌های مذهب آنان است. شاهد سخن آنکه، آنان همه گنبدها و زیارتگاه‌ها رادر مدینه و اطراف آن ویران کردند و حتی گنبد مضاجع ائمه اهل بیت(علیهم السلام) را در بقیع، که قبر عباس عموی پیامبر صلوات الله علیه نیز در کنار آن‌ها بود، خراب نمودند و دیوارها و صندوق ها و ضریح‌هایی که روی قبرهای شریف قرار داشت، همه را از بین بردند، در حالی که برای آن، هزار ریال مجیدی هزینه کرده بودند. در کتاب تاریخ حرم ائمّه بقیع این چنین نقل شده: … این اقدام دقیقاً در هشتم شوال ۱۳۴۴هـ. ق. انجام گرفت و به کارگرانی که این عمل ننگین را انجام دادند مبلغ هزارریال مجیدی دست مزد پرداخت گردید.آن‌ها دراین زیارتگاه‌ها، جز تلّی سنگ و خاک ، به عنوان علامت باقی نگذاشتند.
آنان هیچ قبرو ضریحی رااستثنا نکرده اند، بلکه قبر پیامبرصلوات الله علیه از آن جهت که بیشتر مورد احترام و علاقه مردم است، از دیدگاه آن‌ها و از نظر دلایل وهابیان، جهت تخریب دارای اولویت است واگرازاین نظر خاطرشان جمع بود، حتماً قبر پیامبر صلوات الله علیه را نیز ویران میکردند! بلکه پیش از مزارهای دیگر، به تخریب آن اقدام می کردند.

عکس العمل مردم ایران در قبال تخریب بقیع

 

باانتشار خبر تخریب ابنیه بقیع، به خصوص آثار قبور پیشوایان معصومِ مدفون در آن قبرستان، افکار عمومی در ایران به شدت تحت تأثیر قرار گرفت و شیعیان از خود واکنش‌های شدیدی نشان دادند به گونه ای که رییس الوزرای وقت، مجبور شد روز شانزدهم صفر را عزای عمومی اعلام کند.
روز شنبه شانزدهم صفر (۱۵ شهریور)، تعطیل عمومی شد واز طرف دسته جات مختلف تهران ، مراسم سوگواری و عزاداری به عمل آمدو عصر همین روز نیز یک اجتماع چندین ده هزار نفری، در خارج دروازه دولت تشکیل گردید و درآنجا خطبا و ناطقین، نطق‌های مهیجی ایراد کرده و نسبت به قضایای مدینه واهانتی که از طرف وهابی‌ها به گنبد مطهر حضرت رسول صلوات الله علیه به عمل آمده بود، اظهار انزجار و تنفّر شد.

به گزارشی، معاویه در فرمانی به مروان بن حکم، او را مامور الحاق حَش کوکب به قبرستان کرد. ابن‌عساکر که گرایش اموی دارد، خرید و الحاق حش کوکب به بقیع را به عثمان نسبت داده و ابن‌شبه این الحاق را بدون یاد کردن از نام معاویه، به بنی‌امیه نسبت داده است. این مکان بعدها به آرامگاه بنی‌امیه تبدیل شد.

بر پایه گزارشی، هنگام وفات ابو‌سعید خُدری به سال ۷۴ق.هنوز در بقیع که در آن هنگام افزون بر وسعت دوران پیامبر، حش کوکب هم به آن پیوسته بود، جای خالی یافت می‌شد؛ زیرا بر پایه وصیت ابوسعید، او را در دورترین نقطه بقیع که کسی دفن نشده بود، به خاک سپردند.]به تدریج خانه‌هایی که برخی صحابه در بقیع یا زمین‌های میان بقیع و مسجدالنبی ساخته بودند و برخی از آن‌ها به صورت آرامگاه خانوادگی درآمده بود، همچون خانه‌های عقیل بن ابی‌طالب،محمد بن حنفیهو ابن‌افلح به قبرستان افزوده شد.

از زمان دقیق این گسترش‌ها گزارشی در دست نیست؛ خانه‌ها و کوچه‌هایی که به تدریج بقیع العمات (محل دفن عمه‌های پیامبر) را از قبرستان بقیع جدا کرده بودند، به سال ۱۳۷۳ق. ویران شدند. این بخش به مساحت تقریبی ۳۵۰۰ متر مربع و نیز کوچه میان آن‌ها که زقاق العمات نام داشت، با مساحت ۸۲۴ متر مربع به بقیع پیوست و مساحت بقیع به ۱۵۰۰۰متر مربع (۱۵۰* ۱۰۰ متر) افزایش یافت.

به سال ۱۳۸۵ق. قطعه‌ای مثلث شکل در شمال بقیع که متعلق به شهرداری بود، با مساحت ۱۶۱۲ متر مربع افزوده شد.با گسترش دوم سعودی، مساحت بقیع به ۱۸۰۰۰۰متر مربع افزایش یافت.

فضیلت و اهمیت قبرستان بقیع

از پیامبر(ص) گزارش شده که به وی امر شد تا برای اهل بقیع آمرزش بخواهد و بر آن‌ها درود فرستد. در روایتی دیگر از وی آمده که هفتاد هزار تن با صفات نیکو از بقیع محشور می‌شوند.

بر پایه گزارشی دیگر، او بشارت داد که کسانی که در بقیع دفن شوند، مورد شفاعت یا گواهی وی قرار خواهند گرفت.پیامبر هر شبِ جمعه به بقیع می‌رفت و برای اموات بقیع طلب آمرزش می‌کرد گزارش‌هایی بسیار از حضور پیامبر و سخنان و نمازهای او از جمله نماز استسقاء و نماز عید در بقیع حکایت دارند.

پیامبر در واپسین سال زندگانی خود از سوی خداوند دوبار مامور شد تا به بقیع رود و برای اموات بقیع طلب آمرزش کند. در دومین حضور، در حالی که مریض بود، همراه با حضرت علی(ع) و فضل بن عباس و گروهی از صحابه به بقیع رفت و اموات را با عباراتی خطاب نمود و از وفات خود خبر داد.بر پایه گزارش برخی منابع، حضرت فاطمه دخت گرامی پیامبر پس از رحلت پدر بزرگوارش هر روز با دیده گریان به بقیع می‌رفت و در بیت الاحزان به سوگواری برای او می‌پرداخت. محل نماز خواندن حضرت زهرا در مسجدی در بقیع مشخص بوده است.

قبرستان بقیع مورد توجه اهل بیت

 

بقیع مورد توجه اهل بیت نیز بوده و گزارش‌هایی از زیارت بقیع از جانب اهل بیت در منابع یاد شده است.همچنین برخی منابع کراماتی از امامان را که در بقیع ظهور یافته، ثبت کرده‌اند.دانشورانی بسیار از شیعه و سنی به استحباب زیارت بقیع فتوا داده‌اند؛ اهمیت بقیع نزد مسلمانان به گونه‌ای بود که برخی با صرف هزینه‌های بسیار، به رغم نبود امکانات، جنازه عزیزانشان را برای دفن در بقیع از دورترین نقاط جهان اسلام بدان جا منتقل می‌کردند. از آن جمله می‌توان به انتقال جنازه امیر چوپان به بقیع اشاره کرد. با توجه به تاکیدهای پیامبر، زیارت قبور بقیع در طول تاریخ اسلام همواره مورد اهتمام مسلمانان بوده و حاکمان نیز به آن توجه نشان داده‌اند. در دوره امویان، حش کوکب به بقیع پیوست و سنگی که به دست پیامبر بر قبر عثمان بن مظعون قرار داده شده بود، به قبر عثمان بن عفان انتقال یافت.

آداب و کیفیت زیارت قبور قبرستان بقیع

از جمله آداب زیارت بقیع، به غسل نمودن و خواندن هشت رکعت نماز زیارت (برای هر امام دو رکعت) اشاره شده است. عباراتی از پیامبر(ص) در زیارت اهل بقیع گزارش شده است؛ از جمله: «السّلام علیکم اهل الدیار رحمکم الله»؛ «سلام بر شما اهل قبور؛ خداوند رحمتتان کند.

در گزارشی دیگر، پیامبر اموات بقیع را با این عبارت خطاب نمود: «السَّلَامُ عَلَی اَهْلِ الدِّیَارِ مَنْ فِیهَا مِنَ المُسْلِمِینَ، دَارِ قَوْمٍ مَیِّتِینَ، وَاِنَّا فِی آثَارِهِمْ ـ اَوْ قَالَ ـ: فِی آثَارِکُمْ لَلَاحِقُونَ»؛ «سلام بر مسلمانان از این سرزمین و بر کسانی که در خانه‌های مردگان مسکن دارند و ما نیز پس از آنان روانیم».  عایشه از حضور شبانه پیامبر در بقیع و آمرزش‌خواهی برای اموات آن گزارش داده است. آن گاه که وی چگونگی زیارت بقیع را از پیامبر جویا شد، او در جواب فرمود: «قولی: السَّلَامُ عَلَی اَهْلِ الدِّیَارِ مِنَ المُؤْمِنِینَ وَالمُسْلِمِینَ وَیَرْحَمُ اللهُ المُسْتَقْدِمِینَ مِنَّا وَالمُسْتَاخرین وَاِنَّا اِنْ شَاءَ اللهُ بِکُمْ لَلَاحِقُونَ»؛ «بگو: سلام بر اهل سرزمین از مؤمنان و مسلمانان. خداوند رحمت کند پیشی گیرندگان بر ما و کسانی را که پس از ما خواهند آمد. ما به خواست خدا به شما خواهیم پیوست». برای زیارت امامان بقیع آداب و زیارتنامه ویژه روایت شده است. ابراهیم فرزند رسول خدا(ص) و نیز فاطمه بنت اسد مادر گرامی امیرالمؤمنین دارای زیارتنامه‌های ویژه هستند.

شیوه دفن در قبرستان بقیع

پیامبر(ص) پس از دفن عثمان بن مظعون، سنگی را بالای قبرش گذاشت تا قبرش شناخته شود و دیگر مسلمانان کنار او دفن شوند.این سنگ بزرگ تا هنگام حکمرانی مروان بر مدینه وجود داشت. او این سنگ را به گوشه‌ای پرتاب کرد تا قبر عثمان بن مظعون مشخص نباشد.

پیامبر(ص) فرزندش ابراهیم را همانند عثمان دفن کرد و بدن او را در لحد با آجر پوشاند و پس از دفن، بر آن آب پاشید و بالای قبرش ایستاد و بر او سلام داد.

در بقیع مردگان با فاصله بسیار از یکدیگر دفن می‌شدند و قبر مردان با یک سنگ در بالای سر و قبر زنان با دو سنگ در بالا و پایین مشخص می‌شد. بر سنگ‌ مزارهای بقیع مطالبی نیز نگاشته می‌شد که از آن جمله می‌توان به برخی ابیات شاعر تونسی ابوالبرکات سعدی (م. ۷۳۴ق.) اشاره کرد:

حضرنا مسجد الهادی الشفیـــع

وجئــنا لندفـــن بالبقیــــع

اذا کان قبری فی البقیع بطیبـــه

فلا شک انی فی حمی صاحب القبر

نبی الهدی المبعوث من آل‌هاشم

علیه صلاه الله فی السر والجهر

به پیشگاه راهنمای شفاعت‌گر آمدیم تا در بقیع دفن شویم. اگر قبرم در بقیع در مدینه باشد، بی‌تردید در حمایت پیامبر هستم؛ پیامبری که از خاندان‌ هاشم مبعوث شد و درود خداوند در نهان و آشکار بر او باد!

زائر

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن