دانستنی هادانستنی‌های مذهبی

مردی که مورد احترام ائمه معصومین بود

حضرت عبدالعظیم حسنی، در چهارم ربیع الثانی سال ۱۷۳ هجری در شهر مدینه چشم به جهان گشود. ایشان فرزند عبداللّه بن علی، از نوادگان امام حسن مجتبی (ع) بودکه نسبتش با چهار واسطه به آن حضرت می رسید.

مردی که مورد احترام ائمه معصومین بود

حضرت عبدالعظیم حسنی، در چهارم ربیع الثانی سال ۱۷۳ هجری در شهر مدینه چشم به جهان گشود. ایشان فرزند عبداللّه بن علی، از نوادگان امام حسن مجتبی (ع) بودکه نسبتش با چهار واسطه به آن حضرت می رسید.

ادب نسبت به ساحت ائمه (ع)

«شیخ محمّد شریف رازی» در کتاب خود، پیرامون ادب حضرت عبدالعظیم نسبت به ساحت ائمه معصومین (ع) چنین می‌نویسد: «رفتار و عادت کریمانه حضرت عبدالعظیم (ع) این بود که هر وقت وارد مجلس حضرت امام جواد (ع) یا امام هادی (ع) می‌شد، با کمال ادب و خضوع و غایت حیا و تواضع، در حالی که دست‌های خود را از ردا بیرون آورده بود، با کمال ادب به محضر آن امامان سلام عرض می‌کرد و امام پس از جواب سلام، او را نزدیک خود می‌خواند و در کنار خویش می‌نشاند؛ به حدّی که زانوی مبارکش به زانوی مقدّس امام می‌چسبید و امام، کاملا از احوال او سؤال می‌کرد که این موجب حسرت و غبطه  دیگران می‌شد.»

محمّد شریف رازی در ادامه می‌نویسد: یکی از جنبه‌های احترام و تعظیم‌های امام جواد (ع) و امام هادی (ع) به جناب عبدالعظیم حسنی این بود که هیچ وقت اورا به نام نمی‌خواندند و پیوسته حضرتش را با کنیه اش – که «ابوالقاسم» بود- خطاب می‌نمودند و علمای ادب می‌گویند که کنیه برای تعظیم و تکریم و احترام، وضع شده است؛(۲) لذا به خوبی فهمیده می‌شود که حضرات ائمه معصومین (ع) تا چه حدّی برای جناب عبدالعظیم، احترام قائل بوده‌اند و اینها چیزی جز این نیست که تقوا، ورع و علم توأم با عمل عبدالعظیم، باعث شده است که محبوبیت خاصی نزد امامان معصوم بیابد.»

مقام و منزلت عبدالعظیم از زبان معصومین (ع)

شیخ صدوق در کتاب «کمال الدین» می نویسد: «وقتی که حضرت عبدالعظیم (ع) خدمت امام هادی (ع) مشرف شد و عقاید خود را اظهار نمود، امام فرمود: تو از دوستان حقیقی ما هستی.»(۳)

و نیز مؤلف کتاب «جنهالنعیم» می گوید: «شخصی به نام ابا حماد رازی – از شیعیان و موالیان شهر ری – با وجود مشکلات آن زمان به سامراء رفت و خدمت امام زمانش حضرت علی النقی (ع) رسید و مسائلی را پرسید. امام، ضمن پاسخ به مسائل او، فرمود:

«ای ابا حماد! هرگاه مشکلی از امور دینی برایت پیش آمد، جواب مشکل خود را از عبدالعظیم حسنی بخواه و سلام مرا به او برسان.»(۴)

عبدالعظیم در کلام علمای اسلام

سیّد جلیل القدر، حضرت عبدالعظیم حسنی، در میان فرزندان ائمه هدی (ع) از مقام و منزلت والایی برخوردار است که غالب دانشمندان و نوابغ عالم اسلام، هر کدام به نوبه خود، با عباراتی بدیع و بیاناتی لطیف، او را ستایش کرده‌اند؛ که بیان برخی از آنها در این جا جالب توجه بوده، موجب معرفت بیشتر به آن حضرت می‌گردد:

– شیخ بزرگوار، صدوق می‌نویسد: «حضرت عبدالعظیم (ع)» شخصی خدا پرست، پارسا و پسندیده خدا و رسول خدا – صلی اللّه علیه و آله – و مردم بوده است.»(۵)

صاحب بن عباد – که یکی از علمای اهل تسنن و وزیر فخر الدوله بوده است – می‌گوید:

«عبدالعظیم حسنی (ع) مردی با ورع، پارسا و پرهیزگار و دیندار و خدا پرست، معروف به امانت داری و دارای صداقت لهجه، دانای به امور دین و گویای توحید، و عدل بسیار بود. در زمان خودش در علم و ادب و فضل و دانش و تقوا، بعد از امام زمانش، برتمام معاصران خویش برتری داشته، هیچ کس را منزلت او نبوده و به تمام معنا تبعیّت و تقلید از حضرات ائمه (ع) می‌نمود و در اولاد و احفاد حضرت امام حسن مجتبی (ع) کسی به قدر مرتبه و مقام او نرسیده است.»(۶)

نجاشی نیز در کتاب «رجال» خود درباره شخصیت حضرت عبدالعظیم می‌گوید:

«عبدالعظیم (ع) در حال خوف و فرار از خلیفه، وارد شهرری گردید و در سرداب منزل یکی از شیعیان ساکن شد؛ وی در آن زیر زمین، که مخفی‌گاه او بود، روزها را روزه می‌داشت و شب‌ها را به نماز مشغول می‌شد.»(۷)

درمحضر سه امام

یکی از ویژگی‌های مهم در زندگی حضرت عبدالعظیم (ع) این بود که توفیق یافت محضر پرفیض سه حجّت الهی را – که عبارتند: از امام رضا، جواد و امام هادی (ع) – درک نماید، از تعالیم آن بزرگواران بهره‌مند گردد و سخنان و روایات آنان را به نسل‌های بعد منتقل نماید. وقتی امام رضا (ع) در مدینه به سر می‌برد، برای حضرت عبدالعظیم (ع) امکان دیدار با حضرتش فراهم بود؛ پس از شهادت آن حضرت، که امامت به امام جواد (ع) رسید، در آن مدت که امام نهم در مدینه بود، این سعادت و توفیق همچنان برای حضرت عبدالعظیم (ع) فراهم بود که با آن حضرت، تماس و دیدار داشته باشد و از دانش آن بزرگوار، بهره گیرد. گاهی نیز سؤالات خود را به صورت نامه از امام می‌پرسید و جواب مکتوب از امام دریافت می‌کرد.

سرشارترین و حسّاس‌ترین مقطع حیات حضرت عبدالعظیم، دوران امام هادی (ع) بود؛ گرچه امام هادی (ع) بخشی از عمر خویش را در یک منطقه  حفاظت شده نظامی و تحت نظر، در «سامرا» گذراند و در آن دوران، امکان ارتباط شیعیان با آن حضرت، کمتر و با مشکلاتی همراه بود؛ امّا عبدالعظیم حسنی (ع) درهمان زمان هم به محضر امام هادی(ع) می‌رسید و از او رهنمود می‌گرفت.

علت هجرت به ری

علت مهاجرت حضرت عبدالعظیم (ع) از مدینه به ری و سکونت در غربت را باید در اوضاع سیاسی و اجتماعی آن عصر، جستجو کرد.

خلفای عباسی نسبت به خاندان پیامبر (ص) و شیعیان ائمه (ع) بسیار سخت گیری می‌کردند. یکی از خشن ترین و بد رفتارترین این خلفا، «متوکل» بود که دوران خلافتش، نه تنها چندین بار مزار سیّدالشهداء (ع) را در کربلا تخریب کرد، از زیارت قبر آن حضرت نیز جلوگری می‌نمود. امام هادی (ع) با پنج نفر از خلفای عباسی – از جمله متوکّل – هم عصر بود. متوکّل، برای مصون ماندن از خشم انقلابی مردم مظلوم و جلوگیری از تجمع شیعه بر محور وجود امام هادی (ع) آن حضرت را از مدینه به سامرا برد، تا تمامی فعالیت‌ها و ارتباطات آن امام را زیر نظر داشته باشد. حتّی چندین بار مأموران خلیفه به خانه امام ریختند و با گستاخی تمام، به تفتیش خانه  آن حضرت پرداختند. وقتی نسبت به امام معصوم، با آن موقعیت حساس، اینگونه برخوردهای تند وجود داشت، درباره ی پیروان آنان و شخصیت های رده بعدی، سختگیری و خوف و خطر بیشتری بود.

از آنجا که حضرت عبدالعظیم (ع) بعضا به خدمت امام هادی (ع) در سامرا می‌رسید و از محضرش استفاده می‌نمود، جاسوسان خلیفه ارتباط ایشان را با امام هادی (ع) گزارش نمودند و در پی آن، خلیفه دستور تعقیب و دستگیری وی را صادر کرد و لذا حضرت عبدالعظیم حسنی برای مصون ماندن از خطر خلیفه  عباسی، خودرا از چشم مأموران پنهان می‌کرد و در شهرهای مختلف به صورت ناشناس، رفت و آمد می کرد و این وضع ادامه داشت تا اینکه حضرت عبدالعظیم به شهر «ری» رسید و در آنجا قصد اقامت نمود.(۸)

حضرت عبدالعظیم در «ری»

حضرت عبدالعظیم به صورت یک مسافر ناشناس، وارد رِی شد و در محله  «ساربان» در کوی «سکهالحوالی» به منزل یکی از شیعیان رفت. مدتی در زیر زمین آن خانه به سر  برد و مردم از حضورش بی خبر بودند و تنها افراد انگشت شماری از شیعیان او را می‌شناختند و از حضورش در آن محله، مطلع بودند که آنان هم می‌کوشیدند که این خبر، فاش نشود تا خطری جان ایشان را تهدید نکند. امّا با گذشت زمان، افراد بیشتری حضرت عبدالعظیم (ع) را می‌شناختند و به خانه‌اش رفت و آمد می‌کردند تا از علوم و روایاتش بهره گیرند وعطر خاندان عصمت را از او ببویند.(۹)

غروب خورشید

روزهای پایانی عمر پر برکت حضرت عبدالعظیم (س) با بیماری همراه بود. آن قامت بلند ایمان و تلاش، به بستر افتاده بود و پیروان اهل بیت (ع) در آستانه محرومیت از وجود پر خیر و برکت این سیّد کریم قرار گرفته بودند. عبدالعظیم حسنی (ع) علاوه بر رنجی که از بیماری و غربت و دوری از خویشاوندان می‌برد، اندوه مصیبت‌های پیاپی مردم و روزگار تلخ شیعیان در عصر حاکمیت عباسیان، برایش جانکاه بود. او با ذکر پیوسته خدا و عبادت به روح خود آرامش می‌بخشید و بار غربت و بیماری را بردوش می‌کشید.

بنابر قول مشهور، خورشید فروزان ری، حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) در پانزدهم شوال ۲۵۲هجری، غروب کرد(۱۰) و در پی آن شعله  دیرپای حق و ایمان در آن دیار، فرو خوابید. خبر درگذشت آن بزرگوار، دهان به دهان گشت و مردم شهر، جملگی سیاه پوش شدند و بر در خانه  آن حضرت صدا به گریه و شیون بلند کردند و پس از آنکه پیکر مطهّر حضرت عبدالعظیم (ع) در میان خیل عظیم مردم تشییع شهر، در آن شهر به خاک سپرده شد.

قرن‌هاست که حرم با شکوه حضرت عبدالعظیم (ع)، با جلوه‌ای ملکوتی و معنوی که داشته، کهربای جان‌های مشتاق و دل‌های پاک بوده است و همواره قلوب اهل معرفت، کبوتر وار برگرد حرمش طواف کرده است.

فضیلت و ثواب زیارت

فرهنگ زیارت در مکتب شیعه، از شیوه‌های اساسی احیای نام و یاد بزرگان، عالمان و اولیای خدا است. حضوریافتن در کنار قبور انسان‌های والا و برجسته، هم ارج نهادن به پاکی و صداقت و ایمان و جهاد آنان است و هم الگوگیری از زندگی و الهام جویی از نام ویاد ایشان است، لذا تشویق‌های بسیاری که در روایات اسلامی پیرامون زیارت مرقد ائمه معصومین و امامزادگان بزرگوار آمده است، یک دستور تربیتی و ارشادی است. زیارت حرم باصفای حضرت عبدالعظیم حسنی علیه السلام نیز در همین راستا مورد تأکید و توجه بوده است که در روایتی از امام هادی (ع) آمده است که هر کس قبر حضرت عبدالعظیم (ع) را زیارت کند، خداوند بهشت را به او پاداش می‌دهد! (۱۱)

وهمچنین در نقل دیگری آمده است که مردی از اهل ری، خدمت امام هادی (ع) رسید. امام از او پرسید: کجا بودی؟ گفت: به زیارت سیّد الشهدا (ع) رفته بودم. حضرت فرمود: بدان که اگر قبر عبدالعظیم حسنی را زیارت کنی، گویا حسین بن علی علیه السّلام را زیارت کرده‌ای.(۱۲)

اینکه زیارت حضرت عبدالعظیم (ع) پاداش بهشت دارد و یا همچون زیارت کربلا ارزشمنداست، دلیل و نشانه ی مقام والا و عالی آن سیّد بزرگوار در نزد خدا و اهل بیت عصمت (ع)است؛ چراکه وی درآن دوران سخت و پرخطر، مطیع امامان بود و فروغ احادیت و کلمات نورانی ائمه  اطهار(ع) را در شهرهای مختلف می گستراند؛ لذا فعالیت او در چنان شرایط خطیر از ارزش خاصی برخوردار بود.

گوهرهای ناب

حضرت عبدالعظیم (ع) علاوه بر دانش، تقوا، مجاهدت و مقام والای اخلاقی و فضایل معنوی، از موثّق ترین راویان احادیث از اهل بیت عصمت (ع) بود. نام وی در سلسله سند تعدادی از احادیث، در موضوعات تفسیری، فقهی، اخلاقی و اعتقادی می‌درخشد. در پایان این نوشتار کوتاه به عنوان تبرّک از کلام معصومین (ع) برخی از احادیثی که حضرت عبدالعظیم (ع) مستقیما خود از امام معصوم (ع) شنیده است، بیان می‌کنیم.

رفتار مکتبی

امام رضا (ع) خطاب به حضرت عبدالعظیم (ع) فرمودند: «ای عبدالعظیم! سلام مرا به دوستانم برسان و به آنان بگو که شیطان را به خودشان راه و سلطه ندهند. آنان را به راستگویی و امانت داری و سکوت و ترک مجادله در کارهای بیهوده و دیدار و توجه به یکدیگر دستور بده؛ چراکه اینها مایه نزدیک شدن به من است. خود را مشغول دشمنی با یکدیگر و دریدن هم نکنند! من با خودم پیمان بسته‌ام که هرکس چنین کند و یکی از دوستانم را به خشم آورد، از خدا بخواهم که او را در دنیا به شدیدترین نحو عذاب کند. در آخرت نیز، وی از زیانکاران خواهد بود.»(۱۳)

زیارت امام رضا (ع)

حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) از امام جواد (ع) روایت می‌کند که آن حضرت فرمودند: «هر کس پدرم -امام رضا(ع)- را بامعرفت به حقش، در طوس زیارت کند، بهشت را نزد خداوند برای او ضمانت می کنم.»(۱۴)

انتظار فرج

حضرت عبدالعظیم می‌گوید: «امام جواد (ع) برای من فرمود: «به درستی که قائم خاندان ما همان «مهدی» است که واجب است در زمان غیبتش، انتظار او کشیده شود و در ظهورش اطاعت گردد. سوگند به خدایی که محمّد را به رسالت برانگیخت و مارا به امامت مبعوث نمود، اگر از دنیا فقط یک روز باقی بماند، آن روز آنچنان طولانی خواهد شد که مهدی (ع) از پشت پرده غیبت ظهور خواهد کرد و زمین را پر از عدل و داد خواهدنمود. خداوند امور ولی عصر را در یک شب، اصلاح خواهد نمود؛ به همان روشی که امر موسی بن عمران را در یک شب اصلاح کرد….بهترین اعمال شیعیان ما انتظار فرج است.»(۱۵)

فضائل حضرت عبدالعظیم (ع) از زبان ائمه(ع)

ابن قولویه در کامل الزّیارات (باب ۱۰۷ صفحه ۳۲۴) از علیبن حسین ابن موسی بن بابویه و او از محمّد ابن یحیی اشعری عطار قمی روایت کرده یکی از اهالی ری گفت بر حضرت ابوالحسن العسکری امام هادی(ع) وارد شدم آن جناب از من پرسید کجا بودی؟

عرض کردم به زیارت سیدالشهدا(ع) رفته بودم آن حضرت فرمود: بدان و آگاه باش اگر قبر عبدالعظیم حسنی(ع) را که در نزد شماست زیارت کرده بودی مثل آن است که حضرت حسین بن علی را در کربلا زیارت کرده باشی.

گفتار علماء درباره حضرت عبدالعظیم(ع)

نجاشی در رجال خود حضرت عبدالعظیم(ع) را پس از ذکر شجره اش صاحب خطبه امیر المؤمنین(ع) ذکر نموده است. مرحوم میرزا حسین نوری محدّث قرن اخیر در مستدرک الوسائل صفحه ۶۱۴ ذکر نام و معروفیت وی را به امانت و راستگویی و درستکاری و اهل زهد و عبادت بودن تأکید می نماید و از قول حضرت ابوالحسن الهادی(ع) پاداش زیارت او را بهشت می داند.

مرحوم کجوری در روح و ریحان از قول سید مرتضی علم الهدی حدیث عرض دین آن حضرت را نقل کرده است. مرحوم مجلسی در هدیه الزائرین ص ۵۴۶ از مزارات معلوم و مشهور، مرقد منّور حضرت عبدالعظیم(ع) را در مقابل شجره ری ذکر می کند. شیخ الطّائفه در رجال خود حضرت عبدالعظیم(ع) را از اصحاب امام هادی(ع) ذکر کرده و در پایان نام اورا به رضی الله عنه یاد نموده که رضی الله عنه نزد اصحاب حدیث با اهمیت است. علّامه حلّی در خلاصه الاقوال، حضرت عبدالعظیم(ع) را جزء ثقات و ممدوحین ذکر کرده مرحوم صدوق(ره) در صفحه ۹۲ ثواب الاعمال از محاسن برقی حدیثی را از حضرت عبدالعظیم(ع) نقل کرده و صاحب محاسن او را رضی قلمداد نموده است.

مرحوم صدوق(ره) در من لا یحضره الفقیه کتاب صوم باب یوّم الشّک حدیثی را از قول حضرت عبدالعظیم(ع) نقل نموده و گفته این حدیث نادر است و من جز در طریق عبدالعظیم(ع) ندیده ام و او هم مرضی است، این گفتار نهایت اعتماد را می رساند.

محمّد ابن علی اردبیلی در جامع الرّواه گفتار شیخ طوسی(ره) و نجاشی را ذکر کرده است. مرحوم میرداماد رحمت الله علیه در راشحه خامسه از (رواشح السّماویه) گفته : واضح است که طریق عبدالعظیم حسنی(ع) مدفون در مسجد شجره ری (حسن) شمرده شود زیرا که اهل حدیث و علما رجال وی را مدح و توصیف و تمجید نموده اند. اگر چه در گفتار علما به توثیق او تصریح نشده است من معتقدم افراد روشن و بصیری که در حدیث تخصّص داشته و در حالت رجال و محدّثین مطالعات کافی دارند از اینکه تصریح به توثیق این محدّث بزرگوار نشده اظهار ناراحتی می کنند و این سکوت را زشت می شمارند. مگر حضرت هادی (ع) به او نفرمود، تو به حقّ از دوستان ما هستی؟ این فرمایش امام(ع) جامع ترین تعریف درباره حضرت عبدالعظیم(ع) با در نظر گرفتن شرافت، نسب و عظمت خانوادگی اوست.

اکنون تمام اینها دلالت دارد که وی مردی شریف و بزرگوار خوش نفس و خوش عقیده بوده و اخباری که در زیارت او از امام علی النّقی(ع) رسیده و محدّثین بزرگی چون صدوق(ره) و ابن قولویه(ره) آنها را در کتب خود ذکر کرده اند شاهد گویائی از مقام ارجمند وی در نزد معصومین (علیهم السّلام) است و گفتار دو عالم بزرگوار فوق الذکر کفایت می کند که طریق حضرت عبدالعظیم(ع) را در درجه عالی از صحت بدانیم و اخبار و احادیث منقول وی را در اعداد “صحاح” بشماریم مرحوم شیخ عبدالله ممقانی در تنقیح المقال درباره حضرت عبدالعظیم(ع) سخن گفته، نوشته است علّت عدم تصریح محدّثین و فقها به توثیق ایشان جلالت و بزرگواری وی را ثقه ذکر کنند، زیرا مقام آن حضرت والاتر از ثقه می باشد. مرحوم شیخ عبّاس قمی(ره) در سفینه البحار گفتار صاحب بن عباد و بقیه علما را آورده و در مورد زیارت ایشان فضیلت زیادی را ذکر نموده است.

روایات حضرت عبدالعظیم(ع)

حضرت عبدالعظیم(ع) به عنوان یکی از محدثین مشهور، روایات متعددی را از معصومین(علیهم السّلام) نقل نموده است.

در این مقال به ذکر برخی از احادیث مذکور می پردازیم.

حضرت عبدالعظیم(ع) با چند واسطه از قول اسباط گوید: در خدمت حضرت امام صادق(ع) بودم. مردی از وی درباره آیه شریفه (ان فی ذالک لایات للمتوسّمین …و انها لبسبیل مقیم) سوال می کرد، راوی گفت: حضرت بدو فرمودند: مقصود از متوسّمین، ما هستیم و سبیل مقیم نیز راهی است که ما آن را بپا داشته ایم، یعنی باید از طریق ما بروند تا به سر منزل مقصود برسند.

حضرت عبدالعظیم(ع) از امام رضا(ع) روایت کرده که آن جناب فرمود: سلام مرا به دوستانم برسان و به آنها بگو در دلهای خود از برای شیطان راهی باز نکنند و آنها را امر کن به راستگوئی در گفتار و ادای امانت و این عمل آنها موجب نزدیکی به من می شود.

حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) از حضرت جواد(ع)، ایشان از پدرش و او از جدّش روایت کرده که فرمود: از حضرت صادق(ع) شنیدم می فرمود: سرپیچی از فرمان و دستورات پدر و مادر از گناهان بزرگ است زیرا خداوند(عاق) را ستمگر و بدبخت معرفی فرموده و او را به سخت ترین عذابها وعده داده است.

حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) فرمود : به حضرت جواد(ع) عرض کردم، از پدرانت برای من حدیثی روایت فرما. حضرت فرمود: پدرم از جدش و او از پدرانش از حضرت امیر المومنین(ع) روایت کرده که فرمود: شما هرگز نمی توانید مردم را به‌وسیله ثروت و مالی که در دست دارید به خود متوجّه سازید، بلکه آنان را به‌وسیله اخلاق و روش صحیح به خود نزدیک کنید. گوید عرض نمودم بیشتر بیان نمائید، فرمودند: بد توشه ای است برای روز قیامت دشمنی کردن با بندگان خدا… .

حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) فرمود، از حضرت ابوالحسن هادی(ع) شنیدم می فرمود: مقصود از (رحیم) از رحمت و آمرزش دور شدن، و از درگاه خداوند رانده شدن میباشد (و او شیطان است) و هیچ مؤمنی او را به یاد نمی آورد مگر با لعن و نفرت.

حضرت عبدالعظیم الحسنی(ع) از حضرت امام جواد(ع) و او از پدرانش (علیهم السّلام) و آنها از حضرت امام سجّاد(ع) روایت فرمودند که: روزی سلمان فارسی، ابوذر غفاری را به خانۀ خود میهمان کرد و از میان انبان (کیسه)، تکّه نان ِخشکی بیرون کشید و قدری آب بر آن پاشید. ابوذر گفت: چقدر خوب می شد که همراهِ نان، قدری نمک هم بود! سلمان برخاست و رفت و ظرف آب خود را گرو گذاشت و مقداری نمک تهیّه کرد و آن را در مقابل ابوذر گذارد، ابوذر از آن نمک به آن نان می پاشید و میل می کرد و می گفت: خداوند را سپاسگزارم که ما را تا این اندازه قناعت روزی فرموده: سلمان گفت  «اگر قناعت در کار بود، ظرف آب به گِرو نمی رفت».

حضرت عبدالعظیم(ع) می فرماید: روزی به خدمت حضرت امام محمد تقی(ع) رسیدم و این گفتار دلنشین را از امام شنیدم که فرمود: “ملاقاه الاخوان نشره و تلقیح للعقل و ان کان نظرا قلیلا” دیدار دوستان آرامش و سلامت عقل را در پی دارد، اگر چه دیداری کوتاه باشد.

روزی حضرت امام رضا(ع) رو به حضرت عبدالعظیم (ع) فرمود و چند توصیۀ راهگشای اخلاقی به او آموخت تا به شیعیان و یاران ابلاغ کند. متن فرمایش چنین بود: ای عبدالعظیم، سلام مرا به دوستان برسان و به آنها بگو:

* شیطان را به دلهای خویش راه ندهند.

* درگفتار خویش، راستگو باشند و امانت را ادا کنند.

* از جدال و نزاع بیهوده ای که سودی برایشان ندارد دوری کنند و خاموشی را پیشه خود سازند.

* به همدیگر روی آورند و به دیدار و ملاقات هم بروند «فان ذلک قربه الیَّ» زیرا اینکار موجب نزدیکی به من است.

* آنان خود را به دشمنی و بدگویی با یکدیگر مشغول نسازند، زیرا با خود عهد کرده ام که اگر کسی چنین کاری انجام دهد و دوستی از دوستانم را ناراحت کند یا به خشم آورد، خداوند را بخوانم تا او را در دنیا با شدیدترین عذابها مجازات کند و در آن سرا نیز از زیانکاران خواهد بود.

* به ایشان بگو: همانا پروردگار نیکوکارانشان را آمرزیده و از خطای گنهکارانشان درگذشته است، مگر کسانی که به خدا شرک ورزیده یا دوستی از دوستانم را آزرده، یا کینه آنها را با دل بگیرد. بدرستی که خداوند او را نخواهد بخشید تا آنکه از کردار ناشایست خویش دست بکشد، هر گاه از این اعمال نادرست دوری گزیند، آمرزش خدا را شامل خود گردانیده است وگرنه، روح ایمان از قلبش بیرون رفته و از ولایت ما خارج گشته است و بهره ای از ولایت ما نخواهد برد «و اعوذبک من ذلک»

روزی حضرت عبدالعظیم(ع) از حضرت امام هادی(ع) شنید که فرمود: همانا پروردگار، ابراهیم را دوست خود گرفت، زیرا که او بر حضرت محمد(ص) و اهل بیتش (علیهم السّلام) بسیار صلوات می فرستاد.

حضرت عبدالعظیم(ع) می فرماید: روزی در محضر مبارک امام جواد(ع) بودم. عرض کردم: ای فرزند رسول خدا(ص) حدیثی از پدران بزرگوارت(ع) برای من روایت فرمائید. حضرت امام جواد(ع) فرمود: پدرم(ع) از جدّم(ع) و او از پدرانش (علیهم السّلام) و آنان از حضرت امیرمؤمنان(ع) روایت کرده اند که فرمود:

*هر کس خود را بی نیاز بداند (در امور مهم بدون مشورت عمل کند) خود را درخطر افکنده است.

*هر کس در دام خودبینی افتاد، نابود خواهد شد.

*هر کس یقین کند آنچه را می دهد عوض دارد هرگز در بخشش و احسان کوتاهی نخواهد کرد.

حضرت عبدالعظیم(ع) روایت فرماید که حضرت امام جواد(ع) فرمود: که وجود مقّدس حضرت امیرالمؤمنین علی ابن ابیطالب(ع) فرمود: ارزش هر کس به اندازه اعمال نیکوی اوست.

حضرت امام محمّد باقر(ع) به محمّد بن مسلم فرمود: مردم تو را گول نزنند، زیرا که مسئولّیت کارهای تو، به خودت متوجّه است و به آنها ارتباط ندارد. ایّام عمرت را به کارهای بیهوده نگذران،. روزهای زندگی را به چون و چرا به هدر مده، زیرا همراه تو کسانی هستند که کارهای روزانۀ تو را محاسبه و یادداشت می کنند. اگر عمل نیکی را انجام دادی، گرچه کوچک باشد، حقیر مشمار، برای اینکه آن را خواهی دید در جایی که تو را خشنود سازد، و اگر کار بدی انجام دادی، آن را نیز کوچک مشمار زیرا که به تو خواهد رسید. در هنگامی که تورا بدحال سازد، و نیکی کن، بدرستی که من چیزی را ندیدم که انسان را از زودتر به مقصد رساند از عمل خوبِ تازه ای که در مقابل گناه کهنه ای انجام دهد.

حضرت عبدالعظیم(ع) روایت فرماید که روزی به وجود مقدّس حضرت امام جواد(ع) عرض کردم: ای فرزند رسول خدا(ص) حدیثی از پدران بزرگوارت (علیهم السّلام )برای من روایت فرمائید.

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید

بستن
بستن