دانستنی هازیارت و فلسفه زیارت

نگاه اجمالی به زندگی حضرت امام حسین (علیه السّلام)

سوّمين امام شیعیان، دوّمين سبط رسول خدا (صلی الله علیه و آله) يكى از پنج تن اصحاب كساء، سرور جوانان اهل بهشت، سید الشهداء، حسین بن علی بن ابیطالب بن عبدالمطلب بن هاشم بن عبد مناف، بنا به قول مشهور در روز سوم شعبان سال چهارم هجری در مدینه منوره متولد شدند

داروخانه آنلاین داروپلاس

نگاه اجمالی به زندگی حضرت امام حسین (علیه السّلام)

 ولادت حضرت امام حسین (علیه السّلام)

سوّمین امام شیعیان، دوّمین سبط رسول خدا (صلی الله علیه و آله) یکى از پنج تن اصحاب کساء، سرور جوانان اهل بهشت، سید الشهداء، حسین بن علی بن ابیطالب بن عبدالمطلب بن هاشم بن عبد مناف، بنا به قول مشهور در روز سوم شعبان سال چهارم هجری در مدینه منوره متولد شدند و در خاندان وحی در دامن مادر بزرگوارشان حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) و پیامبر خدا (صلی الله علیه آله) و وصی بلافصل ایشان حضرت امیرالمومنین (علیه السّلام) رشد و نمو نمودند.

در اقوالی روز ولادت حضرت را در پنجم شعبان و سال تولد ایشان را سوم هجری نقل کرده اند. «گروهى تولد امام را در اواخر ربیع الاول و گروهى دیگر در سوّم یا پنجم جمادى الاولى دانسته‏اند اما به قول مشهور تولد آن حضرت را در ماه شعبان و مدت حمل آن حضرت را شش ماه بوده است.» (۱)

شیخ طوسى (رحمه اللّه) روایت کرده است که بیرون آمد توقیع شریف به سوى قاسم بن علاء همدانى وکیل امام حسن عسکرى (علیه السّلام) که مولاى ما حضرت حسین (علیه السّلام) در روز پنج شنبه سیّم ماه شعبان متولّد شده، پس آن روز را روزه دار و این دعا را بخوان: «اللّهمّ انّى اسألک بحقّ المولود فى هذا الیوم…» (۲)

البته درباره سبقت زمانی خلقت نور ائمه معصومین (علیهم السّلام) احادیثی بسیاری ذکر شده است. نور وجود پر خیر و برکت حضرت اباعبدالله الحسین (علیه السّلام) نیز هزاران سال قبل از خلقت آدم و جهان در عرش الهی آفریده شد که به ذکر یکی از احادیث در این باره اکتفا می نماییم:

کِتَابُ الْمُقْتَضَبِ، عَنْ سَلْمَانَ الْفَارِسِیِّ (ره) قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص)‏: یَا سَلْمَانُ خَلَقَنِیَ اللَّهُ مِنْ صَفَاءِ نُورِهِ فَدَعَانِی فَأَطَعْتُهُ فَخَلَقَ‏ مِنْ نُورِی عَلِیّاً فَدَعَاهُ فَأَطَاعَهُ فَخَلَقَ مِنْ نُورِی وَ نُورِ عَلِیٍّ فَاطِمَهَ فَدَعَاهَا فَأَطَاعَتْهُ فَخَلَقَ مِنِّی وَ مِنْ‏ عَلِیٍّ وَ مِنْ فَاطِمَهَ الْحَسَنَ وَ الْحُسَیْنَ فَدَعَاهُمَا فَأَطَاعَاهُ ثُمَّ خَلَقَ مِنْ نُورِ الْحُسَیْنِ تِسْعَهَ أَئِمَّهٍ فَدَعَاهُمْ فَأَطَاعُوهُ قَبْلَ أَنْ یَخْلُقَ اللَّهُ سَمَاءً مَبْنِیَّهً أَوْ أَرْضاً مَدْحِیَّهً أَوْ هَوَاءً أَوْ مَاءً أَوْ مَلَکاً أَوْ بَشَراً وَ کُنَّا بِعِلْمِهِ أَنْوَاراً نُسَبِّحُهُ وَ نَسْمَعُ لَهُ وَ نُطِیعُ. (۳)

 در کتاب مقتضب از سلمان فارسی (رحمه الله) نقل شده است که گفت رسول الله (صلی الله علیه و آله) فرمودند: ای سلمان خدا مرا از نور خالص و برگزیده خویش آفرید و پس مرا خواند و من او را اطاعت کردم و از نور من علی (علیه السّلام) را خلق کرد او را خواند پس او خداوند را فرمانبرداری نمود و از نور من و نور علی فاطمه را خلق کرد و او را خواند پس او خدای را اطاعت نمود و از نور من و علی و فاطمه، حسن و حسین را آفرید و آن دو را به خود فرا خواند پس ایشان از خدا فرمانبرداری و اطاعت نمودند. سپس از نور حسین نُه امام را آفرید و آنان را فرا خواند پس آنان او را اطاعت و فرمانبرداری نمودند قبل از اینکه آسمان بنا نهاده شود یا زمین گسترده شود یا هوا یا آب یا فرشتگان یا انسان آفریده شود و ما به علم الهی انواری بودیم که او را تسبیح می گفتیم و از او می شنیدیم.

«حضرت امام حسین (علیه السّلام) مدت پنجاه و هفت سال و چند ماه در این جهان زندگى کردند؛ که مدت هفت سال با جد بزرگوارش و مدت سى و هفت سال با پدر گرامیش و مدت چهل و یک سال با برادرش و ده سال و چند ماه هم پس از برادرشان در جهان زندگى کردند و در عاشورای سال شصت و یک هجرى روز شنبه یا دوشنبه یا جمعه به اختلاف روایات به شهادت رسیدند.» (۴)

«شیخ طوسى (رحمه اللّه) و دیگران به سند معتبر از حضرت امام رضا (علیه السّلام) نقل کرده‏اند که چون حضرت امام حسین (علیه السّلام) متولّد شدند، حضرت رسول (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم) اسماء بنت عمیس را فرمود که اى اسماء فرزند مرا بیاور.

اسماء گفت: آن حضرت را در جامه سپید پیچیدم و به خدمت حضرت رسالت (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم) بردم، حضرت او را گرفت و در دامن گذاشت و در گوش راست او اذان و در گوش چپش اقامه گفت پس جبرئیل نازل شد و گفت: حق تعالى تو را سلام مى ‏رساند و مى ‏فرماید که چون على (علیه السّلام) نسبت به تو به منزله هارون است نسبت به موسى (علیه السّلام) پس او را به اسم پسر کوچک هارون نام کن که شبیر است و چون زبان تو عربى است او را حسین نام کن. پس حضرت رسول (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم) او را بوسید و گریست و فرمود: تو را مصیبتى عظیم در پیش است. خداوندا قاتل او را لعنت کن، پس فرمود: اى اسماء، این خبر را به فاطمه مگو.

چون روز هفتم شد، حضرت رسول (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم) فرمودند که فرزند مرا بیاور. چون او را به نزد آن حضرت بردم، گوسفند سیاه و سفیدى از براى او عقیقه کرد، یک رانش را به قابله داد و سرش را تراشید و به وزن موى سرش نقره تصدّق کرد و خلوق (۵) بر سرش مالید، پس او را بر دامن خود گذاشت و فرمود: اى ابا عبد اللّه، کشته شدن تو بر من چه بسیار گران است پس بسیار گریست. اسماء گفت: پدر و مادرم فداى تو باد، این چه خبر است که در روز اوّل ولادت گفتى و امروز نیز مى ‏فرمایى و گریه مى‏ کنى؟ حضرت فرمود: که مى‏ گریم بر این فرزند دلبند خود که گروهى کافر ستمکار از بنى امیّه او را خواهند کشت، خدا شفاعت مرا به ایشان مرساند، خواهد کشت او را مردى که رخنه در دین من خواهد کرد و به خداوند عظیم کافر خواهد شد، پس گفت: خداوندا، درخواست مى ‏کنم از تو در حقّ این دو فرزندم آنچه را که ابراهیم در حقّ ذریّت خود درخواست نمود. خداوندا، تو دوست دارى ایشان را و دوست دار هر کس که دوست دارد ایشان را و لعنت کن هر که ایشان را دشمن دارد چنان لعنتى که آسمان و زمین پر شود.» (۶)

احادیث نقل شده درباره نامگذاری حضرت امام حسین (علیه السّلام)

أَبُو بَکْرٍ الشِّیرَازِیُّ فِی مَا نَزَلَ مِنَ الْقُرْآنِ فِی أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ (ع) عَنْ مُقَاتِلٍ عَنْ عَطَا فِی قَوْلِهِ تَعَالَى‏ وَ لَقَدْ آتَیْنا مُوسَى الْکِتابَ‏ کَانَ فِی التَّوْرَاهِ یَا مُوسَى إِنِّی اخْتَرْتُکَ وَ وَزِیراً هُوَ أَخُوکَ یَعْنِی هَارُونَ لِأَبِیکَ وَ أُمِّکَ کَمَا اخْتَرْتُ لِمُحَمَّدٍ إِلْیَا هُوَ أَخُوهُ وَ وَزِیرُهُ وَ وَصِیُّهُ وَ الْخَلِیفَهُ مِنْ بَعْدِهِ طُوبَى لَکُمَا مِنْ أَخَوَیْنِ وَ طُوبَى لَهُمَا مِنْ أَخَوَیْنِ إِلْیَا أَبُو السِّبْطَیْنِ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ وَ مُحَسِّنٍ الثَّالِثِ مِنْ وُلْدِهِ کَمَا جَعَلْتُ لِأَخِیکَ هَارُونَ‏ شَبَّراً وَ شَبِیراً وَ مُشَبِّرا.(۷)

ابوبکر شیرازی درباره آن آیاتی که در شأن امیرالمومنین (علیه السّلام) نازل شده است از مقاتل بن عطا درباره این سخن خدای تعالی «وَ لَقَدْ آتَیْنا مُوسَى الْکِتابَ‏» نقل کرده است: در تورات آمده است من تو را برگزیدم و برادر تنی ات یعنی هارون را به عنوان وزیر برگزیدم همان گونه که برای محمد (صلی الله علیه و آله) إلیا را برگزیدم و او برایش برادر و وزیر و وصی و خلیفه پس از او خواهد بود. خوشا بر شما از دو برادر و خوشا بر آنها از دو برادر. إلیا پدر سبطین است حسن و حسین و محسن هر سه از فرزندان او هستند همان طور که برای برادرت هارون شبر و شبیر و مشبّر را قرار دادم.

فِرْدَوْسِ الدَّیْلَمِیِّ عَنْ سَلْمَانَ قَالَ النَّبِیُ‏: سَمَّى هَارُونُ ابْنَیْهِ شَبَّراً وَ شَبِیراً وَ إِنِّی سَمَّیْتُ ابْنَیَّ الْحَسَنَ وَ الْحُسَیْنَ بِمَا سَمَّى هَارُونُ ابْنَیْه‏. (۸)

فردوس دیلمی از سلمان فارسی نقل می کند که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمودند: هارون نام پسران خویشتن را شبر و شبیر نهاد. من نام دو فرزندم را حسن و حسین نهادم.

عِمْرَانُ بْنُ سَلْمَانَ وَ عَمْرُو بْنُ ثَابِتٍ قَالا: الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ اسْمَانِ مِنْ أَسَامِی أَهْلِ الْجَنَّهِ وَ لَمْ یَکُونَا فِی الدُّنْیَا. (۹)

از عمران بن سلمان و عمرو بن ثابت نقل شده است حسن و حسین دو نام از نامهاى بهشتی می باشند که قبلا در دنیا نبوده‏اند.

وَ حَکَى أَبُو الْحُسَیْنِ النَّسَّابَهُ کَأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ حَجَبَ هَذَیْنِ الِاسْمَیْنِ عَنِ الْخَلْقِ یَعْنِی حَسَناً وَ حُسَیْناً حَتَّى یُسَمَّى بِهِمَا ابْنَا فَاطِمَهَ (ع). فَإِنَّهُ لَا یُعْرَفُ أَنَّ أَحَداً مِنَ الْعَرَبِ تَسَمَّى بِهِمَا فِی قَدِیمِ الْأَیَّامِ إِلَى عَصْرِهِمَا لَا مِنْ وُلْدِ نِزَارٍ. (۱۰)

ابو الحسین نسب شناس حکایت می کند: گویی خداى عزّ و جلّ این دو اسم حسن و حسین را از نظر مردم پنهان داشته است تا اینکه به این دو اسم فرزندان فاطمه زهراء (علیها السّلام) را نام گذاری نماید. چرا که کسی از عرب از قدیم الایام تا عصر آن دو بزرگوار و کسی را به این دو اسم حتی از فرزندان نزار بدین نام نامیده شده باشند؛ نمی شناسد.

 کنیه و لقبهای حضرت‏ امام حسین (علیه السّلام)

«کنیه آن حضرت را ابو عبد اللّه و ابو على ذکر کرده اند.» (۱۱)

القاب حضرت امام حسین بسیار است. برترین لقب ایشان «سید الشباب اهل الجنه» است که حضرت رسول الله (صلی الله علیه و آله) به حضرت امام حسین و برادر بزرگوارش اختصاص داده اند و از معروفترین القاب ایشان «سیدالشهدا» می باشد.

در کتاب کشف الغمه القاب حضرت امام حسین را چنین برشمرده است: «رشید، طیب، وفى، سید، زکى، مبارک، التابع لمرضات اللَّه، الدلیل على ذات اللَّه عز و جل، سید شباب اهل الجنه، سید أشرف سبط همه این القاب بر او اطلاق می کنند و اشهر آن زکى است.» (۱۲)

در برخی از منابع از لقبهای سعید، شهید (۱۳) و برّ، طیّب، مطهر و مبارک (۱۴) و از کنیه ها ابوالشهداء، ابوالاحرار و ابوالمجاهدین را برای حضرت امام حسین (علیه السّلام) ذکر کرده اند.

ابن شهر آشوب مازندرانی درباره اسم و القاب حضرت امام حسین (علیه السّلام) در جلد چهارم کتاب مناقب آل ابی طالب چنین می نویسد:

« اسْمُهُ الْحُسَیْنُ وَ فِی التَّوْرَاهِ شَبِیرٌ وَ فِی الْإِنْجِیلِ طَابٌ وَ کُنْیَتُهُ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ وَ الْخَاصُّ أَبُو عَلِیٍّ. و ألقابه الشهید السعید و السبط الثانی و الإمام الثالث و المبارک و التابع لمرضاه الله المتحقق بصفات الله و الدلیل على ذات الله أفضل ثقات الله المشغول لیلا و نهارا بطاعه الله الثاری بنفسه لله الناصر لأولیاء الله المنتقم من أعداء الله الإمام المظلوم الأسیر المحروم الشهید المرحوم القتیل المرجوم الإمام الشهید الولی الرشید الوصی السدید الطرید الفرید البطل الشدید الطیب الوفی الإمام الرضی ذو النسب العلی المنفق الملی أبو عبد الله الحسین بن علی منبع الأئمه شافع الأمه سید شباب أهل الجنه- و عبره کل مؤمن و مؤمنه صاحب المحنه الکبرى و الواقعه العظمى و عبره المؤمنین فی دار البلوى و من کان بالإمامه أحق و أولى المقتول بکربلاء ثانی السید الحصور یحیى ابن النبی الشهید زکریا الحسین بن علی المرتضى زین المجتهدین و سراج المتوکلین مفخر أئمه المهتدین و بضعه کبد سید المرسلین نور العتره الفاطمیه و سراج الأنساب العلویه و شرف غرس الأحساب الرضویه المقتول بأیدی شر البریه سبط الأسباط- و طالب الثأر یوم الصراط أکرم العتر و أجل الأسر و أثمر الشجر و أزهر البدر معظم مکرم موقر منظف مطهر أکبر الخلائق فی زمانه فی النفس و أعزهم فی الجنس أذکاهم فی العرف و أوفاهم فی العرف أطیب العرق و أجمل الخلق و أحسن الخلق قطعه النور و لقلب النبی سرور المنزه عن الإفک و الزور و على تحمل المحن و الأذى صبور مع القلب المشروح حسور مجتبى الملک الغالب الحسین بن علی بن أبی طالب. (۱۵)

اسم ایشان حسین است، در تورات «شبیر» و در انجیل «طاب» و کنیه ایشان ابو عبدالله اسم خاص ایشان ابو علی است. و لقبهای ایشان شهید، سعید، سبط دوم و امام سوم و مبارک، پیرو رضایت الهی، تحقق بخش صفات خدا، دلیل بر ذات خدا، برترین معتمد الهی، روز و شب مشغول به طاعت خدا، خود را در راه خدا فدا کرد، یاری کننده اولیای خدا، انتقام گیرنده دشمنان خدا، امام مظلوم، اسیر محروم، شهید رحمت شده، کشته سنگباران شده، امام شهید، ولی هدایت کننده، وصی درستکار، طرد شده بی همتا، قهرمان دلیر، نیکوی وفادار، امام رضی دارای نسب عالی،  انفاق کننده به تمام معنا، ابو عبدالله الحسین بن علی، جدّ ائمه، شفیع امت، سرور جوانان اهل بهشت و عبره هر مومن، صاحب مصیبت بزرگ و واقعه عظمی و عبرت مومنین در دار بلا و کسی که به امامت شایسته تر و سزاوارتر است. کشته دشت کربلا، یحیای معصوم ثانی، فرزند پیامبر شهید زکریا، حسین بن علی مرتضی زینت مجتهدان، چراغ توکل کنندگان به حق، مایه فخر ائمه هدایت یافته، جگر گوشه سید مرسلین پیامبر اکرم (ص)، نور خاندان فاطمی و چراغ تبار علوی، شرافت نهالهای رضوی و فخر درخت امامت، کشته شده به دست بدترین آفریدگان، یکی از نوه های دختری رسول الله (صلی الله علیه آله)، طالب قصاص در روز قیامت، گرامی ترین عترت والا مقام ترین خاندان، ثمره دهنده ترین شجره نبوت، درخشانترین ماه تمام، گرانقدر گرامی باوقار مهذب مطهر، عزیزترین مردم در سرشت، عاقلترین، باوفاترین، پاک‌ریشه‌ترین، زیباترین و بهترین خلق، پاره ‌ای از نور، شادمانی دل رسول، پیراسته از دروغ و ناروا، شکیبا در تحمّل رنجها و آزارها، با دلی گشاده، برگزیده‌ خدای فرمانروای غالب و چیره، حسین بن علی بن ابی‌طالب.

 

ماجراى نجات فطرس فرشته به برکت وجود حضرت امام حسین (علیه السّلام)‏

«روایت شده است هنگامى که حضرت امام حسین (علیه السّلام) دیده به این جهان گشود، خداوند به جبرئیل (علیه السّلام) فرمان داد با گروه انبوهى از فرشتگان به حضور پیامبر (صلّى اللّه علیه و آله) فرود آیند و ولادت حضرت امام حسین (علیه السّلام) به آن حضرت تبریک گویند.

جبرئیل (علیه السّلام) همراه فرشتگان به سوى زمین روانه شدند، در مسیر راه به جزیره ‏اى رسیدند، در آن جزیره، فرشته ‏اى به نام «فطرس» را دیدند، که خداوند به او فرمانى داده بود و او در اجراى آن، کندى نموده بود، از این رو پر و بالش شکسته و به آن جزیره افتاده بود و هفتصد سال در آن جزیره، به عبادت خدا مشغول بود. فطرس به جبرئیل گفت: کجا مى‏روید؟ جبرئیل گفت: به محضر محمّد (صلّى اللّه علیه و آله) مى ‏رویم.

فطرس گفت: مرا حمل کرده و با خود نزد آن حضرت ببر، شاید در مورد نجات من دعا کند، [فطرس همراه جبرئیل رهسپار شد، تا به حضور پیامبر (صلّى اللّه علیه و آله) شرفیاب شدند.] جبرئیل، ماجراى فطرس را به عرض رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله) رسانید. پیامبر (صلّى اللّه علیه و آله) فرمودند: «بگو فطرس خود را به این نوزاد بمالد.» فطرس خود را به گهواره حسین (علیه السّلام) مالید، خداوند همان دم بال و پر او را به سلامتى نخست بازگردانید، آنگاه او همراه جبرئیل به سوى آسمان پرواز نمود.

مطابق بعضى از روایات، نام این فرشته «صلصائیل» بود، وقتى به حضور رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله) رسیدند و ماجراى صلصائیل (و گناه او و به دنبالش شکسته شدن بال و پرش) را به پیامبر (صلّى اللّه علیه و آله) عرض کردند، پیامبر (صلّى اللّه علیه و آله) برخاست و به حضور فاطمه (علیها السّلام) آمد و فرمود: پسرم حسین (علیه السّلام) را به من بده، فاطمه (علیها السّلام)، حسین (علیه السّلام) را که در قنداقه ‏اى پیچیده شده بود، نزد رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله) آورد. حسین (علیه السّلام) با جدّش رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله) سخن گفت که آن حضرت را به شگفتى واداشت و مسرور کرد.

پیامبر  (صلّى اللّه علیه و آله)، حسین (علیه السّلام) را نزد فرشتگان آورد و بر کف دست خود قرار داد، فرشتگان تهلیل (لا اله الّا اللّه) و تکبیر گفتند و حمد خدا را به جاى آوردند و وجود مبارک حسین (علیه السّلام) را ستودند، پیامبر  (صلّى اللّه علیه و آله) به طرف قبله رو کرد و حسین (علیه السّلام) را به طرف آسمان بلند کرد و چنین دعا نمود: «اللّهمّ انّى أسألک بحقّ ابنى الحسین ان تغفر لصلصائیل خطیئته و تجبر کسر جناحه، و تردّه الى مقامه مع الملائکه المقرّبین‏: خدایا، به حقّ پسرم حسین (علیه السّلام) از درگاهت مى ‏خواهم که گناه صلصائیل را بخشیده و بال و پرش را سلامت بخشى و او را به مقام (نخستینش) به جمع فرشتگان مقرّب بازگردانى.» (۱۶)

در حدیثی از بحار الأنوار و جلاء العیون نام فرشته ای که به واسطه وجود حضرت اباعبدالله الحسین (علیه السّلام) آمرزیده شد؛ «دردائیل» ذکر شده است. (۱۷)

 

سیمای حضرت  امام حسین (علیه السّلام)

بر چهره شریف آن حضرت امام حسین (علیه السّلام)، نشانه‌ های امامت آشکار بود و چهره ‌اش از درخشانترین چهره‌ های مردم بود و آن گونه بود که «أبو کبیر هذلی» می‌گفت: «و اذا نظرت الی اسره وجهه ‌برقت کبرق العارض المتهلل: هرگاه به خطوط چهره‌ اش بنگری همچون ابر باران ‌زا، برق می ‌زند.» (۱۸)

بعضی از تذکره‌ نویسان، آن حضرت را چنین وصف کرده‌اند: «سفید چهره بود و از روشنایی چهره اش تاریکی روشن می شد.» (۱۹)

«حضرت امام حسین و برادرش حضرت امام حسن (علیهما السّلام) به شهادت و گواهى رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله) دو آقایان جوانان اهل بهشت هستند. حسن بن على (علیه السلام) از سر تا سینه شبیه به پیغمبر (صلی الله علیه و آله) بود و حسین (علیه السّلام) از سینه تا پا شباهت به آن حضرت (صلی الله علیه و آله) داشت و آن دو از میان همه خاندان و فرزندان آن جناب مورد علاقه و حبیبان رسول خدا (صلى اللَّه علیه و آله) بودند.» (۲۰)

هنگامی که آن سر شریف را بر یزید بن معاویه عرضه داشتند، از جمال هیبتش به حیرت افتاد و گفت: «من هرگز صورتی زیباتر از او ندیده‌ام. پس یکی از حاضران به وی گفت: او شبیه رسول خدا (صلّی اللّه علیه و آله) بود.» (۲۱)

راویان، اجماع دارند که وی در اوصاف و نشانه‌ هایش همانند جدش حضرت پیامبر (صلّی اللّه علیه و آله) بود و در شباهت و صفات، با آن حضرت شباهت داشت و هنگامی که «عبید اللّه بن حر جعفی» به دیدار حضرتش مشرف شد اظهار داشت: «من هرگز کسی را ندیده ‌ام که زیباتر و چشمگیرتر از حسین باشد…»(۲۲)

تعویذ پیامبر (صلّی اللّه علیه و آله) برای حسنین (علیهما السّلام‌)

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) از شدت علاقه خود به حضرت امام حسن و امام حسین (علیهما السّلام) همواره برای ایشان تعویذ می خواندند تا از چشم بد و حسودان در امان باشند و اصحاب در نقلهای مختلفی آن را بیان کرده اند.

عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنِ الْقَدَّاحِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ (ع):‏ رَقَى النَّبِیُّ (ص) حَسَناً وَ حُسَیْناً فَقَالَ أُعِیذُکُمَا بِکَلِمَاتِ اللَّهِ التَّامَّاتِ وَ أَسْمَائِهِ الْحُسْنَى کُلِّهَا عَامَّهً مِنْ شَرِّ السَّامَّهِ وَ الْهَامَّهِ وَ مِنْ شَرِّ کُلِّ عَیْنٍ لَامَّهٍ وَ مِنْ شَرِّ حاسِدٍ إِذا حَسَدَ ثُمَّ الْتَفَتَ النَّبِیُّ (ص) إِلَیْنَا فَقَالَ هَکَذَا کَانَ یُعَوِّذُ إِبْرَاهِیمُ إِسْمَاعِیلَ وَ إِسْحَاقَ (ع). (۲۳)

علی بن ابراهیم با اسنادی از قداح از حضرت صادق (علیه السلام) نقل نمودند که حضرت از قول أمیر المؤمنین (علیه السلام) فرمودند: پیغمبر (صلی الله علیه و آله) حسن و حسین (علیهما السّلام) را به این کلمات تعویذ نمودند: «اعیذ کما بکلمات اللَّه التامات و اسمائه الحسنى کلها عامه من شر السامه و الهامه و من شر کل عین لامه و من شر حاسد اذا حسد» سپس پیغمبر (صلی الله علیه و آله) رو به ما نمودند و فرمودند: ابراهیم (ع) این سان اسماعیل و اسحاق را تعویذ می کرد.

حَدَّثَنَا عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ الْقَزْوِینِیُّ الْمَعْرُوفُ بِابْنِ مَقْبُرَهَ قَالَ أَخْبَرَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ الْحَضْرَمِیُّ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ یَحْیَى الْأَحْوَلُ قَالَ حَدَّثَنَا خَلَّادٌ الْمُقْرِئُ عَنْ قَیْسٍ عَنْ أَبِی الْحُصَیْنِ‏ عَنْ یَحْیَى بْنِ وَثَّابٍ عَنْ أَبِی عُمَرَ قَالَ: کَانَ عَلَى الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ (علیهما السلام) تَعْوِیذَانِ حَشْوُهُمَا مِنْ زَغَبِ جَنَاحِ جَبْرَائِیلَ (ع)‏. (۲۴)

ابن مقبُره با اسنادی از عبدالله بن عمر نقل می کند که گفت: ابن عمر گوید: به همراه حسن و حسین (علیهما السلام) دو تعویذ بود که میان آن از ریزه ‏هاى بال جبرئیل آکنده بود.

«پیامبر اکرم غالبا سوره قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ‏ و سوره‏ قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ‏ را براى سلامتى حسنین (علیهما السلام) می خواند. بدین لحاظ است که این دو سوره به معوّذتین نامیده شدند. چون پیغمبر خدا (صلی الله علیه و آله) مکرر این دو سوره را براى سلامتى حسنین (علیهما السلام) می خواند لذا ابن مسعود و دیگران می گفتند این دو سوره تعویذ حسنین (علیهما السلام) می باشند، جزء قرآن نیست.» (۲۵)

نقش نگین انگشتری حضرت امام حسین (علیه السّلام)

چنان که از احادیث مشخص می شود برای حضرت امام حسین (علیه السّلام) چند انگشتر با نقشهای متفاوت بوده است:

حَدَّثَنَا عَلِیُّ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ مُوسَى الدَّقَّاقُ (رَحِمَهُ اللَّهُ) قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ الْکُوفِیُّ قَالَ حَدَّثَنَا مُوسَى بْنُ عِمْرَانَ النَّخَعِیُّ عَنْ عَمِّهِ الْحُسَیْنِ بْنِ یَزِیدَ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِیهِ عَنِ الصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِیهِ (ع) قَالَ: کَانَ لِلْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ (ع) خَاتَمَانِ نَقْشُ أَحَدِهِمَا لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ عُدَّهٌ لِلِقَاءِ اللَّهِ وَ نَقْشُ الْآخَرِ إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ‏ وَ کَانَ نَقْشُ خَاتَمِ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ (ع) خَزِیَ وَ شَقِیَ قَاتِلُ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ (ع). (۲۶)

علی بن احمد بن موسی دقاق (رحمه الله) با اسنادی از حضرت امام صادق (علیه السّلام) ایشان از پدر بزرگوارشان نقل می کنند که فرمودند: حسین بن على را دو خاتم بود نقش یکى‏ از آنها «لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ‏ عده للقاء اللَّه» و نقش دیگرى‏ «اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ‏» بود و نقش خاتم على بن الحسین (ع) «خَزِیَ وَ شَقِیَ قَاتِلُ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ(ع): رسوا و بد بخت است کشنده حسین بن على (ع)» بود.

در حدیثی طولانی حضرت امام علی بن موسی الرضا (علیه السّلام) نقش نگین حضرت امام حسن و حضرت امام حسین (علیهما السلام) را چنین بیان نموده اند:

سَهْلُ بْنُ زِیَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ الرِّضَا (ع) قَالَ: کَانَ نَقْشُ خَاتَمِ الْحَسَنِ (ع) الْعِزَّهُ لِلَّهِ وَ خَاتَمِ الْحُسَیْنِ (ع)‏ إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ‏. (۲۷)

سهل بن زیاد با اسنادی از حسین بن خالد نقل می کند که حضرت امام رضا (علیه السّلام) فرمودند: نقش نگین انگشتر امام حسن (علیه السّلام) «الْعِزَّهُ لِلَّهِ» و نقش نگین انگشتر امام حسین (علیه السّلام) « إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ» بود.

در قسمتی از حدیث دیگر درباره نقش نگین انگشتر حضرت امام حسن و حضرت امام حسین (علیهما السلام) از حضرت امام صادق (علیه السّلام) چنین نقل شده است:

 عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ جَمِیلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ یُونُسَ بْنِ ظَبْیَانَ وَ حَفْصِ بْنِ غِیَاثٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالا: کَانَ فِی خَاتَمِ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ «الْحَمْدُ لِلَّه‏». (۲۸)

علی بن ابراهیم با اسنادی از حفص بن غیاث از حضرت امام صادق (علیه السّلام) نقل می کند که حضرت فرمودند: نقش نگین انگشتر حضرت امام حسن و حضرت امام حسین (علیهما السّلام) «الحمدلله» بود.

 

همسران حضرت ابا عبدالله الحسین (علیه السّلام)

در کتب سیره و تاریخی تعداد همسران حضرت امام حسین را چنین بر شمرده اند:

شهربانو دختر یزگرد بن شهریار بن شیرویه بن خسرو پرویز: ایشان مادر حضرت امام سجاد (علیه السّلام) هستند. نام ایشان در منابع مختلف سلامه (۲۹) سلافه و غزاله (۳۰) شهربانویه، شاه زنان، جهانبانویه، خوله (۳۱) ذکر شده است.

به نقلی حضرت امیرالمومنین (علیه السّلام) ایشان را مریم و به نقلی فاطمه نام نهادند. (۳۲)

رباب دختر امرء القیس الکلبی: ایشان مادر حضرت سکینه و حضرت علی اصغر (علیهما السّلام) می باشند و قطعا در کربلا حضور داشتند. علاقه وافری به حضرت امام حسین (علیه السّلام) داشته اند و پس از واقعه کربلا یک سال بیشتر زنده نبودند. نوحه های فراوانی در فراق آن حضرت نمودند از جمله مرثیه ایشان در مجلس یزید است. «چون نگاه این زن بر سر مقدّس شوهرش افتاد بی تاب شد و آن سر مبارک را گرفت و بوسید و در کنار خود نهاد و نوحه ‏سرایى کرد و گفت:

 وا حسینا فلا نسیت حسینا                أقصدته  أســنّه  الأعــداء

 غادروه  بکربلاء  صــریعــا                  لا سقى اللّه جانبى کربلاء» (۳۳)

«من هرگز حسین را فراموش نخواهم کرد، نیزه‌ های دشمن او را هدف قرار دادند. بدنش را در کربلا بخاک افکندند، خداوند سرزمین کربلا را سیراب نگرداند.

  لیلا دختر مرّه بن مسعود الثّقفیّه: ایشان مادر حضرت علی اکبر (علیه السّلام) هستند. (۳۴)

ام اسحاق دختر طَلْحَه بن عبید اللَّه تَیْمِیَّه: ایشان ابتدا همسر حضرت امام حسن (علیه السّلام) بودند و پس از شهادت ایشان به همسری حضرت امام حسین (علیه السّلام) درآمدند. برای او یک فرزند به نام فاطمه نام می برند. برخی منابع ایشان را مادر حضرت رقیه (علیها السّلام) ذکر کرده اند.

زنی از قبیله قضاعیه: در تذکره الخواص نام ایشان را سلافه ذکر کرده است اما برخی از منابع این نام را برای حضرت شهربانو نیز ذکر کرده اند. (۳۵)

فرزندان حضرت امام حسین (علیه السّلام)

تعداد فرزندان حضرت امام حسین (علیه السّلام) دقیقا مشخص نیست. در منابع تاریخی تعداد پسران ایشان چهار تا شش نفر و تعداد دختران حضرت دو تا چهار دختر نقل شده است. (۳۶)

در این تحقیق سعی در اثبات یا نفی وجود هیچ یک از فرزندان حضرت امام حسین (علیه السّلام) نشده است. با توجه به اینکه شیعیان همواره مورد ظلم  و ستم قرار گرفته اند و قتل و غارتها و آتش سوزیهایی که در کتابخانه ها رخ داده است سبب شده که بسیاری از مستندات تاریخی کمرنگ گردد و برخی مسلمات ضعیف به نظر آید و برخی از منابع تاریخی و حتی مقاتل اصلا به دست ما نرسد؛ بنا بر این تمام مستنداتی که در مقاتل درباره وجود هر یک از فرزندان حضرت امام حسین (علیه السّلام) وجود داشته نقل شده است.

 پسران حضرت سید الشهداء (علیه السّلام)

حضرت علی اکبر (علیه السّلام): به همراه سیدالشهدا (علیه السّلام) در کربلا به شهادت رسیدند. مادرش، لیلى، دختر ابى مره بن عروه بن مسعود ثقفى بود. (۳۷)

حضرت علی سید العابدین (علیه السّلام): پس از حضرت اباعبدالله حسین (علیه السّلام) به امامت رسید. مادر بزرگوار حضرت دختر کسرى یزدگرد پادشاه ایران بود.

عبدالله بن حسین (علیه السّلام)

در اکثر مقاتل عبد الله بن حسین (علیه السّلام) کودک شیر خوار شش ماهه ای که مادرش رباب دختر امرء القیس بن عدی از قبیله کلاب بوده، معرفی شده است. که به علی اصغر معروف گردیده است. بیشتر مقاتل از قاتل عبدالله بن حسین شش ماهه را حرمله بن کاهل اسدی دانسته اند. (۳۸) در الکامل و مثیر الاحزان نیز قاتل حضرت علی اصغر (علیه السّلام) مردی از قبیله بنی اسد معرفی شده است. (۳۹) در زیارت ناحیه مقدسه نیز از عبد الله بن حسین طفل شیرخواری که به تیر حرمله بن کاهل اسدی شهید شد؛ یاد شده است: «السّلام على عبداللَّه بن الحسین الطّفل الرّضیع، المرمیّ الصّریع، المتشحّط دماً، المصعّد دمه فی السّماء، المذبوح بالسّهم فی حجر أبیه‏، لعن اللَّه رامیه حرمله بن کاهل الأسدیّ وذویه.»(۴۰)

در برخی مقاتل از تولد فرزندی برای امام حسین (علیه السّلام) روز عاشورا خبر داده اند. (۴۱) نام مادر این طفل ام اسحاق ذکر شده است. (۴۲) نام قاتل این طفل را عبداللَّه بن عقبه الغنویّ یا هانی بن ثبیت الحضرمیّ ذکر کرده اند. (۴۳) در کتاب تسمیه من قتل و به نقل از آن الأمالی شجری و الحدائق الوردیّه قاتل عبدالله بن حسین متولد شده در روز عاشورا را حرمله بن الکاهل نقل کرده اند. (۴۴)

سید ابراهیم میانجی در کتاب عیون عبری می نویسد: «عبد الله الرّضیع غیر از علی اصغر است و مادرش ام اسحاق دختر طلحه می باشد که در روز عاشورا در کربلا به دنیا آمد. هنگامی که متولد شد امام حسین (علیه السّلام) آمدند و کودک را در آغوش گرفتند و لبانش برق می زد. عبد الله غنوی یا هانی حضرمی تیری به سوی طفل پرتاب نمودند و او را به شهادت رساندند در حالی که در آغوش پدرش در [درب] خیمه بود. ولی علی اصغر (علیه السّلام) در میدان جنگ به شهادت رسید. حرمله بن کاهل اسدی او را با پرتاب تیری ذبح نمود. و الله اعلم. (۴۵)

جعفر بن حسین(علیه السّلام): در زمان حیات حضرت امام حسین (علیه السّلام) متوفی شد. مادرش از قبیله قضاعیّه بود و نسلی از او باقی نماند. برخی از مقاتل ایشان را در شمار شهدای کربلا ذکر کرده اند.

محمد بن حسین (علیه السّلام): در کربلا شهید شد. نام مادرش در مناقب ابن شهر آشوب رباب ذکر شده است.

محسن بن حسین (علیه السّلام): در برخی از مقاتل و معجم البلدان حموی آمده است که یکی از همسران حضرت اباعبدالله (علیه السّلام) که نامش مشخص نشده است باردار بوده است و فرزندش در مسیر از کوفه به شام در حلب سقط گردیده است. (۴۶)

ابوبکر بن حسین(علیه السّلام): مادرشان از کنیزان بوده است و نامش معروف نیست در حدیثی از حضرت امام (علیه السّلام) و هم در مقتل ابی مخنف قاتل او عبداللَّه‏ بن عُقبه غَنَوى‏ ذکر شده است. (۴۷) از پسران دیگر حضرت امام حسین که در برخی از مقاتل جزء شهدا یا اسیران آل محمد (ص) برشمرده شده اند، عبارتند از: القاسم بن الحسین (علیه السلام)‏، إبراهیم بن الحسین (علیه السلام)‏، زید بن الحسین (علیه السلام)‏، حمزه بن الحسین (علیه السلام)‏، عمر (عمرو) بن الحسین (علیه السلام)‏. (۴۸)

 دختران حضرت سید الشهداء (علیه السّلام)

فاطمه (سلام الله علیها)مادرش امّ اسحاق دختر طلحه بن عبد اللّه از قبیله تیمیه بود. «گاهی نسبت به فاطمه زهرا (سلام الله علیها) او را فاطمه صغری ، می نامیده اند. فاطمه با شوهر خود «حسن مثنی» در قیام خونین کربلا شرکت داشتند.» (۴۹)

سکینه (سلام الله علیها)مادرش رباب دختر امرء القیس بن عدى از قبیله کلاب بود. «ایشان با کنیه ام عبدالله بن حسین نیز یاد شده اند.» (۵۰)  همسر او پسر عمویش عبدالله بن حسن بود.

زینب (سلام الله علیها)نام مادر بزرگوارشان نقل نشده است.

رقیه (سلام الله علیها)نام مادر حضرت رقیه (علیها السلام) را در برخی منابع ام اسحاق ذکر کرده اند. (۵۱)

با توجه به اینکه در لباب الانساب ابن فندق، یکی از قدیمی ترین منابع، نام مادر یکی از دختران حضرت امام حسین (علیه السّلام) را شهربانو ذکر کرده است و رحلت شهربانو پس از تولد حضرت سجاد را با نقلی که دال بر ضعف خبر دارد آورده است، قول بقای شهربانو و اینکه ایشان مادر حضرت رقیه (سلام الله علیها) باشند؛ قوت می گیرد. (۵۲)

صفیه (سلام الله علیها)نام ایشان در مقتل ابی مخنف در کنار نام حضرت رقیه در آخرین وداع حضرت امام حسین (علیه السّلام) هنگامی که حضرت ابا عبدالله اهل حرم را برای آخرین وداع صدا می زنند؛ نقل شده است. «ثمّ نادى علیه السلام: یا امّ کلثوم و یا زینب و یا سکینه و یا رقیّه و یا عاتکه و یا صفیّه، علیکنّ منِّی السّلام، فهذا آخر الاجتماع و قد قرب منکم الافتجاع‏.» در برخی از مقاتل (۵۳) آمده است که صفیه بنت الحسین (علیها السلام)‏ همان دختری از دختران حضرت سیدالشهداء (علیه السّلام) است که اخنس بن زید برای ربودن گوشواره، گوش او را پاره نمود. (۵۴)

پانوشتها

(۱) سیره معصومان، جلد‏۵، صفحه ۷۱

(۲) مصباح المتهجد و سلاح المتعبد، جلد‏۲، صفحه ۸۲۶ – منتهى الآمال فى تواریخ النبى و الآل علیهم السلام، جلد‏۲، صفحه ۶۵۹

(۳) بحار الأنوار، جلد ‏۵۴ ، صفحه ۱۶۹ – ۱۶۸ – بحار الأنوار، جلد ‏۵۳ ، صفحه ۱۴۲

(۴)زندگانى چهارده معصوم علیهم السلام، صفحه ۳۰۸

(۵)ماده ای خوشبو به رنگ سرخ یا زرد که بخش بیشتر آن از زعفران تشکیل شده است.

(۶)منتهى الآمال فى تواریخ النبى و الآل علیهم السلام، جلد‏۲، صفحه ۶۶۱ – ۶۶۰ – الامالی (للطوسی)، صفحه ۳۶۷ – ۳۶۸

(۷)مناقب آل أبی طالب علیهم السلام، جلد‏۳، صفحه ۵۷ – ۵۶

(۸)مناقب آل أبی طالب علیهم السلام، جلد‏۳، صفحه ۳۹۷

(۹)مناقب آل أبی طالب علیهم السلام، جلد‏۳، صفحه ۳۹۸ – بحار الأنوار ، جلد‏۴۳ ، صفحه ۲۵۲

(۱۰) بحار الأنوار، جلد‏۴۳ ، صفحه۲۵۲

(۱۱) جلاء العیون، المجلسی، صفحه ۴۷۵

(۱۲)کشف الغمه، جلد‏۲، صفحه ۱۷۲ – ۱۷۱

(۱۳)فرهنگ عاشورا، صفحه ۳۹

(۱۴)زندگانی حضرت امام حسین علیه السلام، جلد‌۱، صفحه ۴۶

(۱۵) مناقب آل أبی طالب علیهم السلام، جلد‏۴، صفحه ۷۹ – ۷۸

(۱۶)نگاهى بر زندگى چهارده معصوم علیهم السلام، حاج شیخ عباس قمى‏، صفحه ۱۴۲

(۱۷) بحار الأنوار، جلد‏۴۳، صفحه ۲۵۰ – ۲۴۸ – جلاء العیون، صفحه ۴۸۳

(۱۸) زندگانی حضرت امام حسین علیه السلام، جلد‌۱، صفحه ۴۳

(۱۹) زندگانی حضرت امام حسین علیه السلام، جلد‌۱، صفحه ۴۴ به نقل از الافاده فی تاریخ الائمه الساده

(۲۰) الإرشاد، جلد‏۲، صفحه ۲۴

(۲۱) زندگانی حضرت امام حسین علیه السلام، جلد‌۱، صفحه ۴۵ به نقل از انساب الاشراف بلاذری، جلد ۳ صفحه ۵ ؛ از روی نسخه خطی موجود در کتابخانه عمومی حضرت امیر المؤمنین (علیه السّلام)

(۲۲)زندگانی حضرت امام حسین علیه السلام، جلد‌۱، صفحه ۴۶- ۴۵

(۲۳)الکافی، جلد‏۲، صفحه ۵۶۹

(۲۴)الخصال، جلد‏۱ ، صفحه ۶۷  – بحار الأنوار، جلد‏۴۳، صفحه ۲۶۳ – بحار الأنوار ، جلد ‏۴۳ ، صفحه ۲۹۱

(۲۵)زندگانى حضرت زهرا (علیها السلام)، صفحه ۳۱۴

(۲۶)الأمالی، صفحه ۱۳۱-  بحار الأنوار، جلد‏۴۳ ، صفحه ۲۵۸

(۲۷)بحار الأنوار ، جلد‏۴۳ ، صفحه  ۲۵۸ – الکافی، جلد‏۶ ، صفحه ۴۷۴

(۲۸) بحار الأنوار، جلد‏۴۳، صفحه ۲۵۸ – الکافی، جلد‏، صفحه ۴۷۳

(۲۹) الکافی، جلد‏۱، صفحه ۴۶۶ – بحار الأنوار، جلد‏۴۶ ، صفحه ۱۳

(۳۰)تذکره الخواص، صفحه ۲۴۹

(۳۱) بحار الأنوار، جلد‏۴۶، صفحات۱۳ و ۱۴

(۳۲)بحار الأنوار، جلد‏۴۶، صفحه ۱۳

(۳۳)منتهى الآمال فى تواریخ النبى و الآل علیهم السلام، جلد‏۲، صفحه ۱۰۵۸

(۳۴)موسوعه الامام الحسین (علیه‏السلام)، جلد‏۱۷، صفحه ۳۸۶

(۳۵)تذکره الخواص، صفحه ۲۴۹ – بحار الأنوار، جلد‏۴۶ ، صفحه ۱۳ – ۱۶

(۳۶) منتخب الأنوار فی تاریخ الأئمه الأطهار (ع)، صفحه ۶۵ – تاریخ أهل البیت‏، صفحه ۱۰۲ – الإرشاد، جلد‏۲، صفحه ۱۳۷ – سیره معصومان، ج‏۵، صفحه ۷۳ – مناقب الطاهرین، جلد‏۲، صفحه ۵۸۱

(۳۷)در کتاب الارشاد شیخ مفید جلد دوم صفحه ۱۳۷ و مناقب الطاهرین جلد دوم صفحه ۵۸۱ حضرت علی اکبر را امام سجاد ذکر کرده اند. و علی بن الحسین که نام مادرش لیلا بوده را علی اصغر ذکر کرده اند.

(۳۸)موسوعه الامام الحسین(علیه‏السلام)، جلد ‏۱۳، صفحه ۱۲به نقل از تسمیه من قتل، الرّسّان، صفحه ۱۵۰ عنه الأمالی، الشّجری، جلد۱، صفحه ۱۷۱ – الحدائق ‏الوردیّه، المحلّی، جلد۱، صفحه۱۲۰ – الحسین (علیه السلام)، ابن سعد، صفحه ۷۶ – ۷۵ – جمل من أنساب الأشراف، البلاذری، جلد ۳، صفحه ۴۰۷ – أنساب الأشراف، جلد ۳، صفحه ۲۰۱ – اللّهوف، صفحه ۱۱۷- ۱۱۶ به نقل از الدّمعه السّاکبه، البهبهانی، جلد ۴، صفحه ۳۳۵ – أسرار الشّهاده، الدّربندیّ، صفحه ۴۰۲ – نفس المهموم، القمّی، صفحه ۳۴۹ – تظلّم ‏الزّهراء، القزوینی، صفحه ۲۰۳ – ذخیره الدّارین، الحائری، جلد۱، صفحه  ۱۴۱- ۱۴۰ – معالی ‏السّبطین، المازندرانی، جلد ۱، صفحه ۴۲۳- ۴۲۴ – زینب الکبرى، النّقدی، صفحه ۱۰۵- ۱۰۶ – العیون‏ العبرى، المیانجی، صفحه ۱۷۱- وسیله الدّارین‏، الزّنجانی، ۲۸۴ – ۲۸۳

(۳۹) موسوعه الامام الحسین (علیه‏السلام)، جلد‏۱۳، صفحه۲۰ به نقل از الکامل، ابن الأثیر، جلد ۳، صفحه ۲۹۴ – مثیر الأحزان، ابن نما، صفحه ۳۶

(۴۰)بحار الانوار، جلد ۹۸، صفحه ۲۷۰

(۴۱) التّاریخ، الیعقوبی، جلد۲ ، صفحه ۲۴۵ – ترجمه تاریخ یعقوبی، جلد ۲، ۱۸۱-  ذخیره الدّارین، الحائری، صفحه ۳۰۵ – پژوهشى پیرامون شهداى کربلا، صفحه ۲۳۵

به نقل از موسوعه الامام الحسین(علیه‏السلام): التّاریخ، الیعقوبی، جلد۲ ، صفحه۲۳۱ –  تسمیه من قتل، الرّسّان، صفحه۱۵۰ به نقل از آن الأمالی، الشّجری، جلد ۱، صفحه ۱۷۰ – الحدائق الوردیّه، المحلّی، جلد۱، صفحه ۱۲۰ – ذخیره الدّارین، الحائری، جلد۱، صفحه ۱۶۱به نقل از آن وسیله الدّارین، الزّنجانی، صفحه ۲۸۰ – معالی السّبطین، المازندرانی، جلد ۱، صفحه ۴۲۸- ۴۲۷ – العیون العبرى، المیانجی، صفحه ۱۷۴

(۴۲) ذخیره الدّارین، الحائری، صفحه ۳۰۵ – پژوهشى پیرامون شهداى کربلا، صفحه ۲۳۵

به نقل از موسوعه الامام الحسین(علیه‏السلام) ذخیره الدّارین، الحائری، جلد ۱، صفحه ۱۶۱ به نقل از آن وسیله الدّارین، الزّنجانی، صفحه ۲۸۰ – معالی السّبطین، المازندرانی، جلد ۱، صفحه ۴۲۸- ۴۲۷ – العیون العبرى، المیانجی، صفحه ۱۷۴

(۴۳) ذخیره الدّارین، الحائری الشیرازی، ص ۳۰۵ – پژوهشى پیرامون شهداى کربلا، صفحه ۲۳۵

به نقل از موسوعه الامام الحسین(علیه‏السلام): ذخیره الدّارین، الحائری، جلد ۱، صفحه ۱۶۱ به نقل از آن وسیله الدّارین، الزّنجانی، صفحه۲۸۰ – در معالی السبطین قاتل فقط عبداللَّه بن عقبه الغنویّ ذکر شده است.

(۴۴) تسمیه من قتل، الرّسّان، صفحه۱۵۰به نقل از آن الأمالی، الشّجری، جلد ۱، صفحه ۱۷۰ – الحدائق الوردیّه، المحلّی، جلد ۱، صفحه ۱۲۰

(۴۵) موسوعه الامام الحسین (علیه‏السلام)، جلد‏۱۳، صفحه ۵۶ به نقل از العیون العبرى، المیانجی، صفحه ۱۷۴

(۴۶) منتهى الآمال فى تواریخ النبى و الآل علیهم السلام، جلد‏۲، صفحه ۹۶۵ – معجم البلدان، جلد۲، صفحه ۱۵۶ – ۱۵۵ – نهر الذهب، جلد ۲، ۲۱۰ – موسوعه الامام الحسین(علیه‏السلام)، جلد‏۱۳، صفحه ۸۲ – ۸۳ به نقل از نفس المهموم، صفحات ۴۲۸ – ۶۷۸ – ۶۷۹ – العیون العبرى، صفحات ۲۵۲-۲۵۱ – معالی السّمطین، جلد۲، صفحات  ۱۳۵- ۱۳۴ – وسیله الدّارین، صفحه ۳۷۸

(۴۷) موسوعه الامام الحسین (علیه‏السلام)، جلد ۱۳، صفحه ۶۱

(۴۸) موسوعه الامام الحسین (علیه‏السلام) ، جلد ‏۱۳، صفحه ۷۱ – ۶۰

(۴۹) فاطمه دختر امام حسین (ع)، صفحه ۲۵

(۵۰)مناقب الطاهرین، جلد‏۲، صفحه ۵۸۱

(۵۱) ستاره درخشان شام حضرت رقیه (علیها السلام) به نقل از زندگانی چهارده معصوم (علیه السلام)، عمادزاده، جلد ۱، صفحه ۶۳۳ به نقل از اخبار الطول دینوری صفحه ۲۶۲، ابصار العین فی انصار الحسین (علیه السلام) صفحه ۳۶۸، کشف الغمه جلد ۲، صفحه ۲۱۶

(۵۲)رقیه بنت الحسین(ع)؛ پاسخی به تاملات و سوالات، صفحه ۲۶ – ۲۴

(۵۳)موسوعه الامام الحسین(علیه‏السلام)، جلد‏۱۳، صفحه ۱۱۰۱ به نقل از المنتخب، صفحه ۱۸۱- ۱۸۰ به نقل از آن  الدّمعه السّاکبه، جلد ۵، صفحه ۱۸۶- ۱۸۵ – تظلّم الزّهراء، صفحه ۳۳۶- ۳۳۵ – مدینه المعاجز، جلد ۴، ۹۵ – ۹۲ – بحار الانوار، جلد ۴۵، صفحه ۳۲۲ – ۳۲۱ – العوالم، جلد ۱۷، ۶۳۵- ۶۳۴ – أسرار الشّهاده، جلد ۵۶۶- ۵۶۷ – معالی السّبطین، جلد ۲، صفحه ۲۴۴- ۲۴۲

(۵۴) موسوعه الامام الحسین(علیه‏السلام)، جلد‏۱۳، صفحه ۱۱۰۰

 

منابع

– الإرشاد، محمد بن محمد مفید، ، ترجمه رسولى محلاتى، تهران، اسلامیه، چاپ دوم، بى تا

– الأمالی، محمد بن على ابن بابویه، تهران، کتابچى، چاپ ششم، ۱۳۷۶ش.

– الخصال‏، ابن بابویه محمد بن على،‏ مصحح على اکبر غفارى، قم‏، جامعه مدرسین‏، ۱۳۶۲ ش.

– الکافی، محمد بن یعقوب بن اسحاق کلینى، تهران، دار الکتب الإسلامیه، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ ق.

– بحار الأنوارالجامعه لدرر أخبار الأئمه الأطهار، محمد باقر بن محمد تقى مجلسى، جلد۴۴ ، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ دوم، ۱۴۰۳ ق.

– پژوهشى پیرامون شهداى کربلا، مولفا‌ن‌: ابوالقا‌سم‌ شا‌کر، عبدالحسین‌ بینش‌، سعید جمشیدی، قم، یاقوت، ۱۳۸۱

– تاریخ الیعقوبى، احمد بن أبى یعقوب بن جعفر بن وهب واضح الکاتب العباسى المعروف بالیعقوبى، بیروت ، دار صادر، بی تا

– تاریخ أهل البیت‏، ابن ابى الثلج‏، قم‏، ‏آل البیت‏، ۱۴۱۰ ق‏.

– تاریخ یعقوبى، احمد بن ابى یعقوب ابن واضح یعقوبى، ترجمه محمد ابراهیم آیتى ، تهران ، علمى و فرهنگى ، چاپ ششم ، ۱۳۷۱ش.

– تذکره الخواص، سبط ابن الجوزی، قم، منشورات الشریف الرضی ، ۱۴۱۸ ق. برابر با ۱۳۷۶ش.

– جلاء العیون‏، علامه مجلسى‏، قم‏، سرور، ۱۳۸۲ش.

– رقیه بنت الحسین(ع)؛ پاسخی به تاملات و سوالات، نجم الدّین طبسی، تهران، دلیل ما، ۱۳۹۳ش.

– زندگانی حضرت امام حسین علیه السلام، باقرشریف قرشی، حسین محفوظی (اهوازی)، قم، بنیاد معارف اسلامی، ۱۳۸۰ش.

– زندگانى چهارده معصوم علیهم السلام (ترجمه إعلام الورى)، فضل بن حسن طبرسى، تهران، اسلامیه، چاپ اول، ۱۳۹۰ ق.

– زندگانى حضرت زهرا (علیها السلام) (ترجمه جلد ۴۳ بحار الأنوار)، محمد باقر بن محمد تقى مجلسى، ترجمه نجفى، تهران، اسلامیه، چاپ اول، ۱۳۷۷ش.

– ستاره درخشان شام حضرت رقیه (علیها السلام)، علی ربانی خلخالی، قم، مکتب الحسین(ع)، ۱۴۱۸ق. برابر ۱۳۷۷ش.

– سیره معصومان، سید محسن امین عاملى، مترجم على حجتى کرمانى‏، تهران، سروش، ۱۳۷۷ق.

– فاطمه دختر امام حسین (ع)، احمد صادقی اردستانی، تهران، مطهر، ۱۳۷۸ش.

– فرهنگ عاشورا، جواد محدثی، قم، معروف، ۱۳۸۷ش.

– کشف الغمه، على بن عیسى اربلى، ترجمه و شرح زواره ‏اى، تهران، انتشارات إسلامیه، چاپ سوم، ۱۳۸۲ ش.

– مصباح المتهجّد و سلاح المتعبّد، محمد بن الحسن طوسى، بیروت، مؤسسه فقه الشیعه، چاپ اول، ۱۴۱۱ ق.

– مناقب الطاهرین، عماد الدین حسن بن على طبرى،‏ تهران‏، سازمان چاپ و انتشارات‏، ۱۳۷۹ ش‏.

– مناقب آل أبی طالب (علیهم السلام)، محمد بن على ابن شهر آشوب مازندرانى، قم، علامه، ۱۳۷۹ ق.

– منتخب الأنوار فی تاریخ الأئمه الأطهار(علیهم السلام)‏، محمد بن همام بن سهیل اسکافى، قم، دلیل ما، ۱۴۲۲ ق‏.

– منتهى الآمال فى تواریخ النبى و الآل علیهم السلام، حاج شیخ عباس قمی، قم، دلیل، ۱۳۷۹ش.

– موسوعه الامام الحسین(علیه‏السلام)، گروهى از نویسندگان، تهران، سازمان پژوهش و برنامه ریزى آموزشى، دفتر انتشارات کمک آموزشى، چاپ اول، ۱۳۷۸ش.

– نگاهى بر زندگى چهارده معصوم علیهم السلام، حاج شیخ عباس قمى‏، قم، ناصر، ۱۳۸۰ ش‏.‏‏

نگاه اجمالی به زندگی حضرت امام حسین (علیه السّلام)

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن