اهل‌بیت (ع)شناخت اهل بیت و اصحاب (ع)

یاران شیدای سیدالشهدا علیه السلام/عبدالله بن بُشْرِ خَثْعَمی

معرفی یاران شیدای امام حسین(ع) که به جناب عبدالله بن بشر خثعمي سلام‌الله‌علیه از یاران امام حسین علیه‌السلام در دشت کربلا اختصاص دارد

یاران شیدای سیدالشهدا علیه السلام/عبدالله بن بُشْرِ خَثْعَمی

معرفی یاران شیدای امام حسین(ع) که به جناب عبدالله بن بشر خثعمی سلام‌الله‌علیه از یاران امام حسین علیه‌السلام در دشت کربلا اختصاص دارد

اشاره

زائر/«عبدالله» پسر «بشر» پسر «ربیعه بن عمرو» از شجاعان نام‌آور عرب بوده است. پدر عبدالله نیز از رزم‌آوران بوده است. عبدالله از جمله کسانی بود که همراه لشکر ابن‌سعد خارج شد، ولی سرانجام از یاران امام حسین علیه‌السلام گشت(۱).

شهادت عبدالله

عبدالله پیش از ظهر عاشورا به فوز شهادت رسید(۲).

ادامه دارد

——————————————————

پی نوشت‌ها:

۱. ابصار العین، ص ۱۷۰

۲. منتهی الآمال، ج ۱، ص ۶۵۶

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یاران شیدای سیدالشهدا علیه السلام/عبدالله بن عُمَیر

معرفی یاران شیدای امام حسین(ع) که به جناب عبدالله بن عمیر سلام‌الله‌علیه از یاران امام حسین علیه‌السلام در دشت کربلا اختصاص دارد

اشاره

زائر«عبدالله»(۱) فرزند «عمیر»(۲) از قبیله «بنی‌علیم»(۳) است. «ابومخنف» می‌گوید ابوجناب به من گزارش کرد که «عبدالله بن عمیر» از ما بود. او پیش از این به کوفه آمده بود، و نزدیک چاه «جعد» از همدان سکنی گزیده بود. همسری داشت از «نمر بن قاصد» که او را «ام‌وهب» دختر «عبد» می‌نامیدند. علامه مجلسی رحمه الله می‌گوید: روایتی دیده‌ام که در آن این گونه گزارش شده: «جناب وهب پیش از این نصرانی بود. او به همراه مادرش به دست حضرت اباعبدالله الحسین علیه‌السلام اسلام آورده بود»(۴). او مردی شریف و شجاع بود در بین قوم خود با قامتی بلند و بازوانی پرتوان و مهارتی در رزم بود. او از شیعیان مخلص و شجاع حسین علیه‌السلام به شمار آمده است(۵). او پیش از آن، در کوفه ساکن بود ولی هنگامی که لشکر «ابن‌زیاد» از کوفه برای جنگ با امام حسین علیه‌السلام عازم کربلا شد، او نیز به اتفاق همسر خود رهسپار کربلا شد و توفیق یافت به سپاه امام ملحق شود(۶).

حرکت عبدالله به سوی امام

ابن‌مخنف می‌گوید: روزی «عبدالله بن عمیر» متوجه گروهی شد که همگی به اردوگاه «نخیله» رونهاده‌اند تا از آنجا به سوی امام حسین علیه‌السلام بروند. «عبدالله» جلو آمد و از آنها پرسید که چه عزمی دارند. به او گفتند که به سوی حسین فرزند فاطمه دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله بسیج می‌شوند. عبدالله گفت: «سوگند به خدا برای جهاد با اهل شرک حریص هستم. من امیدوارم که ثواب جهاد کسانی که با پسر دختر پیامبرشان قصد جنگ دارند، از جهاد با مشرکان آسان‌تر به دست آید». او نزد همسرش رفت و آنچه شنیده بود و قصد خویش را برای او بازگفت. همسرش گفت: «به واقع رسیده‌ای. امیدوارم که خدای تعالی به تو روی کند و در کارهایت رشد یابی! آری، چنین کن و مرا نیز با خود از این شهر خارج ساز». او شبانه همراه همسرش از شهر خارج شد تا به حسین علیه‌السلام برسد و با او در قیام شرکت کند(۷).

مبارزه عبدالله

عبدالله برای پاسخ‌گویی «یسار» و «سالم» از جای برخاست، امام او را اجازه داد و فرمود: «انی لاحسبه للاقران قتالا! اخرج ان شئت!؛ او را برای مبارزه با همتای خود نگه داشته‌ام، اگر مایلی (برای جنگ) خارج شو!» لحظاتی بعد، او وارد میدان شد. آن دو پرسیدند تو که هستی؟ عبدالله خود را معرفی کرد. آنها گفتند: ما تو را نمی‌شناسیم. باید برای کارزار با ما افرادی چون «زهیر»، «حبیب» و یا «بریر» بیایند. در حالی که «یسار» فاصله چندانی با «عبدالله» نداشت، گفت: «ای حرامزاده، آیا مایلی با من مبارزه کنی؟» سپس با شمشیر به او حمله‌ور شد. در این درگیری «سالم» از جانبی دیگر به عبدالله روی آورد که دوستانش فریاد برآوردند: «عبدالله» بهوش باش، غلام خونت را نریزد» اما او اعتنایی نکرد و «سالم» با شمشیر به او حمله کرد. «عبدالله» هنگامی به خود آمد که دیر شده بود. او به ناچار دست چپ خود را جلو آورد تا از خود دفاع کند، ولی انگشتان دستش قطع شد. عبدالله به «سالم» نزدیک شد، پیش از این که او خود را جمع کند او به را قتل رساند. دیری نگذشت که «عبدالله» روی به سوی حسین علیه‌السلام کرد و شعار پیروزی سر می‌داد در حالی که هر دو را کشته بود.«(۸)ان تنکرونی فانا ابن‌کلب انی امرؤ ذو مره و غضب‌و لست بالخوار عند النکب.(۹) اگر مرا نمی‌شناسی من پسر کلب هستم، آری من شخصی قوی و سخت هستم. و در سختی‌ها هرگز تسلیم نخواهم شد».

حمله ناجوانمردانه سپاه ابن‌سعد

پس از آن «عبدالله بن عمیر» نزد امام درنگ چندانی نداشت که ناگاه «عمرو بن حجاج» به طرف راست سپاه امام حمله‌ور شد در این حال «عبدالله» بر اسب سوار شد و با نیزه خود به استقبال آنها رفت، آری او یک تنه جلوی آن موج را گرفت تا دیگران فرارسیدند و آنها را به عقب پس راندند(۱۰).

شهادت عبدالله

گفته شده «عبدالله» یک تنه ۱۹ سوار و ۱۶ پیاده را به قتل رسانید(۱۱). بنابر گزارش مجلسی وی و مادرش ابتدا نصرانی بودند، ولی به دست مبارک امام حسین علیه‌السلام مسلمان شدند، و توانست در روز عاشورا ۱۲ سواره و ۲۴ پیاده را از پای درآورد(۱۲).او پس از آن به دست دشمن به اسارت افتاد و به دستور عمر سعد سرش را از تن جدا کردند و سر مطهر وی را به جانب امام حسین پرتاب کردند؛ همسرش سر مطهر و پاک او را گرفت. و خاک را از سر و صورت او زدود و چنین گفت بهشت گوارایت باشد(۱۳). سپس ستون خیمه را از جای کند و به طرف دشمن حمله کرد. امام پیش آمد و او را برگردانید و فرمودخدای رحمتت کند، از شما جهاد برداشته شده است.»(۱۴) او بازگشت، در حالی که می‌گفت: «پروردگارا! امیدم را ناامید مکن». امام حسین فرمود: «خداوند، امیدت را ناامید نخواهد کرد»(۱۵).

ادامه دارد

——————————————————

پی نوشت‌ها:

۱. شیخ طوسی رحمه الله، ایشان را از یاران حضرت اباعبدالله الحسین علیه‌السلام شمرده است. رجال شیخ طوسی، ص ۷۸

۲. تاریخ الامم و الملوک، ج ۵، ص ۴۲۹. فضیل بن زبیر نام وی را «عبدالله بن عمر بن عیاش» دانسته است. تسمیه من قتل مع الحسین علیه‌السلام، ش ۷۶

۳. تاریخ الامم و الملوک، ج ۵، ص ۴۲۹

۴. بحارالانوار، ج ۴۵، ص ۱۷

۵. ابصار العین، ص ۱۷۹، مقصد ۹

۶. تاریخ الامم و الملوک، ج ۵، ص ۴۲۹.

۷. تاریخ الامم و الملوک، ج ۵، ص ۴۲۹

۸. مقتل الحسین مقرم، ص ۲۹۳

۹. الارشاد، ج ۲ ص ۱۰۱

۱۰. الارشاد، ج ۲، ص ۱۰۲

۱۱. مناقب آل ابی‌طالب، ج ۴، ص ۱۰۱

۱۲. بحارالانوار، ج ۴۵، ص ۱۷

۱۳. تاریخ الامم و الملوک، ج ۵، ص ۴۳۸

۱۴. تاریخ الامم و الملوک، ج ۵، ص ۴۳۰، علامه مجلسی عبارت امام را قدری ظریف‌تر آورده‌اند: «ارجعی، یا ام‌وهب، انت و ابنک مع رسول الله صلی الله علیه و آله؛ ای ام‌وهب، برگرد، تو و پسرت با رسول خدا (محشور) هستید». بحارالانوار، ج ۴۵، ص ۱۷

۱۵. و هی تقول: «اللهم لا تقطع رجائی فقال الحسین لا یقطع الله رجاک». مقتل الحسین مقرم، ص ۲۹۸

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یاران شیدای سیدالشهدا علیه السلام/عبدالله بن عُروه بن حِرّاق غفاری

معرفی یاران شیدای امام حسین(ع) که به جناب عبدالله بن عروه بن حراق غفاری سلام‌الله‌علیه از یاران امام حسین علیه‌السلام در دشت کربلا اختصاص دارد

اشاره

زائر/«عبدالله» فرزند «عروه» بوده که او فرزند «حراق» و از قبیله «بنی‌غفار» است. «عبدالله» از شیعیان امام علی علیه‌السلام و از بزرگان قوم خود به شمار می‌آمده است. جد ایشان حراق از اصحاب حضرت امیرالمؤمنین علیه‌السلام بوده که در سه جنگ (صفین، جمل و نهروان) شرکت داشته است(۱).

شهادت عبدالله

ماجرای شهادت «عبدالله» بدین گونه است که عبدالله و برادرش در روز عاشورا نزد امام آمدند و گفتند: «ای اباعبدالله! سلام ما بر شما باد، دشمن به شما نزدیک شده درحالی که دوست داریم در کنار شما بجنگیم، دشمن را از شما دور کنیم و مانع آنها بشویم» امام فرمود: «آفرین بر شما، نزدیک شوید»(۲). آن دو نزدیک شدند و با دشمن جنگ سختی کردند و به شهادت رسیدند(۳). سروی شهادت عبدالله را در حمله نخستین دانسته است(۴). در زیارت ناحیه آمده «السلام علی عبدالله و… ابنی عروه بن حراق الغفاریین؛(۵) سلام بر عبدالله و… دو پسران عروه پسر حراق غفاری».

ادامه دارد

——————————————————

پی نوشت‌ها:

۱. ابصار العین، ص ۱۷۵، مقصد ۸

۲. قال علیه‌السلام: مرحبا بکما، ادنوا منی». موسوعه کلمات الامام الحسین، ص ۴۴۸

۳. تاریخ الامم و الملوک، ج ۵ ص ۴۴۲؛ وقعه الطف، ۲۳۴، البدایه و النهایه، ج ۸، ص ۲۰۰

۴. مناقب آل ابی‌طالب، ج ۴، ص ۱۱۳

۵. اقبال الاعمال، ج ۳، ص ۸۷. بحارالانوار، ج ۳ ص ۷۸. بحارالانوار، ج ۴۵، ص ۷۱

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یاران شیدای سیدالشهدا علیه السلام/عبدالرحمن بن عُروَه بن حِرّاق غفّاری

معرفی یاران شیدای امام حسین(ع) که به جناب عبدالرحمن بن عروه بن حراق غفاری سلام‌الله‌علیه از یاران امام حسین علیه‌السلام در دشت کربلا اختصاص دارد

اشاره

زائر/«عبدالرحمن» برادر «عبدالله» و دیگر فرزند عروه است. «عبدالرحمن» چون برادرش «عبدالله» از شیعیان و ارادتمندان امام علی علیه‌السلام و از بزرگان قبیله «بنی‌غفار» بوده است.

شهادت عبدالرحمن

این دو برادر، به خدمت امام آمدند و از نزدیک شدن سپاه «عمر سعد» به اردوگاه امام، حضرت را مطلع ساخته و خود در برابر امام در حالی که یکی می‌جنگید و دیگری او را حمایت می‌کرد و کار را تمام می‌کرد به مقابله با دشمن پرداختند تا سرانجام به فوز شهادت نائل آمدند(۱) او چون برادر شجاعش در زیارت رجبیه و نیز ناحیه مقدسه مورد سلام واقع شده است: «السلام علی عبدالله و عبدالرحمن ابنی عروه بن حراق الغفاریین.(۲)

شعار حماسی عبدالله و عبدالرحمن

در حین مبارزه، این دو برادر این گونه دشمن را مورد خطاب قرار می‌داده‌اند: «قد علمت حقا بنو غفار و خندف بعد بنی نزارلنضربن معشر الفجار بکل عصب صارم بتاریا قوم ذودوا عن بنی الاطهار بالمشر فی و العنا الخطار.(۳)

درسی که می‌توان گرفت: تا پای جان باید، در حفظ شخص و شخصیت امام کوشا بود.

ادامه دارد

——————————————————

پی نوشت‌ها:

۱. ابصار العین، مقصد ۸، ص ۱۷۵

۲. اقبال الاعمال، ج ۳، ص ۷۸

۳. تاریخ الامم و الملوک، ج ۵، ص ۴۴۲

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن