زمینه شب سوم محرم الحرام ۹۶ هیئت رایت العباس رزمندگان شمیرانات /محمود کریمی

Lyric

عمه به من گفتی که بابام پیش خداست

اما ببین سرش همینجا پیش روی نیزه هاست

منم مث مادر بزرگم باباییم

نمیدونم بابام کجاست

منم شبیه فاطمه بعد بابا عمرم کمه

چشام مث زهرا کبوده

قدم مث مادر خمه

من و عمه ها فتح کردیم شامو

خریدیم ابروی بابا مو

ببین زخم دست هامو

پاهامو چشمامو

بیت الحزانم شده این ویرونه

درد منو فقط مادر میدونه

بابام ببین چقدر شدم عین مادرت

از بس نفس نفس زدم دنبال سرت

دیگه نداره طاقت سیلی صورتم

برس به داد دخترت

اتیش گرفته شونه هام

از دست تازیانه ها

بسته به روم مث مدینه

در تموم خونه ها

چی میخاد بابا دشمن از جونم

چی میخاد تازیانه از شونم

..اتیشه پهلومه زخمام از بوسه ی بابام محرومه

بیت الاحزانم شده این ویرونه

من و عمه هام ترک کردیم شام رو

خریدیم ابروی بابامو

ببین زخم دستام پاهامو چشمام و

بیت الاحزان شئه این ویرونه حال منو فقط

مادر میدونه

مث مادر بزرگم اینجا تو غربتم

تو ویرونه کسی نیومد زیارتم

اینقد صدای خنده ها

قلبمو شکست

دیگه تمومه طاقتم

گریه شده دوای من

یکاری کن برای من

میگن باید آروم بگیره صدای گریه های من

عجل وفاتی شده ورد لب هام

خسته شدم خدا بابامو میخام

تو نبودی و من بی تو مردم

با گریه ابروشونو بردم

تموم راه سیلی میخوردم

از سیلی مردم

بیت الاحزانم *

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن